انرژی روحی معنوی بخش دوم

خلاصه مثل نور نمیشوند که وقتی راه افتاد دایم روشن کند و ادامه مسیر دهد و گرما بدهد و منیر و مستنیر بسازد . مثال،  نیاز به ارتباط باعث میشود انسان شخص یا اشخاصی را به گفتگو بگیرد همیشه تکرار می نماید ممکن است چندین ساعت صحبت کنند اما هیچ  اثر بیاد ماندنی و و گرما بخش و محرک به خیر نداشته باشد ، فقط زمان کشته شده است و نیاز روحی در حد پاین تر آن ها ارضا ء شده است . همین گفتگو از طرف یک فهیم و در موقعیت خاص موج براه میاندازد و تاثیر متوالی و دایم میسازد یعنی مثل نور عمل کرده است.  در این مدل بدنبال آن هستیم تا بیابیم در چه شرایطی انرژی روحی شبیه نور عمل میکند و از طرف دیگر و ارکان و عوامل سیاهچاله آنها هستند،  و بلاخره جامعه چگونه وارد عمل میشود آیا تعیین کننده  فرد است و مختار است یا محیط و اجتماع  نقش قابلی رقم میزنند ودر آن صورت برای جامعه چکار باید انجام داد.میدانیم قوانین فیزیک هم ساده اند و هم پیچیده بعضی اوقات ، آنقدر شرایط مختلف تاثیر گذار است که براحتی نمیتوان حکم کرد . مثلا واضح است آب در 100درجه سلسیوس جوش آمده و با دریافت انرژی بیشتر تغیر حالت داده و به بخار تبدیل میشود . اما وجود فشار و باد و سطح و مویینگی  و...طوری موثر است که در صفر درجه هم بخشی از بارش به بخار تبدیل میشود ودر هوا پخش میشود چه برسد به خشک شدن لباس در معرض باد ودر هوای مثلا ده درجه.در خصوص انرژی روحی و قوانین آن به مراتب پیچیده گی بیشتر است زیرا به راحتی قابل ازمایش و مشاهده نیست و درک و شناخت ویژگی هایی را طلب میکند. در فیزیک حرکت الکترونها به غیر از بحث انرژی مطلب مهمتراز آن یعنی  ایجاد میدان مغناطیسی و تغیر آن میدان مجددا نتیجه اش  ایجاد جریان الکتریکی و میدان الکتریکی است و این دنیای بزرگ و شگفت انگیز الکترونیک و مخابرات و برخی کنترل های فوق هوشمند است. نور این خاصیت را دارد میدان الکترو منیتیک دارد و این راز جاودانگی اوست. در نوعی عالی از انرژی روحی یا بهتر بگوییم از مراحل پنجم به بعد این انرژی با اشکال میدان هایی نظیر الهام، درک غیرارادی، اثر سینرژیکی و هم افزایی جاودانه می شود و مثل شکافت اتم انرژی بی نهایت بزرگ آزاد میسازد ، که با دریافت آن به انتشار میرسیم و انتقال آن هم افزایی حیرت انگیزی میدهد در آن وادی دو با دو ممکن است شود  ده و نه چهار.

برای نیاز های  انرژی روحی  سطوحی قایل شدیم،که  آنها را بیان می کنیم. اولین سطح را هم صحبتی نامیدیم ، در بخش اول مقاله راجع به آن بحث شد. مبنای بسیاری از واکنشهای روز مره است بعلاوه،  آن نیاز موجب تشکیل و قوام خانواده شود. دومین سطح، پذیرش در جامعه است. هویت ویا هویت های مختلف فرد را تامین می کند . پدر است ، معلم است ، هنرمند است، کشاورز است، آواز خوان است ، واعظ است ، رییس است، مراد است، مرید است ، هم وطن است ، هم محل است، همسفر است یا بوده و یکی یا مجموعه ای از آنهاست. بدون این نقشها تنهاست و احساس دلتنگی دارد . سطح سوم، نیاز احترامی است.لذت مورد تحسین واحترام بودن بقدری جذاب است که دیکتاتورها با کسب  احترام و تحسین از روی ایجاد ترس و وحشت هم،  اغوا و سر مست  می شوند . سطح چهارم، نیاز مقتدایی و رهبری است. سطح پنجم ، نیاز آرامش و شکوه و بزرگی است . هرچه پیش می رویم پیچیده ترو ترکیبی تر میشود. بی رقیب بودن، یکه بودن ، مقتدر بودن از تمنا های این نیاز است. این نیاز تله ای است که با عبور از آن تبدیل کیفی صورت می پذیرد. میدانهای تاثیر، از جنس های الکترو مغناطیس تا انواع کشف نشده آن با عبور از این مرحله آزاد میشوند. کیفیت احساس نیاز و لذت متفاوت میشود. این مرحله بزنگاه اصلی است. سطح ششم ، نیاز انسان دوستی است. ارزش و احترام به انسان و خصایل عالی آن ، مراعات حق و رعایت حریم انسانها و انسانیت در مرحله ششم قرار گرفته است. و بلاخره بالاترین سطح، کمال طلبی مطلق ، ستایش از  بی نیاز مطلق وبخشنده بی انتها یا نیاز خداجویی واقعی  است.سوال اساسی اینجاست ، آیا باید به توالی،  از تمامی سطوح عبور کرد  و مدتی را در آن سطح و بناچار گذراند. وجواب کامل  آنستکه شاید به میزان تعداد انسان ها مسیر وجود داشته باشد  که در جزییات و بازه های زمانی متفاوت هستند. به عبارت دیگر پنج سطح اول که  مثل نور عمل نمی کنند و میتوانند متوقف شوند مثل سنگی که بالای ارتفاع بردیم و انرژی صرف شد و در آن نهفته ماند اما حرکتی نشد و باقی ماند تا شاید و زمانی دیگر .

