حکومتهای آتی

ازهمان وقت که مالکیت خصوصی، ازدواج و حکومت پیداشد، قانون نیز همراه آن بود، درجای دیگر همان بحث« سنن قدیمی و عرف همچون زمینه و اساس ثابت و مستقری در زیر ظواهر اجتماعی قراردارد و مانند صخره‌های محکم زیربناست، گذشت زمان قدسیت به آن داده‌است، و هنگامی که قانون درکار نباشد یا در قانون فساد رخ دهد، ثبات و انتظام را در جامعه حفظ میکند » بدیهی‌است اگر از قانون، احساس منافع عمومی نشود، خاطی از آن قانون ، محبوب بسیاری از شهروندان خواهدشد  چرا که شجاعت نموده و به این دشمن پیروز شده‌است، امّا تخطی از عرف و حدود آن همیشه مورد خشم عمومی است، عرف چکیدۀ تجربیات بشر، برای بهتر زیستن و سالم زیستن است و به واسطه تغییرات در ابزار استفاده زندگی شکلهای عرف تغییر می‌یابد امّا محتوای عرف به جهت تمیز بین خیر و شر و خوب و بد، رسوب یافته، و کم تغییراست، اخلاق برپایه عرف و آن بخشی از آن است که برای ادامۀ تکامل و خیر و صلاح جامعه بشر به آن اهمّیت حیاتی داده‌است.

کوتاه سخن اینکه، دوام و بقای حکومتها و دولتها رابطۀ مستقیم دارد‌ با میزان انطباق قوانین حکومتی با عرف و عادات جامعۀ آنها، و با افزایش این پوشش، هزینه‌های برقراری نظم تا بدترین وضع آن، سرکوب مردم، کاهش می‌یابد، بایستی ذکر نمود نتیجۀ صحیح از بررسی هر موضوع فقط در سایه نگرش همه جانبه و تعادل تمامی عوامل مؤثر برموضوع حاصل می‌شود، امّا لازم است اثر هرعامل نیز به‌تنهایی و بدور از مبالغه و یک جانبه‌نگری بررسی شود حال اگر در اینجا شرطی برای دوام و بقاء حکومت آورده‌شد یقیناً یکی از شروط است ولی از شروط با اهمّیت میباشد.

افلاطون و ارسطو هریک درخصوص مشخصات ممیزه حکومت بحث کرده‌اند، افلاطون با بحث مدینۀ فاضله در "جمهوریت" و سپس در نوشتار "مکالمۀ نوامیس" که دوّمی تأکید بر مالکیت و خانواده نمود، و سعی کرد کاستی‌های اوّلی را جبران نماید و مبانی سعادت جامعه را در تشکیل دولت مورد قبول بیان دارد. ارسطو نیز بحث حکومت فردی را به میان میکشد و شرط نیانجامیدن به استبداد را ضروری میداند، سپس مدل حکومت جمعی و اشرافی را بیان مینماید و مجدداً توضیح میدهد آن طبقه نیز نباید به دیکتاتوری روی‌آورد. در انقلاب کبیر فرانسه اندیشمندان بسیاری و بطور شاخص  ولتر  و  روسو  مطالب زیادی را در زمینۀ حکومت و دولت و قوانین و روابط بین آنان در قالب داستان یا مقالات مطرح کردند،ارائه این بحث و مشخصات دولت کارآ وقابل قبول مردم تاکنون ادامه دارد، امّا در این نوشتار به تغییر کیفی که در آینده رخ خواهدداد اشاره شده‌است.

آدام اسمیت متفکر و اقتصاددان و پدر اقتصاد کلاسیک، سه وظیفۀ اصلی را بردوش دولت قرار‌میدهد؛

 1.  برقراری امنیت و ایجاد حراست از مرزها در برابر هجوم و حملۀ بیگانگان 

 2.  محافظت از هر فرد جامعه از اعمال بی‌عدالتی توسط اعضای دیگر جامعه 

 3.  تشکیل نهادهای مورد لزوم برای عموم که محدود به منافع یک فرد یا گروه کوچکی از افراد نیست همچنین نگهداری و تشکیل نهادهایی که گروههای خاص یا افراد قادر به‌پرداخت هزینه‌های آن نباشد.

