چاره وری

chare-vary

تمدن
ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٧ 

تمدن:

تمدن و پیشینه آن برای هر ملت ، هویت و شخصیت آن ملت را نمایش می دهد لذا بررسی عوامل مؤثر بر آن علاوه بر شناسائی نقاط قوت که برای ملتها مایه فخر و آبرو می باشد مسیرها و عوامل رشد یا بعکس کاستی ها  را نمایان میسازد ، تا با حصول به  درک وسیعتر و استراتژیک نسبت به روند رشد و توسعۀ تمدن موجود نقد فعال و قابل اعتمادی در مسیر ترقی و تعالی حاصل نماید. در مقالۀ حاضر سعی گردیده است ضمن بررسی عوامل تمدن بطور عمومی پایه هایی برای بحث های خصوصی تر راه گشائی شود.

کشور ایران یکی از تمدنهای با سابقۀ دیرینه و درخشان است ، این تمدن تحت تأثیر عوامل بیرونی و حملات اقوام مختلف دگرگونی هایی را پشت سر گذاشته و صدماتی را متحمل شده است لاکن بر آنها فائق آمده و بعضاً تحت تأثیر عوامل مثبته آنها نیز قرار گرفته است . در شرایط موجود جا دارد ضمن بررسی مو شکافانه تر و نقد عوامل کند کننده حرکت و نوزائی علاوه بر تعیین موقعیت خود در تمدنهای موجود جهانی نسبت به جبران نقیصه ها بکوشیم ، واضح است با داشتن سرمایه و توشۀ تاریخی فرهنگی در زمان کوتاهتر میتوان در قله های تمدن موجود جای گرفت.


تمدّن را به معنی شهرنشینی بیان نموده اند . ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدّن رشد آن را ناشی از عوامل ، استقرار در شهرها ، وجود ساختار سیاسی و حکومتی ، ساختار اقتصادی ، بسط فرهنگ و هنر دانسته است ، و بررسی تمدّن ها را بر مبنای تجزیه و تحلیل بر عوامل سیاسی ، اقتصادی ،اخلاقی و عقلی و روحی بیان می دارد و برای هر یک زیر مجموعه هایی تعریف نموده است همچنین عواملی نظیر جغرافیا ، زمین ، نژاد را بررسی واثر آنها را تعیین کننده نیافته است ، عوامل اقتصادی تمدن را خانه سازی ، وسایل حمل و نقل ، عملیات بازرگانی ، وسایل مبادلات ، شالوده های صناعت و سازمان اقتصادی بیان داشته است. برای عامل سیاسی منشاء حکومت ، دولت ، قانون و خانواده را تشریح نموده ودر بررسی عوامل اخلاقی به ازدواج ، اخلاق جنسی ، اخلاق اجتماعی و دین اشاره نموده است . در تشریح عوامل عقلی و روحی تمدن نیز ادبیات ، علم و هنررا مورد مطالعه قرار می دهد .

در فرهنگ عمومی و عامیانه ، انسان متمدّن دارای اخلاقیات و خلق و خوی ملایم است، با نظم رفتار مینماید و انسانی است که ظاهر آراسته و موقر دارد و با کلام آرام و دلنشین صحبت مینماید ، لذا با یک برداشت نه چندان عمیق انسانهای دارای کار فکری و هنری و تکنیکی از سایرین میتوانند متمدن تر بنظر برسند شاید بدین سبب که برای رسیدن به تمدن ، جامعه بایستی از سد رفع حوائج روزمره عبور نموده باشد و توان پرداخت هزینۀ تفکر و هنر و زیبا شناسی را داشته باشد.

در تاریخ اجتماعی جهان شاهد تمدن های مختلف بشری بوده ایم که برخی از آنها پس از بلوغ و شکوفائی بواسطۀ وقایعی نظیر جنگ یا خشکسالی متمادی از بین رفتند و فقط آثاری از خود به یادگار گذاشتند از جمله تمدن سومریان یا اینکاها و ... امّا دستاوردهای آنان به باروری تمدنهای دیگر کمک کرد.

