چاره وری

chare-vary

شناسایی پارامترهای سلامتی جامعه
ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤ 

شناسایی پارامترهای سلامتی جامعه

 

مقدّمه

جامعه سیستم پیچیده‌ای است و همانند ارگانیسم زنده با محیط داخل و بیرون خود در تعامل است. رشد می‌کند، بیمار می‌شود، شاداب است یا عصبی است و کارکرد ضعیف یا قوی دارد.

سؤال این است که، با چه شاخص‌هایی باید سلامتی جامعه را کنترل نمود و آیا می‌توان با شناسایی عوامل بیماری جامعه به مداوا یا پیشگیری از عوارض پرداخت؟ و هم‌چنین چه کسانی وظیفه‌ی معاینه و اعلام نظر را دارند و بالاخره، آیا در حال حاضر چنین امری اجرایی شده است یا خیر و در کدام جوامع؟

قبل از ورود به مطلب بایستی روی یک فرض به توافق رسید. آیا رفتار و واکنش‌های افراد، ناشی از کنش‌های محیط و جامعه است یا بعکس، افراد و نقش تربیتی آن‌هاست که رفتار و عملکرد جامعه را به وجود می‌آورد؟ پاسخ صریح به این سؤال به دشواری جواب مسئله‌ی جبر و اختیار است که قرن‌ها فلاسفه را مشغول داشت، امّا فرض ما بر آن است که هر دو متأثر از هم هستند؛ لذا هرمقدار وزن تراکمی دانایان و اثر دانایی قوی‌تر باشد، نقش فرد پررنگ‌تر می‌شود  . از طرف دیگر افراد در حالات روحی گوناگون و جوامع مختلف، رفتار متفاوت نشان می‌دهند؛ مثال، افرادی که برای صف ایستادن و رعایت حقّ تقدّم دیگران  توجه نمی‌کنند وقتی در محیطی که شدیداً افراد آن جامعه به برخورد صحیح شهروندی اعتنا دارند، قرار می‌گیرند، سریع تغییر عادت می‌دهند و بعکس تصوّر کنید افرادی مبادی آداب در انتظار اتوبوس هستند ولی ناگهان خبری برسد که فقط یک اتوبوس می‌آید و همه را نمی‌تواند پاسخ دهد. به ناگاه تحت تأثیر بی‌نظمی کمی اتوبوس که مربوط به فرد نیست و اجتماعی است، همه‌ی افراد مبادی آداب مسابقه‌ی بی‌نظمی می‌گذارند.


