جوانان، مسئولیت پذیری، چالش‌های واقعی موجود

این در حالی است که اگر به آمارهای ازدواج و طلاق توجه شود، رشد طلاق هشدار دهنده است. آمار بیکاری هم الاماشاءالله هر روز بیشتر می‌شود به هر تقدیر جامعه‌ای که جمعیت بین 16 تا 28 سال آن حدود 34 میلیون نفر یعنی حدود 44% از کل جمعیت می‌باشد بزرگترین چالش آن جوانان و زندگی امروز و آینده آنهاست.

وجه مشخصه‌ی عصر ما، انتقال سریع اطلاعات از طریق اینترنت و رسانه‌هاست جوانان در تمامی نقاط دنیا، با اخبار ستاره‌های فوتبال و سایر رشته‌های ورزشی، نام آوران موسیقی، فیلم و هنر به سرعت آشنا می‌شوند وآن ها و اخبارشان را پیگیری می‌کنند، وسایل مورد نیاز جستجوی آنها موبایل، کامپیوتر و رسانه‌هاست که یقیناً مفید و کارآمد هستند و به همان میزان هزینه‌ای اضافی و اجتناب ناپذیر را به خانواده تحمیل می‌کند. از طرف دیگر اگر جوان از الگو سازی گروهای موجود در دنیا‌ی غرب استفاده نماید بایستی هزینه‌ی بیش‌تر را برای پوشش هم‌شکل آن‌ها بپردازد. البته در تمامی دوره‌ها جوان‌ها به دنبال نو‌گرایی و استفاده از البسه مخصوص به عصر خود بوده‌اند که هزینه‌ای متفاوت داشته است امّا در زمان حاضر یا عصر سرعت اطلاعات خواسته‌ها بیشتر شده است. اینکه با توجه به محدودیت‌های مالی و فرهنگی درخواست های تنوع طلبی بسیاری جوان های ما برآورده نمی‌شود امری اجتناب ناپذیر است اما در هر‌حال خواسته‌ی طبیعی و متناسب با سن آن‌ها فراموش شدنی نیست و در اشکال مختلف خود را ظاهر می‌سازد.اغلب خانواده‌ها برای کنترل و هدایت جوانان خود تمایل دارند آنها را فقط در مسیر تحصیل قرار دهند و بعضاً خانوارهای روستایی با توجه به نوع کار فصلی و تخصّصی که هم ولایتی‌ها یافته اند، جوانان ذکور خود را برای کسب درآمد به شهرها گسیل می‌دارند. تا علاوه بردرآمد به مهارت حرفه‌ای نایل آیند.کارگران ساختمانی، جوشکاران و آرماتوربندها، قالب‌بندها و گچ‌کاران از این جمله اند البته فروشندگان جزء یا کارگران خدماتی نیز در این دسته بندی قرار می گیرند. بدون علّت نیست تقسیم‌بندی شغل‌ها با جغرافیای محلّ سکونت کارکنان شان متناسب می‌شود. اما در شهرها و به‌خصوص شهرهای مرکز استان و یا  بزرگ‌تر، جوان‌ها اغلب به سمت کسب مدرک هدایت می‌شوند با