چاره وری

chare-vary

دوره‌ی عمــر انقلاب Revolution Life Cycle (بخش اوّل)
ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٦ 

دوره ی عمر انقلاب


(بخش اول)

 

مقدّمه:

شناخت مشخّصات هر دوره‌ی زمانی از یک تحوّل یا سازمان و حتّی موجود زنده، علاوه بر درک صحیح از واقعیّت واکنش‌های طبیعی آن، کمک به اصلاح و دفع آفات و نتیجتاً جلوگیری از مرگ زودرس آن می‌باشد. بدین منظور، ابتدا روند طبیعی علّت و معلولی حدوث تحوّل و نیازهای هر دوره و مشخّصات عکس‌العمل‌های آن بایستی روشن و تعیین گردد؛ سپس ناهمگونی‌ها و افتراق‌های مواجهه شده‌ی آن تحوّل اعلام شود تا با اندیشیدن تمهیدات مؤثر از افول زودهنگام پیشگیری شود. موجودات زنده در حدّ محدودی می‌توانند مرگ خود را به تأخیر اندازند یا لااقلّ علم و دانش امروز دامنه‌ی وسیعی را به تصویر نمی‌کشد، امّا سازمان‌ها و تحوّلات با تغییرات و نوسازی، تعاریف و پایه‌ها و نشانه‌روی روی اهداف جدید می‌توانند به خاموش‌سازی مرگ تحوّل یا سازمان اقدام نمایند. مراحل رشد یا دوره‌ی عمر سازمان را آقای دکتر ایساک آدایزس در کتاب «Corporate Cycles» به تحلیل کشانیده‌اند که بسیار سودمند و جامع می‌باشد، امّا در خصوص انقلاب به مطلبی با این نام و موضوع برخورد نشد.

 


1)     پدید آمدن شرایط کلّی وهمه‌جانبه‌ی انقلاب

تضادّ منافع اکثریت جامعه با اقلّیّت حاکم، نیاز به تغییر قدرت همه‌گیر، یا همان انقلاب را باعث می‌شود که مجموعه‌ی شرایط زیر وضعیّت بحرانی یا پدیدار شدن ترک در قدرت حاکم و بروز امید به تغییر در ملّت‌ها را سبب می‌گردد.

الف) پایین آمدن سطح کارآیی عمومی و بروز مشکلات معیشتی و رفاهی عمومی

ب) ناامیدی نسبت به آینده و احساس عقب‌ماندگی از سایر ملّت‌ها، به تقصیر اقلّیّت حاکم

ج) توسّل به اشرافی‌گری پوسیده و بیهوده که علاوه بر مخارج بزرگ و غیرلازم، موجب رنجش روحی و انگیزش حسّ انتقام عدّه‌ی کثیری گردد.

د) هرج‌ومرج قانونی یا استفاده از قانون در جهت حفظ منافع طبقه‌ی اقلّیّت حاکم علیه اکثریت با وارونه‌سازی روح منطقی قوانین با الفاظ بی‌مفهوم و ساختگی

هـ) ایجاد محیط رعب و وحشت و ناامنی اجتماعی و بی‌ثباتی در احقاق حق

و) ضعیف شدن جبهه‌ی مالی اقلّیّت حاکم به نوعی که عوامل برقراری قدرت آنان، احساس ناامنی از منافع آینده‌ی نزدیک خود نمایند.

ز) جریحه‌دار شدن احساس عمومی همانند اهانت‌های بزرگ به مقدّسات و عواطف آنان

ح) باور عمومی به داشتن قدرت برچیدن قدرت حاکم یا لزوم هرچه سریع‌تر درهم کوبیدن نظام حاکم

ط) خطاهای متوالی حاکمان که تداعی سردرگمی و پایین آمدن توان اعمال قدرت آن‌ها باشد؛

مسائلی نظیر جبر، زور، بی‌عدالتی و دیکتاتوری مستتر در بندهای بالا می‌باشد و نیازی به بیان مجدّد ندارد. در این شرایط ملّت همانند کودک فقط به جهت رفع گرسنگی و آرامش به دنبال مکیدن شیر است و فقط در فکر خورد کردن ماشین و نظام قدرت حاکم باشد.

 

2)      الزامات پیروزی انقلاب

 پس از به‌وجود آمدن وضعیّت انقلاب با ترکیب آرایش و شرایط زیر جنبش به نقطه‌ی اوج و یا تغییر حاکمیّت نزدیک‌تر می‌شود.

