چاره وری

chare-vary

یکپارچگی، وحدت، قدرت و سیطره در بهمن 57 (2)
ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٤ 

     یکپارچگی، وحدت، قدرت و سیطره در بهمن 57   (2)

حربۀ مبارزه با تروریسم اینک در غرب مهمترین دستاویز برای ایجاد وحدت برعلیه یک گروه یا کشور شده‌است. در بین شهروندان غربی این جدال رأی عمومی بالائی بدست میاورد. پس‌از آن حمایت از دموکراسی و ارائه کمک درجهت بسط آن و محکومیت


دیکتاتوری مورد استفادۀ دولتهای غربی و بخصوص آمریکاست، به کمک این دو اتهام و اثبات آن طرف مقابل مورد مجازات بین‌المللی واقع میشود و آمریکا و قدرتهای بزرگ هم پیمان او در سایه آن مقاصد استراتژیک خود را پی‌میگیرند.

بدیهی‌است در هرکشور، سیاستمدار یا حزب یا گرایشی مستقل در مواجهه با وقایع یا ایجاد  توازن نیروهای داخلی ممکن  است اشتباهاتی را انجام‌دهد و این خطاها موجب شود او یا آنها را در شمار مخالفان آزادی یا حامیان تروریست قراردهند. حال اگر آنها در رأس باقی بمانند این اتهام متوجه کشور خواهدد و ممکن است عواقب سنگین داشته‌باشد، در کشورهای مختلف و از حدود 50سال ‌قبل، به مسائل استراتژیک منافع ملی و هدفگذاری‌ها آن توجه شده‌است. برخی متفکرین که حتی ممکن‌است در امور اجرائی نیز اشتهار نداشته‌باشند یا بعضاً در کارهای اجرائی نیز فعالیت داشته‌اند امّا تفکر استراتژیک یا تمایل به منافع ملی دارند، در جمعی مورد قبول، و خارج از تعلقات گروهی و حزبی و با تمایلات منطقی و ملی در چهارچوب منافع ملی که همانا بر پایۀ توسعه‌های اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیکی و شاید هم سیاسی کشور باشد به تحقیق و ارائه توصیه‌های راهبردی مشغول میباشند و هرآینه احساس خطر نمایند که فرد یا گروهی دارای مواضع مخالف با استراتژی‌های تعیین شده میباشد تصمیم به حذف یا محدودسازی آنان درجهت حفظ منافع ملی را میگیرند البته لازم نیست اینها علنی باشد، امّا وجوددارد. این افراد از استعدادشان در تفکرملی شجاعت، خالی از تعصب گروهی یا حزبی، پاکی و صداقت و مردم‌دوستی‌شان استفاده میکنند. لذا احترام برگزیدگان سیاسی و اجرائی را با خود همراه دارند و این جایگاه  نه از روی ترس و فشار بلکه از سیستم پیشرفته سیاسی حاصل گردیده‌است. واضح‌است جو فشار و تهمت و اقترا و اختناق به رشد و بلوغ چنین افرادی نمی‌انجامد، و فقط در یک فضای آزاد فکری میتوان چنین انتظاری داشت، کشورهای ملی و مستقل نبایستی به بهانه اینکه مخالفان بیرونی و آمریکا شعار سردمداری دموکراسی را سرمیدهد ساز مخالف با آن سر‌دهند و آزادی را خواست دشمن قلمداد نمایند و موجبات فشار بر مردم را فراهم نمایند. چرا که عواقب ناگواری خواهدداشت که مهترین آن جدائی مردم و آنهم فرهیختگان مردم از حکومت خواهدبود. هنر سیستم صحیح سیاسی کاهش معاندان و مخالفان و تبدیل آنها به منتقدان است، امّا بحث اصلی مقاله، 22بهمن 57 است، درآن زمان شعار نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی به واقع بیان و اعلام موجودیت یک سازمان و طریقۀ جدید حکومت بود، خواست واقعی و ملی مردم یعنی استقلال و بیزاری از وابستگان به شرق و غرب را بیان کرد، و اتفاقاً در این شعار خصومتی متوجه شرق و غرب نبود، عنصر قوی وحدت ملی، داخلی و حول تقویت رژیم نوبنیاد جدید شکل گرفت و مخالفت با هرآنچه تهدید خارجی برعلیه آن بود نیز کمک این عنصر شد. مهاجرت وابستگان رژیم سابق به آمریکا و نگرانی از حمایت و مداخله آمریکا به حمایت از شاه یا ایادی آن موجبات تقابل بیشتر را بین دو کشور ناهم مرز باعث گردید تا جائیکه برای تحت فشار قراردادن آمریکا منجر به اشغال سفارت او در تهران گردید.