الزامات تعریف فاکتورهای سلامت جامعه

خداوند انسان را با شعور آفرید؛ یعنی ای انسان، کنجکاوی کن، کشف کن، از انرژی‌های موجود و طبیعت و زمین و آسمان بهره ببر، مبارزه کن، تلاش کن و دلپذیر زندگی کن. انسان دارای غرایز و نیازهایی می‌باشد که جز با ارضای آن آرامش نمیگیرد، طبقه‌بندی‌های مختلفی برای نیازهای بشر تعریف شده است و یکی از مشهورترین آن‌ها طبقه‌بندی مازلو می‌باشد که با نام هرم نیازهای انسانی مازلو مشهور است و توسط این اندیشمند تهیّه گردیده است. بدیهی است دلپذیری زندگی با برآورده شدن کامل یا نسبی نیازهای او  و با مرتفع شدن هر مرحله از نیازها، ورود به مرحله‌ی بعد و با برجسته شدن نیازهای عالی‌تر در پیش رو قرار می‌گیرد.از طرفی نه به لحاظ روحی و نه به لحاظ کارآیی و مؤثر بودن از استفاده‌ی مواهب موجود در زمین، انسان نمی‌تواند به تنهایی ادامه‌ی حیات دهد و نیازمند زندگی در اجتماع است. لذا با تأثیر از جامعه و بر آن رابطه‌ی متقابلی  با اجتماع برقرار می‌شود،لذا مشخّصاً از جامعه متوقّع می‌شود و درخواست مطالبات دارد، امّا به آن نیز خدمات می‌دهد و لحظاتی تا پای جان مایه می‌گذارد. با این اوصاف،انتظار بشر است که جامعه باید مثل زمین خدمات بدهد و کم‌تر متوقّع باشد به عبارت دیگر زمین تنها به شخص پیام می‌دهد: من آماده‌ام، زحمت بکش دانه بکار، مراقبت کن. من به تو محصول و اگر کود و آب هم می‌دهی برای محصول خودت است من سهمی برای خود نمی‌خواهم و تو ای انسان! حاصل تلاش خود را ببر، هر چقدر هم روی من زحمت بکشی باز نتیجه از آن خودت هست. واضح است زمین منبع بزرگ انرژی و مواهب است و جامعه به راحتی نمی‌تواند مثل زمین باشد و دستاورد آن حاصل کوشش نسل‌هاست، امّا روحیه‌ی برتری‌جویی بشر تمایل به ستاندن دارد تا دادن امتیاز یا لااقل احساس راحتی می‌کند وقتی کفه‌ی ترازو حتّی کمی به طرف او باشد، کم‌تر کفه‌ی برابر ترازو ارضایش می‌کند. جامعه برای بخشش مواهب باید توانمند و غنی شود و بدین منظور لازم است محیطی را فراهم کند که کارآیی و اثربخشی فعّالیّت آحاد آن به حدّاکثر برسد، نوآوری و ابداعات به کمال برسد و این امر در تمامی ابعاد مادّی و معنوی گسترش یابد. حال میتوان گفت از فاکتورهای اصلی سلامت جامعه، توانایی آن برای ایجاد محیط کارکرد با راندمان بالا و پرورش استعداد های بیش‌ترین تعداد از افراد آن می‌باشد. لذا بایستی جواب الزامات سلامتی جامعه را در ایجاد  انگیزش‌های افراد یافت. انگیزش افراد به فعّالیّت بیش‌تر و مؤثرتر چگونه حاصل می‌شود؟ با ایجاد عدالت اجتماعی، با دادن آزادی‌های فردی و اجتماعی، با وضع قوانین سخت و محکم با انضباط شدید، با انگیزش‌های روحی و روانی و ایمانی با تقویت روحیه‌ی برتری‌نژادی یا ملّی یا قومی با ایجاد رعب و وحشت بالاخره با کدامیک از این عوامل می‌توان به مقصود رسید؟ بهترین مرجع،بررسی تاریخ اجتماعی سیاسی و رشد تمدّن‌ها و ملّت‌های مختلف می‌باشد و البتّه این بررسی بایستی با دیدگاه اقتصادی و عنایت به وجوه تولید کشاورزی- صنعتی- فراصنعتی انجام گردد.

به طور خلاصه از بررسی‌های انجام شده فاکتورهای زیر برای شاخص سلامتی جامعه حاصل می‌شود:

1-    ارزان بودن غذا و مسکن و پوشاک به نوعی که حدّاقل 95% اعضای جامعه از حدّاقل قابل قبول آن بهره‌مند باشند.

2-    در دسترس بودن و اجباری بودن آموزش‌های مختلف تا رسیدن به مهارت کافی برای ارائه‌ی خدمات مورد نیاز جامعه

3-    توجّه به بهداشت و نظافت عمومی و وجود پزشکان و متخصّصان و بیمارستان‌های به حدّ کفایت

4-    فراهم بودن فضاهای مختلف تفریحی و ورزشی فرهنگی به میزان کافی برای استفاده‌ی عموم

5-    وجود مراکز تحقیقاتی مختلف و رسیدن هزینه تحقیقات کل به حدّاقل 5% از مصرف تولید ناخالص ملّی آن جامعه

6-    آزادی کامل افکار و اندیشه و انتشار آن بدون ترس از مجازات

7-    آزادی‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی و حذف رانت‌ها و انحصارات و تمایزات نژادی و جنسی و مذهبی

8-    آزادی‌های قانون‌مند سیاسی و حضور فعال انواع ثشکل ها

9-    درجه‌ی مناسب از توجّه به حفظ محیط زیست و حمایت از محیط سبز و محیط وحش

10-گرایش به استفاده از انرژی‌های سبز

11-میزان کافی از نظارت عمومی به منظور جلوگیری از قطبی شدن و سوء استفاده‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی

12-کامل بودن و منطقی بودن قوانین، به نوعی که رعایت آن‌ها هم شامل مشوّقات اجرایی و عملی باشد هم بازدارندگی آن‌ها بیش‌تر از مجازات‌ها و تنبیه‌ها باشد.