توجه به ترکیب جمعیتی 70% شهری و 30% روستایی حال حاضر مشخص است که خیل عظیم جوانها فقط به هدفگیری کسب مدرک هل داده می‌شوند، هم اکنون تقریباً 5/3 میلیون دانشجو مشغول به تحصیل بالای دیپلم متوسطه می‌باشند این به غیر از آمار دانشجویان خارج از کشور می‌باشد که مقدارشان کمتر از 000/70 نفر نیست حال این جمعیت عظیم پس از فارغ‌التّحصیلی به دنبال شغل است، قسمت اعظم فارغ‌التّحصیلان دانشگاهی بایستی در بخش خدمات مشغول به کار شوند که درآن بخش، به جز تعدادی وکیل،پزشک و مهندس و متخصص مالی که جذب مطلب ها و دفاتر خصوصی و شرکت‌های پیمانکاری و مشاورحقوقی می‌شوند بقیه بایستی استخدام دولت یا شرکت‌ها‌ی وابسته به دولت شوند. در نتیجه یا بایستی هرروز دولت بزرگتر شود یا راه  دیگری وجود نخواهد داشت.مگر مداخلات دولت و سایر نهادهای شبه دولتی در اقتصاد تولیدی قطع گردد و در خدمات محدود شود و جای آن به بخش خصوصی داده شود در حال حاضر تعداد کلّ کارکنان مستقیم دولت به غیر از نیروهای مسلّح فقط حدود 5/2 میلیون نفر است که مشخّص است برای این تعداد فارغ التحصیل شانس جذب بسیار محدود است، آنهایی که در شهرها نتوانسته اند وارد دانشگاه شوند و با دیپلم و کمتر از آن بدنبال شغل اداری و خدماتی می‌روند وضعیت به مراتب دشوارتری دارند و امکان موفقیت آنها بسیار پائین است. حال جوانی که تا سن تحصیل یعنی از کودکی تا حدود23 یا 25 سالگی مورد حمایت شدید خانواده برای کسب مدرک بوده است، ناگهان پس از فارغ التحصیلی و با پیدا نشدن شغل احساس خلاء می نماید  در کشورهای صنعتی شرایط اجتماعی و فرهنگی این اجازه را می‌دهد که جوان از حدود 14 یا 15 سالگی به کار در کنار تحصیل ولو در ساعات محدود بپردازد، و در آمد کسب نماید.کارهایی نظیر فروشندگیکار در رستوران و...،  لذا آن جوانان با محیط کار یدی آشنا می‌شوند و پذیرش برای انجام این قبیل کارهای پایین‌تر را می‌یابند برای ورود به جامعه هم از او انتظار نمیرود یک خانواده را به تنهایی اداره نماید، فقط خودش را آن هم با شرایط زندگی بسیار ساده یک جوان اداره می کند. امّا از جوانان ما انتظار می‌رود پس از فارغ التحصیلی بتوانند یک خانواده را اداره نماید که با امکانات عموم آنها و مشکلات بیکاری موجود انطباق ندارد.

