چاره وری

chare-vary

آسیب‌های ناشی از زندگی در جامعه‌ی ناسالم و پادزهر آن
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۳ 

آسیب‌های ناشی از زندگی در جامعه‌ی ناسالم و پادزهر آن

 

١-    استرس‌های ناشی از عدم رضایت از رفتار و کار در افراد

٢-    گسترش فضای عدم اعتماد عمومی و رواج دروغ و ریا در جامعه

٣-    فرصت سوزی‌های اقتصادی و اجتماعی و عقب‌ماندگی از حرکت و پیشرفت جهانی

۴-    انتظار برای انفجار اجتماعی و تغییرات قدرت

۵-    ناامنی اجتماعی، شغلی و روحی و احساس موقّتی بودن و تلاطم

۶-    فرار مغزها و کاسته شدن از نوآوری و تولید علم و صنعت

٧-    هزینه‌ی زیاد برای زندگی سلامت تحمّل هزینه‌های اقتصادی برای حفظ زندگی و رفتار سلامت

٨-    رواج تجمّل‌گرایی و فساد اداری در حدّ عیان و غیرمعمول

٩-    تضعیف روحیه‌ی ملّی و عدم حمایت‌های واقعی از برنامه‌های دولت و حکومت

١٠-فشارهای اجتماعی بر زنان و بالا رفتن درجه‌ی سوءاستفاده از آنان


١١-    توسعه‌ی فحشا به سنین نوجوانی

١٢-    توسعه‌ی بزهکاری و شلوغ شدن زندان‌ها

١٣-    بی‌نظمی در رفتار و ظاهر که در مردان و پسران بیش‌تر از زنان و دختران نمایان می‌گردد.

١۴-    بالا بودن تورّم و سود بانکی و در نتیجه گران تمام شدن قیمت تولیدات کشاورزی و صنعتی

١۵-    کارآیی نازل منابع انسانی و پایین بودن سطح مهارت‌ها و اجرای بدون کیفیت فعّالیّت‌ها

١۶-    بزرگ شدن حجم دولت‌ها و حکومت‌ها و تحت فشار قرار گرفتن بخش خصوصی و N.G.O ها

١٧-    نیروهای موازی امنیّتی و نظامی بیش‌تر از حدّ نیاز

١٨-    نفوذ آسان و کم‌مانع سیاست‌ها و فشارهای خارجی و بیگانه به علل جدایی حکومت‌ها و مردم

١٩-    سیاسی شدن فعّالیّت‌های فرهنگی، ورزشی و اجتماعی و توسعه‌ی کند و بهم ریخته‌ی آن‌ها به علّت جداشدگی قالب و محتوا

٢٠-مسابقه و رقابت شدید در کسب مقامات سیاسی به جای همّت و کوشش در فعّالیّت‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی


نتیجه‌ی آسیب‌ها و بیماری‌های ناشی از زندگی در جامعه‌ی ناسالم، منجر به دل‌زدگی و درخواست درونیِ تغییر جهت به آمال و آرزوهای مورد نیاز عالی انسانی خواهد گردید. این امر به‌خصوص با بهبود اوضاع اقتصادی و تغییرات مقطعی و شتاب‌دار آن سرعت می‌گیرد و طوفان‌هایی را به راه می‌اندازد که حکومت‌ها کم‌تر یارای کنترل آن را خواهند داشت. در هرحال، نهاد خداجو و والای انسانی از پشت ابرهای ارضاء نیازهای اوّلیّه خارج می‌شود و در جهت نیاز به زندگی در جامعه‌ی سالم اقدام می‌نماید و این ناگزیر است مثل شکستن دیوارها در پی بالا آمدن سیلاب.


سؤال این‌جاست که آیا با حذف عوامل ناسلامتی جامعه و تغییرات اساسی، آیا همان نسل ممکن است باز هم به ایجاد عوامل بیماری‌زای اجتماع بپردازد و مجدّداً زندگی را برای خود تلخ نماید؟ تجارب تاریخی  گواه بر آن است که اگر هم آن نسل به این ورطه نیفتد، یقیناً نسل بعد مصون نبوده است، امّا تاریکی‌ها به خاکستری گرایش نشان داده‌اند و سیاهی‌ها در دفعات بعد کم‌تر بوده‌اند ولی این سرنوشت محتوم و گریزناپذیر بشر است؟ پاسخ نمی‌تواند مثبت باشد. یقیناً راه‌حل‌هایی موجود است که تداوم سلامتی جامعه را تضمین نماید؛ پاسخ‌ها می‌تواند متفاوت باشد. زندگی در پناه قوانین محکم، ارجحیّت عبادات و معنویات بر مادّیات، تمسّک به افراد قدرت‌مند و جسور و الخ. امّا پادزهر اصلی ناسلامتی جامعه در یک جمله خلاصه می‌شود و آن، احترام و رعایت کامل حقوق حقّه‌ی دیگران با برقرای آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی تشکّل و آزادی نوشتن و انتقاد است.


کلمات کلیدی: مقالات اجتماعی