13-میزان رعایت و احترام به مالکیّت‌ها و حریم‌های خصوصی

14-شاخص شدن و ارزش‌گذاری خصایل اخلاقی و انسانی و تقبیح دروغ، ریا، آزار و سلب آسایش دیگران

چگونگی اعلام سلامتی جامعه

بدیهی است با استناد به آمار واقعی ، هریک از شاخص‌ها را می‌توان اندازه‌گیری و اعلام نمود، امّا رسیدن به یک استاندارد و اعلام انطباق با استاندارد برای امتیازدهی و رده‌بندی کاری است عظیم که نیاز به بودجه فراوان و همّت بزرگ دارد و فقط از سازمان ملل متّحد برمی‌آید، امّا برای درک عدم سلامت کافی است بپذیریم، عدم اجرای هر یک از عوامل مذکوریا ناقص انجام شدن آن به نحوی که مورد رضایت حدّاقل 50% از مردم آن جامعه نباشد یک کاستی و کرختی محسوب می‌شود که چنان‌چه این کمبود به نیمی از عوامل مذکور سرایت نماید قطعاً آن جامعه بیمار محسوب خواهد گردید.

چرا 50%؟ زیرا نصف به‌علاوه 1 در جامعه بسیار تأثیرگذار روی رفتار انسان‌هاست به‌خصوص انسان‌هایی که عادی و نرمال هستند. در مورد انسان‌های بالاتر از حدّ نرمال و سخت‌کوش و جنگنده، ممکن است 80% هم روی رفتار آن‌ها مؤثر نباشد و روی عادات و تفکّرات و علایق خود پافشاری نمایند، امّا افراد نرمال بیش‌تر هم‌رنگ و قابل جمع می‌شوند. لذا 50% و کمی بیش‌تر از آن بسیار تعیین‌کننده است و روی جوامع ابتدایی‌تر به سرعت به 75% و بیش‌تر می‌روند و کم‌تر موافق و مخالف با ترکیب حدود 52% و 48% یا 55% و 45% باقی می‌ماند و به سرعت به ترکیبات (20% و 80%) یا (25% و 75%) تغییر جهت می‌دهند.

مضرّات و فواید پیگیری سلامت جامعه

با پی بردن به زندگی در جامعه‌ی سالم، اگر فرد دچار ناامیدی و یا سرماخوردگی شود، می‌داند گناه خودش است بایستی خودش را اصلاح نماید، امّا در جامعه‌ی بیمار، وظیفه‌ی اندیشمندان و مدیران حکومت‌هاست که در جستجوی رفع نارسایی‌ها باشند تا جامعه اصلاح شده و فرد به زندگی دلپذیر هدایت شود. نکته‌ی قابل توجّه آن است که اگر چنین رتبه‌بندی صورت گیرد ممکن است به روحیه‌ی ملّی و علقه‌های ملّی‌گرایانه‌ی افراد لطمه وارد شود یا منجر به مهاجرت طیف‌های وسیعی از جوامع ناسلامت به سمت جوامع بهتر گردد و سرعت این مهاجرت‌ها فزونی یابد که خود مورد استقبال جوامع پیشرفته نیست امّا مهم‌ترین دستاورد این بررسی، درخواست مردم برای رفع موانع و حرکت در جهت داشتن جامعه‌ی سلامت برای بهتر زندگی کردن خواهد بود. بدیهی است از 14 فاکتور نام‌برده شده سهم عمده‌ای نصیب حکومت‌هاست و بخشی هم به عهده‌ی ملّت‌هاست که هر دو باید کوشش کنند وگرنه تعارضات ناسلامتی و بیماری جامعه در مسابقه‌ی رشد ملّت‌ها در این عصر صدمات جبران‌ناپذیری را تحمیل خواهد نمود. لذا چنان‌چه حکومت‌ها اهمال نمایند و توجّه نکنند، یقیناً به تعارضات و تصادفاتی می‌انجامد که کم‌ترین ضرر آن تخریب برخی دستاوردهای اقتصادی خواهد بود.

قابل ذکر است مضامین قابل تحقیق در این موضوع و ادبیّات نزدیک به آن بسیار زیاد است نظیر بررسی‌های موردی از حرکت به سوی سلامت جامعه و تأثیر آن بر رشد اقتصادی و اجتماعی، یا این سؤال که سلامت جامعه بدون آزادی‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی میسّر است یا خیر یا تأکید بر رشد اقتصادی و استفاده از تکنولوژی‌های نوین همراه با سیستم‌های توتالیتر آیا به سلامت جامعه می‌انجامد یا خیر.

در انتظار نظرهای ارشادی شما هستیم.