برای بررسی مشکل فوق از چند منظر مسئله واکاوی می‌شود:

1-    نقش اقتصاد در زندگی خانواده و رفتار جوان‌ها بررسی می‌گردد.

2-    تأثیر عوامل فرهنگی مورد توجّه واقع می‌شود.

3-    اثر مؤلفه‌های اجتماعی روی رفتار و طرز تفکّر جوانان لحاظ می‌گردد.

4-    از نظر روان‌شناسی- اجتماعی مورد موشکافی می‌شود.

سعی این نوشتار هموارسازی، شناخت بیش‌تر ابعاد مشکل و شروع بحث به جهت یافتن گره‌های اصلی آن می‌باشد که جز با ادامه گفتگو از طرف علاقه‌مندان و متفکّران میسّر نمی‌شود.

الف) منظر اجتماعی؛ در این بخش نقش زیرمجموعه‌های مؤثر بیان می‌گردد. لذا تأثیر خانواده، محیط‌های آموزشی و محیط بیرونی، بسترهای قانونی و حمایتی جامعه از جوانان مورد بررسی قرار می‌گیرند.

خانواده

ضعف فرهنگ مشارکتی در خانواده و جامعه نکته مهمی است. اساساً در خانواده‌ها درخواست نظر و مشورت نهادینه نیست، هنوز هم به نوعی مردسالاری با حمایت‌های قانونی اعمال می‌شود و حقّ اظهارنظر مؤثر یا تصمیم‌گیری برای زنان و هم‌چنین برای جوانان قائل نمی‌شوند، برتری دادن مرد به زن به لحاظ حقوق اجتماعی موجب ضعف فرهنگ مشارکتی گردیده است. لذا جوانان در تصمیم‌گیری‌های اساسی تحت فشار خانواده هستند و این عدم مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها موجب کم‌تجربگی مضاعف آن‌ها می‌گردد. قوانین نیز به‌خوبی از آن‌ها حمایت نمی‌کنند؛ مثلاً زنان و دختران در خیابان‌ها و پارک‌ها مورد مزاحمت قرار می‌گیرند و قوانین از آن‌ها حمایت کافی ندارند یا اجرا نمی شودمثلاً در زمان تعطیلی مدارس دخترانه مناطق حاشیه‌ای به راحتی مزاحمت ایجاد می‌شود و برخورد لازم نمی شود. کودکان در کشورهای صنعتی اروپایی مورد پشتیبانی مالی دولت واقع می‌شوند امّا در ایران حمایتی به لحاظ مالی وجود ندارد. بی تجربگی در تصمیم‌گیری به علت عدم فرهنگ مشارکت درخانواده تنها  فشار به زنان یا کودکان و جوانان نیست بلکه اگر بنابه شرایطی نقش اوّل به زن نیز تعلّق گیرد او هم نظیر سایر مردان خانواده‌ها، دیگر حقّی برای مرد خود قائل نیست لذا رفتار تعاملی و اقناعی از طرف زنان نیز کم‌تر بروز می‌نماید به همان علت نهادینه نشدن فرهنگ مشارکتی. لذا فرقی مابین زن و مرد در این رفتار خودپسندانه نیست و کسب حقوق  حقّه به جای مسیر گفتگو از پیروزی در کشمکش خانوادگی حاصل می‌شود. حال جوان زمانی که بتواند به لحاظ مالی قدری مستقل شود، عصیان می‌کند و خودرأیی نشان می‌دهد یا حداقل به تمایلات رئیس خانواده تمکین ندارد و این موجب نارضایتی و اعلام نافرمانی جوان از طرف خانواده و گلایه‌ی آن‌ها می‌شود.

محیط دیگر قابل اهمّیّت برای جوانان، مدارس و آموزشگاه‌ها و دانشگاه‌ها می‌باشند که دوتای اوّل کاملاً در جهت مدرک‌گرایی و هدایت بی‌چون و چرای جوان به سمت اخذ مدرک حرکت می‌نمایند، توجّه به سایر استعدادهای ورزشی و هنری و کارآفرینی آنان تقریباً صفر است و برای آن سازماندهی مناسب پیش‌بینی نشده است، امّا مسابقه‌های بزرگ برای آماده ساختن جوان به جهت ورود به دانشگاه برای اخذ مدرک، بیش‌ترین انرژی مصرف شده در این محیط‌ها می‌باشد. و در دانشگاه هم با وجود امکانات جنبی جوان سمت‌گیری برای کسب مدرک بالاتر نه برای تحقیق یا علاقه‌مندی بلکه از روی اضطرار را دارد. ممنوعیّت‌ها و محدودیت‌ها برای عدم مشارکت در مسائل صنفی و سیاسی موجب گردیده است که جوان حتّی در موارد صنفی و اجتماعی هم تجربه کارگروهی و تعاملاز طریق گفتگو و اظهارنظر را نیابد و در موارد سیاسی به افراط و تفریط گرایش یابد و از تحلیل مؤثر به‌دورگردد. توجّه شود در اینجا وجه غالب یعنی بیش از 50% جامعۀجوان بیان می‌شود وگرنه اندیشمندان جوان و با مطالعه بسیار زیاد هستند، امّا آن‌ها در کلّ این بخش از جامعه در اقلّیّت محسوس قرار می‌گیرند.