امّا در بررسی علمی تمدن ها بایستی از سطح فرد یا گروه کوچک اجتماعی فراتر رفت و عوامل مختلف رشد یا درجازدن تمدن ملت ها را مورد بررسی قرار داد.

بطور کلی جوامع مختلف بشری پس از طی مرحله ی زندگی اولیه و شروع کشاورزی و شبانی به زندگی بزرگتر اجتماعی رویکرد نشان دادند و در این اجتماع بزرگتر ، دولت ها، مرزها ، شهر ها ، باورهای مشترک ، دین و مناسبات و قوانین حقوقی و اجتماعی خاص و به عبارت دیگر تمدن های مختلف را بوجود آورده اند.

کارکرد موزون مجموعه عوامل مذکور در رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی ملتها تأثیر بسزا دارد .چنانچه رشد اقتصادی، رفاه ، ترویج آبادانی و خلق آثار هنری را بدنبال داشته باشد توسعه سبب پایداری و بقاء تمدنها می گردد. عوامل مؤثر بر تمدن به دو دسته عوامل درونی و بیرونی تقسیم میگیرند ، عوامل بیرونی نظیر تهدیدات خارجی و جنگها ، عوامل مهّم جوی نظیر خشکسالی های پیاپی - زلزله های مهیب از عوامل منفی بیرونی و همسایگی با تمدنهای ناپایدار که موجب مهاجرت سرمایه و عوامل انسانی ماهر یا هنرمند آنها به تمدن مورد نظر را باعث شود و یا عوامل جوی مناسب در دوره های متمادی از عوامل مثبت بیرونی هستند ، عوامل داخلی را در موارد احترام به مالکیتها ، عقاید مذهبی سنن ، باورها ، ریسک پذیری ، قوانین حقوقی و اجتماعی مترقی ، ساختار اقتصادی ، پای بندی به ارزشهای اخلاقی و انسانی باید جستجو کرد.

لذا بخش مهمی از تمدن به لحاظ عوامل داخلی را میتوان فرهنگ نام برد ، فرهنگ معنوی رسوب یافتۀ باورها ، عادات ، رسوم و علایق و بینشهای اعتقادی ملت ها است و  در اعصار مختلف در ایجاد نگرش ها و ارزش ها و روحیات ملی نقش بازی کرده است و فرهنگ مادی شامل ابزار تولیدی و روشهای کاربردی گذران حوائج زندگی  یک ملت است که در طول زندگی خود آن را کسب نموده است ، عوامل نوزائی و توسعۀ فرهنگ با شکل و ساختار اقتصادی و سیاسی و توزیع متعادل عوامل مادی وابسته میشود ، همچنین با سطح کمّی باسوادان و فرهیختگان و محققان متناسب میشود.

بخش جدا نشدنی از فرهنگ ملت ها ، سوابق درخشان هنری و ادبیات و معماری آنهاست و بدون شک این سابقه و پیشینه اثر مثبت و جلو برندۀ خود را دارد امّا کافی نیست ، ساختار سیاسی و ساختار اقتصادی موجود ، قوانین عقلانی و منطقی و چگونگی اجرای آن ، موتور اصلی تمدن های فعلی است. برای فتح قله های جدید هنری ، ادبی و ایجاد شهر سازی و معماری نو و زیبا و عنایت به محیط زیست نیاز به ثبات ،کسب در آمد عمومی بالاتر و ایجاد محیط قابل فعالیت برای کارآفرینان و دانشمندان و فرهیختگان شرط ضروری است.

آفت بزرگ و ویران کننده تمدن ها ، وجود انحصارات ، رانت ها و تبعیضات ، تضییع حقوق عمومی و حقوق اقلیتها است ، شاهد مثال شهرهای بزرگ و مرکزی کشورها هستند که در آنها تجمع اقلیتهای مختلف ، سطح بالاتر با سوادی عمومی ، ارتباط وسیعتر با فرهنگهای پیشرفته تر و مهم بیشتر از هنرمندان واُدبا و افراد فنی وهم چنین وجود سرمایه بیشتر موجبات کسب تمدن بالاتری را نسبت به شهرهای دورتر و سنتی تر همان کشورها اعلام میکند.