و این پنج سطح هریک دارای تله هایی است که با ارتقاء مخالفت میکند . بسیارند که تا سطح دوم وسوم بیشتر پیش نمی آیند و تمام میشوند و بسیارند که تا سطح پنجم را با سرعت و بی اعتنا از فریفته شدن طی میکنند و در سطوح ششم و هفتم جاودانه میشوند.چرا؟ نهاد روحی و نیازهای آن برای افراد مختلف زیاد متفاوت نبوده پس چه اتفاقی افتاده است. میتوان پاسخ داد که عواملی چون ، بخت و اقبال در تاثیر جنبه های مثبت اجتماع ، اقبال در مسیر تابش امواج مثبت  قرار گرفتن، منیر شدن و گرفتار تله ها نشدن، و رویکرد به جوهر ناب انسانی یعنی تفکر تزکیه و فرار از افراط در لذات زودگذر  نقش های خود را متفاوت رقم زده اند.

بیاییم تاثیر اجتماع را بیشتر واشکافی نماییم . عواملی مانند دروغ ،ریا، فساد، تقلب، خفقان، فشاروظلم،حق کشی، تجاوز به حقوق و حریم افراد سیاهچاله های انرژی روحی هستند لذا اگر در یک محیط اجتماعی این ها غالب باشند جریان انتشار و انتقال انرژی روحی از جنس نور و میدان های شبیه الکترونیک روان نیست و شانس و اقبال آحاد آن جامعه کاهش می یابد و بر عکس. در آن محیط سیاهچاله،  غالب توازن روحی افراد به هم می خورد و همه سراسیمه و دستپاچه و نامتعادل عمل می کنند طبیعی است بالاترین نیاز آرامش باشد و حداکثر انتظار افراد رسیدن به آرامش یا سطح پنجم است که آن هم میتواند کاذب و دروغین جلوه کند. زندگی در چنین جامعه ای بسیار تاسف بار است.

معمولاً بی انگیزگی و عدم اعتماد عمومی موجبات تلاشی آن جامعه را فراهم می آورد. اما چه موقع و چگونه نا معلوم است. احساس عدم رضایت و نا امیدی به تمامی ارکان رشد روحی و معنوی آن جامعه صدمه میزند.روح آن جامعه تشنه است و و در سکون منتظر لحظه ای است که یک میدان قوی اکثر میدان های جزء را همسو کند و سهمگینانه و با سرعت حیرت آور مانند از خواب پریده به حرکت در آمده و تغیر اساسی را حاصل کند. خلاصه اینکه  اجتماع بطور دایم در سیاهچاله نمی ماند . و تغیر ناگزیر است. اما در برهه ای که در این عارضه مانده، بد اقبالی افراد جامعه اش را رقم زده است.وبیگمان با تغییر شرایط بسیاری افراد که روح آنها در سیاهچاله کاملا پژمرده نشده است بادیدن تابش انوار انرژی مثبته بر میگردند و سیر طبیعی میکنند.