وی در آن دوران و به خاطر مخالفت شدید با عقاید مرکانتالیستها، عدم دخالت دولت بر بازار را با اصرار پی‌گیری کرد، اگر‌چه به نقایص بازار از‌جمله : انحصار، انحراف از انگیزه‌های انسانی و سوءاستفاده‌های تجاری را دراجرای عدالت اجتماعی معترف بود، امّا ضرر‌خود‌خواهی، بدون محدودیت بازار را بر زیان دولتهای غیر مسئول و فاسد ترجیح میداد.

قابل اشاره است، حکومتها و دولتها ناچار شدند درجهت پاسخگوئی گام بردارند، و پس از انقلاب کبیر فرانسه سرعت این حرکت بیشتر شد، دولتها به منظورکارائی بیشتر و کسب مشروعیت، نیازمند رعایت قوانین گردیدند زیرا شیوه‌های تولید تغییر کرد، روابط مبادله و اجتماعی سریعتر شد و نیاز به عدالت و رعایت قانون‌مندی بیشتر گردید. همچنین بطور نسبی و با توجه به شرایط جامعه و توان اعمال قدرت او  و بسط و تعمیق ارکان دموکراسی، پاسخگوئی را مشروط و با موازنه نیروهای اثربخش جامعه مدنی، ولو با اکراه عمل می‌نمایند، با بسط تکنولوژی ارتباطات و سرعت حیرت‌انگیز آن لزوماً تغییرات جدّی در نحوۀ پروسۀ قانون‌گذاری و کنترل براعمال دولتها بوجود‌خواهدآمد . بدرستی میتوان پیش‌بینی نمود، طیف بسیار وسیعی از مردم بدون تجمع در محلی خاص ، برای تصویب یا رّد موضوع و  به کمک رایانه اقدام مینمایند. کسب نظر اکثریت از لابی‌های گروهی و خصوصی و مخفی‌کاری و سیاست‌بازی خارج و به مستند سازی و تکیه زدن به منطق قوی و مدّ نظرداشتن منافع عمومی و روشن‌سازی بیشتر جوانب موضوع، تغییر جهت خواهد‌داد.

در مقالۀ «"اوباما" و چالشهای در پیش رو» به استعاره ذکر گردید این دولت، نوزادی 5 ماهه است، یعنی فقط در سایۀ مراقبت ویژه میتواند ادامۀ حیات‌ دهد، اگر در جهت درخواست آن اکثریتی که تغییر را خواستار شدند، حرکت کند، و شفافیت و منافع جمعی مدنظر باشد، بی‌گمان به شرایط و زیرساختهای کاملتری نیازدارد که زمان آن کاملاً نرسیده، امّا با فراست و کوشش، میتوان جهش کرد و به آن سو نزدیک‌ شد. این حتی برای جامعه فراصنعتی آمریکا نیز کمی زود به نظر میرسد امّا حرکت کل جامعۀ بشری بدان سو ناگزیر‌است و فقط زمان دقیق، قابل پیش‌بینی نیست.