روابط تولیدی پیچیده تر که با رشد سریع تکنولوژی و رشد سرمایه داری و جامعۀ صنعتی همراه بوده است موجبات گسترش شهرها و تغییر ترکیب جمعیتی گردیده است لذا اهمیت شهرنشینی و تمدن از دوره های قبل به مراتب بیشتر شده است نتیجه اینکه توجه به ابعاد عوامل مؤثر بر تمدن و رفع موانع رشد آن اهمیت ویژه می یابد.

گذار از فئودالیسم به سرمایه داری و رشد آن همراه با رشد شهرنشینی بوده است لذا تنظیم روابط بهتر و روانتر را در خواست نموده است و این خود به کشمش های بسیاری انجامیده که شاهد تصادمات و انقلابات مختلف در کشورها و تمدن های مختلف شده است نهایتاً عوامل جدیدی در عرصۀ زندگی اجتماعی شهری بشر امروز وارد گردیده است که شاخص هایی برای مقایسه در جهت ارتقاء سطح زندگی و نهایتاً ارتقاء تمدن جوامع امروزی میباشد این عوامل شامل واژگانی نظیر دموکراسی ، قانون مداری ، تأمین اجتماعی ، حفظ محیط زیست ، بهداشت عمومی ،آموزش عمومی ، کارکرد احزاب و گروههای اجتماعی شده است.

با توجه به توان مادی کشورها و جوامع مختلف سطح دسترسی به عوامل غیر سیاسی فوق تغییر میکند امّا نکته حائزاهمیت چگونگی تأثیر عوامل سیاسی است. بسیاری از اندیشمندان غربی دموکراسی و آزادی فعالیت احزاب و گروهها و قانون مداری را لازمه ی توسعه و رشد تمدن ها دانسته اند و علت عقب ماندگی ملل را ناشی از عدم توسعۀ آنها میدانند امّا موارد نقض نیز بچشم میخورد ، در برخی از کشورها با وجود رویکرد به دموکراسی نه تنها سطح دیگر عوامل نظیر تأمین اجتماعی ، بهداشت عمومی و آموزش عمومی رشد نداشته اند بلکه تنزل هم یافته اند ، این موارد را در کشورهای جدا شده از اردوگاه سوسیالیست و در دو دهۀ قبل میتوان مشاهده نمود ومتقابلاً  در برخی کشورها با وجود عدم دموکراسی و آزادی احزاب و رسانه ها شاخص های زندگی اجتماعی در بخش توسعه کمتر از     کشورهای آزاد نظیر نبوده است ، نظیر چین و کوبا البته مقایسۀ ملت ها و کشورها به راحتی امکان پذیر نیست و هر ملت ویژگیهای خاص خود را داراست و فقط در حد بسیار کلی و  ناچاراً مقایسه میشود ، این بدان معنی نیست که بتوانیم تأثیر دموکراسی و آزادی احزاب و گروهها و رسانه ها را نادیده انگاریم یا از اهمّیت آن روی گردانیم امّا تکیه افراطی روی آنها جای تأمل دارد ، به عبارت دیگر ممکن است ملت ها در شرایط و زمان خاص برای رسیدن به مرحله ای از امکانات هزینۀ نداشتن آزادی و دموکراسی را پرداخت نمایند ، مشروط به حصول دست آوردهای مادی قابل توجه، آنهم با عنایت به منافع عمومی و نه منافع قشر خاص و کوچک از جامعه .

در جواب این سؤال که : « افراد تمدن ها را می سازند» یا « تمدن ها افراد را می سازند » ، شاید جواب کسانیکه به «تمدنها افراد را میسازند » رأی مثبت میدهند بیشتر باشد امّا مطالعه دقیق تر تاریخ نقش مهم و تعیین کننده ای از افراد که در زمانهای خاص از تاریخ یک ملت سرنوشت آن را تغییر داده است را بارها به رخمان میکشد ، و همانها هستند که قهرمانان یا نقطه مقابل آنها خاطیان ملت ها معرفی میشوند و مهمتر اینکه در دوره ی راهبری قهرمانان ملتها  لزوماً دموکراسی و آزادی تأثیر مهم خود را از دست داده است چرا که آن قهرمان ملی برای کل جامعه و نه برای خود یا گروه خاص و اقلیت تلاش نموده است و تعارضی با دموکراسی و آزادی در آن دوره نداشته است یا به عبارت دیگر منافع رشد و ترقی در دیگر عرصه ها ، ضرر عدم وجود دموکراسی را پوشانده و قابل تحمل نموده است . با توجه به پیچیدگی روابط اجتماعی و رشد سریع شهرها و ارتباط بسیار تنگاتنگ و متقابل ملتها و هم افزائی تأثیر روابط بین ملل لازم است در چند بخش ارتباط تمدن های امروزی با عواملی نظیر تأمین اجتماعی ، محیط زیست ، خانواده ، دموکراسی ، ساختار سیاسی و اقتصادی را بیشتر بشکافیم :

1-    تمدن و تأمین اجتماعی

 از نیازهای بشر در زندگی اجتماعی حمایت از او به هنگام پیری و درماندگی می باشد لذا توصیۀ دستگیری از درماندگی و پیران و ضعفا در تمامی ادیان و سنن جوامع سفارش مشهود است در عصر حاضر و با رشد سرمایه داری دستاورد تأمین اجتماعی حاصل جدال بین حامیان کارگران و قدرتمندان سرمایه دار حاکم بوده است و با وضع مقررات مختلف و الزامات قانونی آن تأمین اجتماعی برای حمایت از دوران پیری و بیماری حاصل شده است در تمدن های پیشرفته تر وجود تأمین اجتماعی مستحکم تر را مشاهده مینمائیم . امروزه علاوه بر دولت ها ، بسیاری سازمانهای خصوصی در زمینۀ تأمین اجتماعی به لحاظ کمی و کیفی  میتواند یکی از معیارهای سنجش و مقایسۀ رشد تمدن ها محسوب می گردد.

2-    تمدن و محیط زیست

توسعه شهر نشینی و تولید مواد پلیمر و گازهای موسوم گلخانه ای که به لایه اوزون صدمه میزند از آثار رشد صنعتی و تمدن مربوط به آن می باشد لذا در جهت مقابله با آثار مخرب صدمه به محیط زیست محدودیت ها و موانع قانونی بوجود آمده است.

تمدن های پیشرفته تر به منظور حفظ محیط زیست و با فشار تشکل های حامی با جدیت حفظ محیط زیست را الزام می نمایند و بدین منظور در هزینه ها و بودجه های سازمانها هزینه های ضعیفتر عدم توجه به محیط زیست باعث شده است تولیدات مضر از جوامع صنعتی به جانب آنها سرازیر شده و صدمه به محیط زیست آنان را سبب میگردد.

تمدن و دموکراسی :

بحث دموکراسی که از ریشۀ یونانی با مفهوم حکومت مردم بر مردم گرفته شده است از تشکیل اوّلین شهرها مورد بحث اندیشمندان بوده است. وجود شورای ریش سفیدان در جوامع قبیله ای ، مجالس سنا و بزرگان در روم باستان و دیگر مجالس مشورتی به منظور ایجاد سازمان اداری و نفوذ و مساوی شدن مقررات مورد نیاز حکومت ها و شهرها موضوعیت داشته است. پس از انقلاب صنعتی و رشد سرمایه داری شیوۀ تولید و تشکیل طبقۀ جدید سرمایه دار  نیاز به ایجاد فضای باز و دور از انحصار تئودالها و اربابان قدرت را مطالبه نمود لذا بحث های داغ دموکراسی و آزادی و تئوریهای مربوطه ذهن بشر را مشئول و منجر به تحقیق و بررسی بسیاری گردید تا جائیکه مکاتب مختلف سیاسی و اجتماعی بحث های عمیقی از آزادی و دموکراسی را مطرح و درله یاعلیه آن چه خونها ریخته شد و چه ادبیات وسیعی حاصل گشت.

در هر حال.........


کلمات کلیدی: مقالات اجتماعی