الف) حصول رهبری منسجم و قدرتمند و قاطع برای مردم علیه حاکمیّت موجود

ب) وجود شکاف و چنددستگی و منافع متضاد در حاکمیّت موجود

ج) فعّالیّت پررنگ و هدفمند و پرجنب وجوش عوامل فرهنگی مخالف نظام نظیر سرودها، فیلم‌ها، نمایشگاه‌های سریع‌الوصول، موسیقی تهییجی، شعر و تئاتر و غیره. این بخش در حفظ روحیّه و تضعیف روحیّه‌ی مقابل کارساز است.

د) قطع امید حامیان بیرونی از حاکمیّت و تغییر موضع به نفع مردم یا لااقل موضع تماشاگرِ صحنه باقی ماندنِ آن‌ها.

هـ) چگونگی جبران هزینه‌ها؛ به عنوان مثال کسی که آسیب می‌بیند یا کشته می‌شود، چگونه برای خانواده‌ی او جبران می‌شود؟ ممکن است جبران جنبه‌ی اعتقادی داشته باشد "نظیر شهادت و اجر دنیای دیگر" یا جنبه‌ی حماسی داشته باشد "در جرگه‌ی قهرمانان ملّی قلمداد شدن" یا قراردادهای اجتماعی و نانوشته امّا محکم نظیر حمایت مادّی ازخانواده‌های آسیب دیده یا جبران‌های مادّی دیگر. این بخش در ایستادگی و حرکت به سوی نتیجه، بسیار پراهمّیّت است؛ مثل هوا برای تنفّس.

و) امیدواری از تغییر وضعیّت در جهت بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی؛ این امیدواری حداقل در تصویرسازی و بزرگ‌نمایی کاستی‌های امروز و رفع بهینه‌ی آن‌ها در آینده و با تمثیل‌ها حاصل می‌شود.

ز) از کار انداختن موتور مولّد اقتصادی حاکمیّت به نوعی که جبران آن به راحتی میسّر نشود. (اعتصابات پیوسته)

ح) گستردگی تجمّعات و اعتراضات به تمامی مناطق و اجازه‌ی عرضه‌ی اندام نوآوری و خلّاقیّت و پذیرش روش‌های عمل جدید. در جایی که تعدّد احزاب و گروه‌های مخالف وجود دارد، ممکن است خلّاقیّت‌ها، جای خود را به تقابل و خنثی‌سازی نیروها بدهد مگر با هوشیاری و خویشتن‌داری رهبران احزاب.

ط) عدم توسّل به خشونت و تحمّل ضربات نیروهای نظامی و امنیّتی نظام حاکم با عکس‌العمل‌های خبررسانی آنی و نزدیک شدن و درخواست حمایت از نظامیان و جداسازی شخصّیّت و هویّت نظامیان با اجیرشدگان.

 

"تولّد نوزاد" تغییر حاکمیّت

در این مرحله و با حذف نظام قبل، انقلاب متولّد می‌شود، مرتبط با دوران شکل‌گیری و پیروزی قدرت و نظام جدید پایه‌ریزی می‌شود. اگر رهبر قدرتمندی نقش ایفا کرده باشد، سرعت برقراری نظام جدید مناسب است وگرنه کشمکش و درگیری برای کسب سهمیّه‌ی بیش‌تری از قدرت، ادامه می‌یابد. در این مرحله که خطر بازگشت نیروهای شکست خورده‌ی نظام قبل موجود است، علاوه بر هوشیاری و مواجهه با آن سوءاستفاده‌هایی در جهت حذف برخی تندروها که با مردم در پیروزی سهیم بوده‌اند، اتّفاق میفتد. هنوز نمی‌توان به برقراری دموکراسی و ایجاد نظم نوین بر آن اساس، امیدوار بود. چنانچه نیروهای نظامی دست‌نخورده باقی مانده باشند، بیش‌ترین توجّه و فشار بر آن‌هاست. تصفیه‌ی درون نیروهای نظامی دستور کار اصلی است، تغییر قانون اساسی، تعدّد گروه‌ها و احزاب و درگیری مابین آن‌ها، رفراندوم‌ها و مشکلات اقتصادی ناشی از توقّف فعّالیّت‌های زیربنایی از مشخّصات این دوران است. نوزاد را مادر و اطرافیان او و از روی تجارب قبل تروخشک می‌کنند، امّا انقلاب با این‌که نیاز به مراقبت دارد امّا فقط یک مادر ندارد؛ لذا در صورت قبول مادر، لاجرم به خاموش‌سازی مخالفان و دیگراندیشان می‌رسد که ممکن است منجر به یک دیکتاتوری و خفقان جدید شود و این اوّلین تهدید طبیعی این نوزاد است.