چاره وری

chare-vary

اقتصاد و باور مردم
ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٢ 

اقتصاد و باور مردم:

    

در اقتصاد کلان،عموماً بحثهای تولید ملّی، سیاستهای پولی و مالی، نرخ بهره، تراز پرداختها، رشد، اشتغال، و توسعه و ... انجام میشود، امّا تا کنون به موضوع باورهای مردمی و چگونگی تأثیر آن بر اقتصاد بحث نشده است. در بحران اقتصادی اخیر غرب، سال  2008 یا بهتر بگوئیم بحران جهانی اقتصاد اثر باورها و نوع بی‌اعتمادی آن بسیار چشمگیر بوده است، شکست قیمت مسکن ، قیمت سهام و به پیروی از آن ورشکستگی برخی بانکها و شرکتهای بیمه نتیجۀ هم افزایی این بی اعتمادی و نگرانی مشتریان بوده‌است.


بخصوص در اقتصاد پیشرفته سرمایه داری کنونی که اغلب فعالیتهای اقتصادی، غیر مستقیم و از طریق بازار مالی و بورس وخرید و فروش سهام صورت میگیرد، تأثیر باورها و ایجاد شرایط خاص برارزش سهام آنی و مؤثرتر از نتیجۀ قیمت واقعی بازار و سوددهی ماهوی آن خواهد بود.

تغییر در باورها بطور ناگهانی به بازار شوک وارد میاورد و صعود یا سقوط پرشتاب را به همراه دارد که نتیجتاً بخشهایی از اقتصاد را دچار تزلزل میکند، به منظور پیشگیری از این نوع سقوط و بحران لازم است تحقیق بیشتر صورت گرفته و راهکارهای منطقی تری برای آن بررسی شود. یک جامعه شناختی دقیق و نو میتواند به شکل گیری باورها و تبدیل آن به تصمیم ، را تجزیه و تحلیل نماید.

به عبارت دیگر باید پذیرفته شود که دست نامرئی اسمیت به تنهایی دیگر در ایجاد تعادل در بازار عمل نمیکند، ولی بدین مفهوم نیست که تمامی ایرادات کنیزین ها صحیح است و بازار به تنهایی نمیتواند کارایی داشته باشد لذا قبول کنیم که دخالت بیشتر دولتها چاره ساز است، چه اگر این چرخه مجدداً تکرار شود و پس از مدّتی سستی و بی انگیزگی بخش دولتی بهانه حمله و تخریب بنیانهای اقتصادی دولتی را فراهم آورد ، دستاوردی نخواهد داشت و بی‌گمان این ساده انگاری مضر خواهد بود. لذا آنالیز بحران فعلی و تأثیرباورها در سرعت بخشیدن به وخامت اوضاع اقتصادی ضروری بنظر میرسد، قبل از آنکه علّت را مشکل ذاتی آزادی بیشتر بازار و بخش خصوصی قلمداد نموده باشیم.

عوامل مؤثره بر باور های مردم چیستند و چگونه عمل میکنند؟ در پاسخ به چنین مواردی برمیخوریم،  قیاس با فرآیندهای نظیر و استفاده از تجارب قبلی، هجوم تعداد بیشمار یا قابل ملاحظه از افراد به سوی هدف، هراس عده کثیری از یک واقعه و فرار از آن، عدم اعتماد بواسطه تبلیغ و دفاع بزرگنمایی شده، تقلید از نخبگان و دانشمندان و کاردانان در له یا علیه هدف و بالاخره تأثیر تعیین کننده رسانه های عمومی، مجموعه عوامل مذکور باورهای قبلی را سست میکنند، در قالب خالی آنها باورهای جدید را شکل میدهد، سپس به آن پای بند میشود و برآن پایه تصمیم میگیرد ، حرکت میکند، ایستادگی میکند و هر گونه مقاومت را میشکند.

مثلاً در یک مقطع زمانی سود دهی بخشی از سهام از عرف بیشتر میشود و روی کرد به آن به جهت سود‌دهی بیشتر و همچنین بالا رفتن ارزش آن سهام  امکانات بالقوه و بالفعل برخی افراد را روی این مسیر به حرکت در میاورد همین که از میزانی در کیفیت این رویکرد بالا برد و  اندوخته ها و وام ها بطور کلی بکار گرفته میشود رویکرد عمومی میشود زیرا  نتیجه آنی و کوتاه مدّت نیز گرفته میشود چرا که بسرعت تقاضا را بالا رفته است و به دنبال آن هجوم بیشتر و قیمت بالاترتا مرحله‌ای که منحنی بسرعت سقوط نماید.

زیرا اگر از واقعیت دور شود و سود دهی نزول نماید و شواهد مذکور منجر به تغییر باورها شود بسرعت سقوط قیمت را شاهد خواهیم بود و این سقوط نیز میتواند فراتر از قیمتهای واقعی باشد. حوزۀ مؤثر این رویکرد بازار سهام ، خرید ملک و مسکن و تا حدودی ارز و طلا میباشد که با تصمیم گیری شخصی افراد سروکار دارد درخصوص مواد اولیه که خرید تخصصی تولید کنندگان محصول میباشد این مقوله کارایی خود را از دست میدهد همچنین در خصوص کالاهای مصرفی عدم کارایی این مقوله مشهود است.

از میان عوامل موثره مذکور در فوق بنظر میرسد پذیرش نظر اکثریت، مهّمترین عامل باشد و هجوم و هراس اکثریت مردم تصمیم ساز و بحران ساز جدّی خواهد بود. این موضوع که بایستی مورد کارشناسی و تحقیق بیشتر قرارگیرد به عبارت دیگر تغییر از کمیت به کیفیت  ناگهانی اینجا مصداق می‌یابد با افزایش رویکرد همین که از 50 بعلاوه یک بگذرد بحران شروع میشود و با  گذشتن از این سد بسرعت معادلات تغییر خواهد نمود و روند تلاطم با سقوط یا صعود سریع همراه خواهد بود که فروکش، ناپایداری فقط با صرف زمان و سپری شدن دورۀ تنش امکان پذیر میگردد.


کلمات کلیدی: مقالات اقتصادی