در مقایسه با تعداد جوانان، محیط‌های غیرآموزشی نظیر ورزشگاه‌ها، باشگاه‌ها، کتابخانه‌ها، محل‌های تجمّعی و تفریحی برای سرگرمی آانان بسیار کم است خصوصاً این نقصان برای دختران به مراتب محدودتر می‌باشد. بیش‌ترین وقت‌گذرانی برای دختران، تماشای ویترین‌های لباس به تنهایی یا با دوستانشان یا ظروف و اشیاء تزئینی به همراه مادران است و برای پسران پرسه‌زنی بی‌هدف در حاشیه‌ی این مسیرها و به لحاظ روانی این وقت‌گذرانی به طور غیرعادی به عادت تبدیل شده و ادامه می‌یابد لذا اگر دانشگاه و مدارس عالی نباشند خانه برای جوان مثل بازداشتگاه است و کسل کننده است اما بیرون آمدن از خانه و شهر و رفتن به نقاط دور دست برای تحصیل، هم هزینه زیادی دارد هم ممکن است کارآئی لازم را نداشته باشد اما در حال حاضر جا نشین هم ندارد.

 

تأثیر عوامل فرهنگی

مجموعه‌ی عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی به طوری در یکدگیر مؤثرند که جداسازی آن‌ها از هم گاهی علاوه بر دشواری به اشتباه هم می اندازد، امّا چون ابزار درمان متفاوت دارند لازم است دقّت شود و جداگانه بررسی شوند.

عواملی نظیر انحصار طلبی، باورها، ریسک پذیری و ....بررسی می شوند.

-        انحصار طلبی

در جامعه‌ی سنّتی کشاورزی همه چیز بسته به زمین و آب است؛ عبور از زمستان سنگین و ادامه‌ی زندگی و دیدن بهار دوباره و درجه‌ی بهره‌مندی از امکانات رابطه‌ی مستقیم به بزرگی مالکیّت به زمین و آب دارد، مردها قوی‌ترند؛ لذا مالکیّت تولید به آنها تعلق یافته است(وجه غالب).

در آن فرهنگ زن و بچّه‌ها نیز در زمره‌ی ابزار تولید قرار میگیرند، در قدیم فرزند با پسوند نام پدرش گفته می‌شد و دختر جزء شمارش فرزندان به حساب نمی آمد. اینکه متفکّرین بزرگ، درجه‌ی مدنیّت را در تدوین و اجرای قوانین کامل مالکیّت می‌دانند و احترام به مالکیّت، موتور محرّکه‌ی رشد جوامع صنعتی شمرده می‌شود به جای خود صحیح است، امّا موضوع انحصار طلبی و این احساس مالکیت و تأثیر ریشه‌های فرهنگی آن در زندگی سنّتی در گذار به جامعه‌ی شهری جای دقّت نظر دارد. محتوای مالکیّت در شهرها گسترش می‌یابد و از نوع ساده به انواع پیچیده‌تر تغییر شکل می‌دهد "من" تنها به "ما" و خویشاوند به، همکار و مشترک منافع، تغییر می‌یابد، امّا تغییرات تفکری به گذر زمان و به محیط اجتماعی و اقتصادی واقعی نیاز دارد. در گذار مهاجرت‌ها از روستابه شهرکوچک و از شهر کوچک‌تر به مرکز و .... اثر فرهنگی و مالکیّت محدود قبلی دیده می‌شود؛ یعنی احترام به مالکیّت فقط در حوزه‌ی منافع من و خانواده‌ی من معنی دارد و منحصر به من می شود، بیرون از این محدوده مربوط به دیگری است و در تعارض با "من" است. بدین لحاظ توقّع رعایت حقوق شهروندی، مثلاً کمک در نگهداری و پرداخت هزینه برای آبادانی شهر اهمیت نمی یابد،یا اینکه فاضلاب خانه بهتر است به کوچه برود بجای اینکه در چاه داخل خانه بریزد وآن را پرکند و هزینه برای "من" باشد .