چندی قبل راجع به زنان مشهور در عرفان جستجو می کردم ، به نام سه نفر و به فاصله زمانی کمتر از هفتاد سال آنهم در یک شهر برخورد کردم شکی نماند این نتیجه از  از تاثیر محیط و امواج مثبت انرژی روحی در آن جامعه بوده است.  آن زنان فرهیخته بی بی شطیطه نیشابوری و بسنده نیشابوری و فاطمه نیشابوری بودند که از مشاهیر عرفان نام برده شده اند و آوازه آنها برون مرزی بوده است . بایزید بسطامی فاطمه را استاد نام برده و ذوالنون مصری از عرفای مشهور عرب از او به نیکی یاد کرده است . توجه کنیم آنها در قرن دوم هجری و در دوره ی کم سوادی عمومی وخصوصا تضعیقات برای زنان به این مدارج رسیده اند. عدالت خواهی ، مساوات طلبی که از عوامل اساسی و اولیه ظهور اسلام بوده است و هنوز در پیرامون جزیره العرب زنده بوده بی تاثیر در تشکیل محیط مناسب رشد آنان نبوده است. در مرکزقدرت اسلام و در کمتر از سی سال این انوار مثبته  به سیاهچاله افتاد. تاریخ های اسلام و امویان وعباسیان گواه این مدعااست. از طرف دیگر مقاومت خراسان به عنوان آخرین سنگر مقاومت در برابر اعراب باعث گرد آمدن و جانبازی های انسان های جسور و فرهیخته ایرانی  بوده است  که اثر امواج انرژی های روحی حاصله از ایثار و حق طلبی و انسان دوستی  ساطع از آنان در جامعه به زودی از بین نرفته است.

حکیم فردوسی شهیر،  در شاهنامه و در خلق تراژدی رستم وسهراب ، مردمی را نظاره گر میکند که نسبت پدر و پسر را میدانند و دم بر نمی آورند . تا یکی از آنها به دست دیگری کشته شود و اثر بیاد ماندنی خود را گذاشته است ظلم بر سیاوش را می گوید و بسیار روایت ها این تراژدی زمان وقوع، شاهنشاهی کیکاووس است که شخصیت مثبتی ندارد . و در تاکید بی مسئولیتی کیکاووس  دیر رساندن نوش دارو رامیگوید.   رستم نیز در این نبرد به تفکر رویکرد ندارد و مانند نبرد با اسفندیار به سراغ سیمرغ یا رای و تدبیر کامل و برتر نمی رود. خلاصه برای خلق تراژدی که اوج افسوس را از مرگ سهراب به دل مینشاند شرایط محیطی را در خور خلق آن تراژدی را با زیرکی و چیره دستی به نظم می کشد.

مثالی عمومی از محیط گرفتار سیاهچاله ، از خانه بیرون میروی، آشنایی را از دور می بینی و او هم شما را می بیند و یکی از شماها خودش را به ندیدن میزند تا سریعتر عبور کند مگر با درنگ و معطلی منفعتی مادی را از دست بدهد. برای خرید میروی ، نزدیک محل که می شوی  می بینی فرد نا توان از تند رفتن نزدیک محل است و حق و نوبت با اوست اما با عجله خودت را جلوی او قرار می دهی،  یک بسته در دست داری  و ممکن است کمی زحمت درست کند برای بغل دستی لذا تاکسی سوارت نمی کند. آدرس می پرسی ، راهمایی نمیشوی. همه در عجله هستندو قیافه ها عبوس ویا هاج و واج.

اگر به تاریخ اجتماعی زمان جنبش مشروطه دقیق تر نگاه کنیم، که خوشبختانه کتاب های زیادی درباره تاریخ در این مقطع زمانی نوشته شده است اما اگر با دید تاثیرات اجتماعی و شور اجتماعی افراد و جانفشانی و گذشت و ایثار آنان نگاه کنیم، بی اختیار یاد نیما و شعرش می افتی که یاد بعضی نفرات روشنم می دارد، قوتم می بخشد،( در بخش اول گفته شده).

مجموعه ای از تمایل به پیشرفت جامعه و انسان دوستی و کمال طلبی انرژی های روحی مثبتی را آزاد نموده است تا چند دهه هم منجر به به وجود آمدن هنرهای ناب از موسیقی و شعر و نقاشی شده است به علاوه حرکت و بسیج برای ایجاد دانشگاه و مدرسه و کسب علم و از جان گذشتن در راه آزادی شاخص آن شود و حرکت بوده است و پس لرزه های آن حتی پس از صد سال آنچان با قوت باقی است که هر از چندگاه موج وار لرزه می اندازد و بر اندام نگهدارندگان سیاهچاله ، آنهم در زمانیکه یاد این شعر از عارف می افتی که :

یاران شدند بدتر از اغیار و گو به دل

کای یار غار صحبت اغیارم آرزوست

   

 

‍‍‍‍‍‍‍‍

/ 1 نظر / 30 بازدید
فروش ویژه توافقی

سلام دوست خوبم این سایت youtarh.ir با قیمت توافقی با شما به فروش میرسه مطمن باش تخفیف ویژه ایی دریافت میکنی اگه مایل به دریافت اطلاعات بیشتر داشتی میتونی با این ایمیل در تماس باشی programertak@yahoo.com راستی این دوتا سایت هم با همون قیمت توافقی فروش میره fullweb.ir hosttohost.ir