پس از تثبیت نظام، بنظر نمیرسید نوک حمله عامل خارجی وحدت متوجه آمریکا باشد، اما شروع جنگ عراق علیه ایران، حمایت‌های رژیم‌های دوست آمریکا از صدام، تحریم نظامی ایران از جانب آمریکا و تضیقات برای ایران در مقابل عراق موجبات فاصله وسردی روابط تاحد خصومت گردید، پس از جنگ میتوانست اوضاع تغییر کند، امّا تندروی‌ها، تقابل‌‌های داخلی و از همه مهمتر حمایت بیش‌ازحد آمریکا از اسرائیل تغییر بایسته‌ای را صورت نداد. واضح‌است پس‌از تثبیت داخلی نقش عامل خارجی برای وحدت مهمتر میگردد و دراین دوره فقدان استراتژی روشن و مبتنی بر فایده و ضرر موجب خسران گردید.

طبیعی‌است دورۀ طفولیت و بلوغ و جوانی و کمال برای رژیم‌ها و سازمانها، دارای شعارها، استراتژی‌ها، اهداف و روشهای اجرائی متفاوت میباشد، شاید در دورۀ ایجاد و طفولیت نیازی به سیستم یا درخواست اظهارنظرهای خبره و کارشناسی شده نباشد، و حول تصمیم رهبری و از کوتاهترین مسیر یعنی رابطۀ عمودی به نتیجه برسند. امّا در دورۀ بلوغ و جوانی وضع تغییر مییابد، برخورد عقاید و راهبرد آن حول استراتژی واحد لازم مییابد، در دوره کمال نیاز به حراست و تجدید نظر و بررسی کاستی‌ها و جانبداری از نقاط قوت به‌فعل در نیامده ضرورت مییابد. اصلاحات داروی مسکن و واکسن آفت‌های هولناک رژیم‌های نوبنیاد پس از دورۀ تثبیت و همراه با رشد آنها میباشد، اصلاحاتی که توسط خبرگان و استراتژیست‌های ملی و فرهیخته مهر تأئیدگرفته‌باشد، حذف اصلاحات، انحرافات و درخواست‌های غیرقابل پذیرش از نظام را موجب میشود.  در این رویکرد شاید تصور شود به کمک فشار بتوان تا زمانی مقاومت کرد و وقعی به خواستهای جامعه نداد امّا مسیر خطرناکی است. بخصوص اگر فشارها موجب شوند افراد محقق و صاحب‌نظر یا سکوت کنند و یا حتی مهاجرت نمایند، زیرا مردم عادی زود تحت تأثیر واقع میشوند، همانگونه که به سرعت حمایت میکنند بارها دیده‌شده که به سرعت نیز تغییر جهت داده‌اند، امّا صاحب‌نظران و متفکران و روشنفکران که با استدلال حامی میشوند ستونها محکم قابل اعتمادی را درست میکنند.

مردم عادی اگر دلزده یا دلسرد شوند، غیرمنتظره جبهه تغییر میدهند و اگر جانشینی بیابندکمتر به سراغ استدلال میروند با اینکه به لحاظ کمیت بسیار قابل توجه‌اند اما بدون وجود نخبگان و صاحب‌نظرانی که میتوانند بطور وسیع و با نفوذ آنها را منسجم نمایند و از دلسری‌شان بکاهند نامطمئن خواهندبود. متأسفانه حکومتها وقتی درفشار پاسخگوئی قرارمیگیرند و جوابهای قانع‌کننده‌نداشته‌باشند به سراغ نمایشهای جمعیتی با ایفای نقش مردم کاملاً غیرسیاسی و وابسته اقتصادی به دولت میروند که میتواند یک حربۀ جنگ روانی باشد اما در محاسبات طولانی مدت قابل تأمل نیست با افزایش فشار و محدودیت‌ها شعارها و گرایشات رادیکال‌تر میشوند و از مسیر اصلاحات درکنار نظام موجود فراتر میروند و درخواستهایی نظیر حذف قدرت و نظام را هدف میگیرند در این حالت ابتکار عمل از دست اصلاح‌طلبان نیز خارج میشود که کمترین دست‌آورد آن صرف انرژی اضافی برای جبران و مواجهه با تندرویهای پنهان یا خفته‌ای است که فرصت عرض‌اندام پیدانموده‌اند و علاوه برآن منجر به تقویت نیروهای خشن داخل حکومت میشود، که خود جدائی بیشتر بین مردم و فرهیختگان آنها از یکطرف و نظام ازطرف دیگر را باعث میشود.اینها هزینه‌های گزافی دارند که پس از برخاستن از غفلت به راحتی جبران نخواهدشد.

حفظ فظای گفت و شنود، انتقاد و ارزش گذاری برکار کارشناسی و تخصصی و جذب بیشتر نیروهای ملی و وفادار به آرمانهای انسانی و الهی تضمین رشد و بقای حرکت مردم است برعلیه آنچه ضد استقلال و ضد عدالت اجتماعی و ضدملی باد. مدیریت چنین وضعیتی ساده نیست و هنر است بخصوص وقتی شرکت مردم در ارکان سیاسی جوان باشد و پختگی لازم را نداشته باد و مسیر هموار نشده‌باشد اما چاره‌ای جز آن برای استمرار حرکت شروع شده پس از رهایی نیست. غفلت از این مدیریت و رویکرد به سرکوب، صرفنظر از هزینه‌های بیرونی، به وحدت داخلی صدمه جدی وارد مینماید.


کلمات کلیدی: