چاره وری

chare-vary

آیا روسیه به افول خود نزدیک میشود
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۳٠ 

آیا روسیه به افول خود نزدیک میشود

در حال حاضر شرایط روحی جهان به نفع روسیه نیست.هر چند بحران سرمایه داری ، مردم اقشار

پایین را در اروپا و آمریکا عصبی کرده است و ازحکومتهای حاضر و وضعیت زندگی خود احساس

نا رضایتی علنی دارند، اما رویکردی به حمایت از شیوه حکومتی روسیه نشان نداده اند. شواهد نشان

می دهد مردم در جمهوریهای جنوبی روسیه نیز راضی نیستند . چچن، گرجستان، داغستان،تاتارستان و .... فقط با فشار به حال تعادل باقی مانده اند. برخی کشورهای عربی با گسستن

یوغ دیکتاتوری و کنار گذاشتن رژیمهای عمدتا وابسته به غرب اما فاسد، رویکردی به سوسیالیست

روسی نشان نداده اند و فقط گرایشات مذهبی و آزادیخواهانه قوی بروز داده اند.و سمت گیری غالب آنها نزدیکی به غرب بوده است ، با درخواست منافع ملی.

کشورهای آمریکای لاتین و کره شمالی اوضاع شکننده دارند. آنها متحدین قابل محاسبه ایی برای 



روسیه نیستند.لذا صنایع صادراتی روسیه که عمدتا نظامی و بعضا نفت می باشد روند رو به رشدی

نخواهد داشت. و اگر قیمت بالای نفت و گاز نبود هم اینک اقتصاد روسیه با دشواری بزرگی روبرو بود. منابع عظیم نفت و گاز برگ برنده روسیه در حفظ قدرت و سیادت خود در برابر اروپا

بوده است اما تغیرات اخیر در خاور میانه و امید به در کنترل بودن نفت این منطقه برای غرب و

امریکا از این امتیاز روسیه کاسته است .وجود ارتباطات سریع در تمام جهان و باور مردم به اعمال قدرت و تغییرات حکومتی از طریق دموکراسی و رای گیری ها ، مشکلات عدیده ای برای رژیم های توتالیزه بوجود آورده است . که روسیه از این چالش مستثنی نیست. به لحاظ ژئوپلتیک و تعادل نظامی که ذیلاً اشاره می شود ناچار است از اسد در سوریه دفاع کند و این از اعتبارمردمی او در منطقه می کاهد و در اقتصاد آتی اش بی تاثیر نخواهد بود. لذا روسیه دو راه حل پیش رو دارد یا دست به اصلاحات بزند وبه تعادل پایدار ودراز مدت با غرب بپردازد که این خواست رهبران بر سر قدرت فعلی نیست ، یا به تقابل بپردازد و هزینه نظامی بپردازد ، انجام این هزینه با توجه به اقتصاد محدودش قابل دوام نیست وبه ضعف بیشترش منجر می شود . این وضعیتی است که شرکای فعلی اش نیز متوجه آن هستند وبه محدود سازی روابط با او خواهند پرداخت.

حضور نظامی در مدیترانه ویا خلیج فارس فقط وجه ی بین المللی روسیه را سست وکم ارزش خواهد نمود و کمترین کمکی در جهت جلوگیری از وقایع در پیش رو ، نخواهد داشت.

به لحاظ تعادل نظامی روسیه در زمینه نیروی هوایی وزمینی و موشکی از رقبای غربی خود عقب نیست، اما تفوق دریایی با غرب است . توان حضور در روی دریا، وسعت عمل در دریا و داشتن پایگاه های زنجیره ای پوشش دهنده تمام نقاط استراتژیک با برتری نسبی از آن غرب است . روسها به فکر ضربه زدن به این تفوق دریایی از طریق درگیری در مدیترانه و خلیج فارس هستند،آنهم با نیروی دیگران، با این طرح سه منفعت ازآن آنها می شود ،اول ضربه پذیری نیروی دریایی غرب وبه هم خوردن آرایش برتری کنونی و باز شدن نقاط ضعف برای جایگیری مناسب نیروهای خود ، دوم بالا رفتن قیمت نفت که کمکی شایان به اقتصاد روسیه و در ضعف قرار دادن اروپا ست. روسها با جدیت این طرح را پیگیرند و به آن امید بسته اند زیرا منفعت سوم آن حضور بدون هزینه در خلیج فارس است. بدون شک مانند همیشه روسها روی مردم و تاثیر متقابل نظرات عمومی آن ها و عملکرد رهبران حساب نکرده اند و کلییه تصمیم گیری ها را فقط هرمی و دستوری و با ایجاد رعب و فشار محاسبه نموده اند .اما واقعیات و نیاز امروز این ساختار را بهم ریخته است. هر لحظه می تواند در خواستهای عمومی برآیند نیروها را به سمتی سوق دهد که ساختار هرمی مجبور به عقب نشینی و تغییر موضع گردد. از طرف دیگر گروه های تحلیل گر با ابزار جدید علمی کلیه موارد را زیر نظر دارند و نسبت به شرایط حاصل هشدار های مناسب را در زمان لازم خواهند داد.

 نتیجه اینکه با وجود شرایط جنگی در مدیترانه و خلیج فارس به نظر نمی رسد این وضعیت به شرایط دلخواه روسیه نزدیک شود و بروز جنگ تمام عیار به شکل مورد نظر روسیه دور از انتظار است.