نگرش انحصار و مالکیت، درمورد خانواده مثل نگاه به زمین، مغازه، مال و حتّی گوسفندان است. آن‌ها فقط درحوزه‌ی مالکیّت "من" معنی دارند و لذا حقّ مشارکت در تصمیم‌گیری، مخالفت و درخواست تغییر ندارند. البتّه این یخ به سرعت در شهرها در حال ذوب شدن است، امّا خورده فرهنگ آن باقی مانده است. مهم‌ترین تأثیر بد آن در انجام کار و خدمات برای دیگران می‌باشد بدین معنی که کارکنان چه در بخش دولتی و چه بخش خصوصی، احساس همکاری و سهیم بودن در منافع کار را ندارند و در پی گذران  و اتلاف وقت هستند مگر با انجام هزینه‌های زیاد و کنترلی از طرف کارفرما ، ودر هر حال، زمان کار مفید بسیار پایین می‌آید و راندمان بسیار ضعیف است که آن نیزموجب بالا رفتن قیمت تولید می گردد که به ضرر رقابت است و نتیجه‌ی آن بیکاری بیشتر.

باورهای دست‌و‌پاگیر

باورهایی نظیر " فرزند خوب  کاملاً گوش به فرمان است"  روی تصمیم بزرگ‌تر حرف نمی‌زند، با رسیدن به سنّ معیّن باید تشکیل عائله بدهد و" مطیع باشد"، ازجمله باورهای دست‌وپاگیر امّا عینی است. اگر به غلظت مطالب گفته شده هم مورد قبول نباشد، امّا اثرات آن به طور جدّی تأثیرگذار است، بجای راهنمایی و آموزش جوان برای برخوردها و مراودات اجتماعی با دیگران به محدودیّت‌های سخت‌گیرانه و غیرقابل توجیه روی می آورندکه نتیجه‌ی آن عصیان جوان در اولین فرصت حاصله می باشد.

آموزش فلسفه‌ی زندگی جای خود را به نگرانی در پیدا کردن زوج مناسب یا به‌خصوص شوهرمناسب می‌دهد و نتیجه استرس است به دختر جوان، که لابد عیبی دارد که مورد انتخاب واقع نشده و به خانه بخت نمی‌رود. چه عذابی را تحمل می‌کند آن دختر و چه رفتارمنطقی می‌توان از او انتظار داشت که پس از ازدواج زورکی بایستی با نجابت ها و تحمل و گریه و لابه به تعادل در زندگی مشترک برسد.

 

 

تعویض برخی ناهنجارها با هنجارها

قبول ازدواج موقّت برای خانم‌ها، اجازه برای عیش و عشرت توان‌گران به بهانه‌ی اجازه‌ی شرعی است، و تدوین قوانین حمایتی برای مبادرت مردان،به این کار ازجمله‌ی این ناهنجارهای‌های ملبّس به هنجار است و نمونه های بسیار دیگریاز این تبدیل میتوان برشمرد که جوان تحصیل کرده مخالف آن است.

افراط و تفریط

در آوردن ادای آدمهای غربی و ادعای پیشرو بودن و دادن  اجازه‌ی بی‌بندوباری طبق تعریف فرهنگ پذیرفته شده ما و انجام هزینه‌های اضافی برای سرگرمی‌های موقّتی و بدون هدف نیز در جهت افراط است  و با عدم هماهنگی با فرهنگ جامعه نتیجه‌ی مثبتی عاید نمی‌کند، جوان را به پوچ‌گرایی، توهّم و عدم اعتماد به زندگی استوار و سازنده می‌رساند و فقط خوشی زودگذر و بدعاقبتی را به ارمغان می‌آورد.