حال بیائید کمی راجع‌به دولتهای آتی فکر کنید، چرا تغییر؟ بشر در جستجوی تکامل است بدنبال دنیای بهتر، بدنبال خوشبختی بیشتر، وضعیت موجود کاستیهایی دارد، حداقل کارآیی قابل قبول برای این شرایط را ندارد، جستجو و کنکاش و تلاش فکری راه‌حل‌هایی را پیش‌رو میگذارد، باتوجه به تجارب جوامع بشری، هم‌گامی راه‌حلها با اخلاقیات، عرف و خواست متعالی جامعه، به‌نتایج که همان تغییرات است منتهی میشوند، زمان این پروسه و راههای رسیدن به نتیجه، طیف وسیعی را بوجود بیاورد و ثابت نیست، زمان میتواند کوتاهتر شود و یا بسیار طولانی، با صرف انرژی زیاد یا سهل‌الوصول،امّا تلاش آحاد جامعه تعیین کننده است، نوع مقاومت مخالفان تغییر نیز تأثیرگذاراست و آن مقوله‌ای وسیع و خارج از این بحث است. امروز، تفاوت بزرگ ، نگرشی، درخصوص نقش دولتها در شرف تکوین است، دیگر آن تفکر، ایجاد سه قوه مستقل و انجام همۀ امور توسط دولت ، برای رسیدن به عدالت و نیک‌بختی، کارایی ندارد، همانگونه که از خیلی قبل با فراگیرشدن نقش ارتباطات از قبیل رادیو و تلویزیون و سرعت چاپ ، روزنامه‌ها و مقالات و مجلات، اهرم کنترلی رسانه‌ها و تأثیر آن برنقش افکار عمومی، معادله را تغییر دادند، و دولتها ناگزیر به پاسخ‌گوئی بیشتر و مراقبت بهتر از انجام امور شدند. امروز نیز بشر بدنبال اثرگذاری مستقیم بیشتر افراد جامعه و ایجاد نقش کارگذار زیر ذره‌بین  تمامی آحاد جامعه برای دولت‌هاست. دیدیم زمانی که عده‌ای برای کنترل و محافظت از منافع گروهی حاکمان ،به ارباب جراید و رسانه‌ها تبدیل شدند و نقش سانسور قوی شد، تحول استفاده از اینترنت و سایت و وب‌لاگ این محدودیت را شکست، لذا براحتی میتوان پیش‌بینی نمود در سالهای بعد سرعت انتقال اطلاعات و سهولت بکارگیری آن بقدری تحول ایجاد خواهد‌نمود که آنقدر دشوار نخواهد‌بود که مثلاً درهرجامعه‌ای تعداد بیشماری رأی‌گیری انجام گیرد، یا تعداد نمایندگان مردم مثلاً 100 یا 1000 برابر شود یا کلیۀ مسیرهای مخارج عمومی زیر دید و چشم همگان باشد.

استفاده از آن ابزار ، تفکر مردم را نیز عوض خواهد نمود، دیگر تصور اینکه نقش دولت 95% است و نقش مردم 5% و مردم کاری نمی‌توانند انجام دهند و فقط دولتها لزوماً تصمیم گیرند و حال بایستی منتظر معجزات آنان بود، اهمّیت خود را از دست میدهد.

جوامع در آن موقعیت، با بکارگیری از ابزار پیشرفته، بسرعت تصمیم میگیرند، کمک میکنند، مخالفت میکنند، اصلاح مینمایند و مشارکت بیشتری حاصل میشود. در تجارب گذشته نیز بخصوص در بلایا و قحطی‌ها و زلزله‌های سهمگین، تصمیم و نقش مردم، در کلیۀ جوامع بشری،  از نقش دولتهاشان فراتر بوده‌است و مردم آنجا که نیاز مبرم احساس کردند خودشان وارد عمل شدند و انجام دادند، اگر رجعت دهم به مقالۀ "اوباما" بایستی بگویم " انکی با تور"  او همان، نقش بیشتر مردم است و درخواست اثرگذاری فعالانه برای تغییرات، و گرنه تغییر مورد درخواست میمیرد تا در زمانی دیگر و رسیده‌تر متولد شود.

" در رویارویی با مشکلات اقتصادی حاضر" - مقاله دیگر- با این رویکرد به نقش بیشتر و مهم‌تر مردم به موضوع نگریسته شد، البته چند نفر از دوستان عزیز با شتاب اظهارنظر کردند. درموقعیتهایی شرایطی فراهم میشود که مردم نقش بیشتری به‌عهده بگیرند، از تحمل قبول این نقش، قدرت و یکپاچگی بیشتری حاصل میشود، محیط مناسبی برای اعلام و اعمال خواستهای برحق‌شان بوجود میاید که کمتر شکننده است و تحول اساسی را سبب میگردد.

پرسید چرا هرچه زور و قوت است در دست راست است و به دست چپ اجحاف شده‌است پاسخ دادند چون درهرکار پرزحمت دست راست خودش را جلو می‌اندازد یا فقط از او خواسته‌میشود، تیمور لنگ بدین خاطر مدتی دست راست خود را بست و فقط با دست چپ شمشیر زد تا جائیکه دست چپ او هم مثل دست راستش شد.

نابرده رنج گنج میسر نمیشود             مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

/ 2 نظر / 4 بازدید
محسن

سلام به دوست خوبم پست جالبی بود... وب زیبائی داری.. دوست داشتی بیا پیشم.. شاد باشی عزیزم[گل]

کور امیدوار

چرا بر خویشتن هموار باید کرد زحمت باغی کز آن گل کاغذین روید . من ز تیمور نپرسم که چه حاجت به شمشیر بود که وی را چپ وراست تدبیر بود