ریسک‌پذیری

جامعه‌ی سنّتی کشاورزی ریسک‌پذیری کم‌تری دارد، امّا بسیار زیاد از تقلید و الهام تأثیر می‌گیرد. در روستا زمان کشت را تقریباً باهم و از روی تقلید انجام می‌دهند حتّی نوع کشت نیز این وضعیّت را دارد. اقبال کمک می‌کند یک سال خوب می‌شود یا به عکس سال دیگر بد، ولی نتیجه اش به گردن زمین و آسمان و جنّ و پری ویا  کمک خداوند متعال است. زندگی شهری با تغییرات سریع و  رشد صنعتی ریسک‌پذیری می‌طلبد، نوآوری نیاز دارد تا به  توسعه‌ی صنعتی دست یابد و سطح خدمات متناسب با آن بالا برود، امّا به لحاظ فرهنگی و با تأثیر متقابل عوامل دیگر سطح ریسک‌پذیری تازه شهر نشین شده ها پایین است اغلب به دنبال تقلید حتّی برای کسب و کار هستند تا نوآوری و در مجموع این نقیصه به لحاظ اقتصادی اشتیاق پنهان برای بزرگ شدن دولت را می‌طلبد و در مسائل سیاسی و اجتماعی مانعی در ایجاد گروه‌ها و احزاب و انجمن‌ها و سندیکاهاست که این امر جدای ازمحدودیّت‌ها و مصائب سیاسی ناشی از انحصارگری ، تمایل به ساختار هرمی قدرت را شدت میبخشد.

 

 

تنوّع طلبی و مهاجرت

ازدیگر خصیصه‌های  فرهنگی ما، تنوّع طلبی، راحت طلبی، برتری جویی و هوش و استعداد در یافتن مسیرهای ساده‌تر و کم‌زحمت‌تر زندگی می‌باشد. لذا پدیده‌ی مهاجرت از روستا به شهر کوچک‌تر و از شهر کوچک‌تر به بزرگ‌تر و به مرکز و به خارج از کشور زیاد اتّفاق میفتد. برای جوان‌ها مسائل رهایی از قید و بندهایی که گره در ذهن او به وجود آورده است و آزادی بیش‌تر مزید بر علّت مهاجرت به شهر بزرگتر یا خارج از کشور  است. لذا مهاجرت به رؤیا تبدیل می‌شود وتلاش برای انجام آن زیاد می شود. این مشکل در خصوص تحصیل‌کرده‌ها و نخبگان و باهوش‌ترها به جامعه صدمه‌ی زیادی می‌زند درصد کارآفرینان، متخصّصان و نوآوران را در جامعه کم می‌کند و مسئله‌ی تحوّل از مسیر تغییر کمّیت به کیفیت را به عقب می‌اندازد چه در شهرهای کوچک چه در مراکز بزرگتر شهری.

-       عوامل اقتصادی

شغل؛ توزیع درآمدها، چشم انداز اقتصادی آینده، حمایتهای قانونی و اجتماعی اقتصادی برای جوان

شغل:

چنانچه یافتن شغل جوان امروز با نسل قبلی اش مقایسه شود وضعیت این نسل نه تنها خوب نیست بلکه بسیار بدتر هم می‌باشد چرا که ترکیب جمعیتی 33سال پیش شامل 47% شهر نشین و 53% روستایی بود،سطح درآمد عمومی که معیار خوب و روشن آن پس انداز سرانه نزد بانکها می تواند باشد، از حال حاضر بیشتر بود لذا درخواست خدمات نسبت خوبی را با آمادگی برای ارائه آن داشت و اکثر جوان ها به تناسب استعدادشان

/ 1 نظر / 132 بازدید
fadayebasij

سلام بر اساس امر بانک مرکزی نرخ تورّم به بیشتر از ۲۰ درصد رسیده. این یعنی حقوق‌ها باید ۲۰ درصد بیشتر بشوند. همه میگویند بسیجیها بهترین حقوق و مزایا را دارند. ما که ندیدیم. نون برای ما هم گران شده. همه چیز برای ما هم گران شده. در یک بلاگ خواندم که ماها بهترین حقوق هارا میگیریم و نرخ تورّم به ما اثر نخواهد داشت.والله به امام قسم اگر این واقعیت داشته باشد.فقط همین را می‌خواستم بگویم.