چاره وری

chare-vary

رأی و انتخابات(2)
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٤ 

رأی و انتخابات(2)

دربخش اول «رأی و انتخابات»  سعی شد با دسته‌بندی سلایق، عادات و فرهنگ اجتماعی گروههای مختلف اجتماعی انگیزش آنان در برابر شعارهای انتخاباتی موشکافی شود که ناتمام ماند و ادامه در نوشتار فعلی و بعدی خواهد آمد .

در مقاله « کاربری نقطه نظرهای اجرائی و استراتژیک و انتخابات سیاسی » ، با اهمیت شعارها در جذب توده‌های مردم،  مثال کودتا علیه آلنده در شیلی و استفاده کودتاچیان از شعارهای جذاب برای حمایت از کودتا، هم چنین نقش‌های اثرگذار موضع‌گیری‌های نامزدها برروی رأی مردم در انتخابات  بحث گردید. در مقالۀ « انتخابات و شرایط حساس کنونی» ، بیان گردید که درحال‌حاضر گره‌های مسائل بیرونی بسیار جدی‌تر از مسائل داخلی است و کلید خروج از بحران،  حل هوشمندانۀ گره‌های سیاست خارجی و برخورد با غرب است.

در مقالۀ « انتخابات دهم » ؛ درخواست شرکت فعال مردم در انتخابات گردید، زیرا مهمترین فایده آن بیان درخواستها با قدرت


بیشتر می‌باشد و هرگروه که برنده انتخابات باشد در آن شرایط درک خواهدنمود که گروههای مقابل قابل اعتنا هستند و یکه‌تازی کاری از پیش نخواهدبرد. هم‌چنین خروج از انزوا وکسب  قدرت اقتصادی،  لازمه پیشبرد اهداف استراتژیک سیاسی می‌باشد که توجه به این نکتۀ مهم دقت و وسواس فزون‌تری طلب می‌نماید.

در مقالۀ « اشتباه برآورد آماری پیش‌بینی‌های سیاسی اجتماعی در جوامع کمتر صنعتی » به این نکته توجه گردید که آمارها در این جوامع نمی‌توانند پردوام باشند و درصدهای میزان حمایت به سرعت جابجا می‌شوند و واقعی نیستند یا بهتر بگوئیم پایدار نیستند، تصمیم‌گیری‌های توده‌های مردم براساس تحلیل‌های عمیق نیست و پارامترهای، بهره‌گیری از تجارب قبل، نگاه به تصمیم اکثریت، سابقۀ ذهنی انتخاب شونده در رأی دهنده ، کم خطر بودن همراهی با آن جریان، میزان همراه داشتن عدالت و منافع عمومی و برخی دیگرشرایط باعث میشود که آنان تصمیم بگیرند، اما این تصمیم سریع گرفته میشود لذا میتواند هرآن تغییر نماید.

مقالۀ «حکومتهای آتی» ، دوام و بقا حکومتها مرتبط با میزان انطباق قوانین حکومتی با عرف و عادات جامعۀ آنها و میزان پوشش تقاضای عمومی را گفت، هم چنین نیاز به عدالت، رعایت قانونمندی، تعمیق دموکراسی و برقراری روابط شفاف در یک اقتصاد پویا را لازمۀ دوام حکومتهای آتی قلمداد نمود.

در این گفتار نیز شعارها، وعده‌ها و متقابلاً درخواستهای مردم بررسی میگردد و چنانچه مورد درخواست قرارگیرد به تحلیلی از وضعیت و شرایط 4 کاندیدای اصلی  این دوره ریاست جمهوری در ایران می‌پردازد       .

علیرغم درآمدهای‌ نفتی بالا در 4 سال گذشته تغییرات چشمگیری در شیوۀ زندگی اقتصادی مردم حاصل نگردید، تورم نه تنها یک رقمی نشد،  بلکه به بالای 20% هم رسید البته بخشی از تورم همراه ازدیاد درآمد نفت،  طبیعی است اما شتاب آن فراتر از روند عادی بود، از یکسال پیش تاکنون هم ، تورم به رکود  تورمی تبدیل شده‌است و این کمتر قابل تحمل است زیرا بیکاری را افزایش داده‌است  دولت برای مقابله با افزایش قیمتها، به واردات کالاهای مختلف مصرفی آزادی عمل داده‌است  و این به تولید ملی صدمه زده‌ و منجر به بیکاری بیشتر گردیده‌است. مهمتر اینکه به بخش آسیب‌پذیر کشاورزی صدمه وارد آمده‌است. عملکرد قبل از 4 سال گذشته نیز با مشکلات حادث نظیر جنگ و ارزان شدن غیرمتعارف نفت و سوء مدیریت‌ها، رفاه قابل قبول را حاصل نکرد و فاصلۀ طبقاتی زیادی حاصل گردید دهکهای زیادی از بخش پائینی جامعه در فقر قرارگرفتند و توزیع مناسب ثروت صورت نپذیرفت. در 4 سال گذشته دولت سعی کرد در جهت توزیع مناسب‌تر ثروت گام بردارد و امکانات  را به نقاط دور دست‌تر ببرد، به مردم ضعیف‌تر کمکهای مالی بدهد و وام کم بهره توزیع نماید،  که تا‌حدودی جبران مافات گردد ، در این مقاله فرصتی برای تحلیل بر روی صحت انجام این کار یا عدم آن نیست، و فقط واقعیت‌ها و انعکاس‌ها گفته‌می‌شود، اینکه در نقاط محروم و دورافتاده‌تر ، ورزشگاه ساخته ‌میشود‌، راه ترمیم می‌شود و پروژه‌های کوچک و متوسط تعریف و شروع می‌شود بدیهی است رضامندی بهره ‌وران آن مناطق را فراهم می‌آورد اما عدم پاسخ به درخواست‌های بقیۀ مردم ساکن در شهرهای بزرگتر بعلت تورم بالا و رکود اقتصادی و بیکاری موجبات انتقاد و درخواست برای تغییر را حاصل نموده‌است واز طرف دیگر مبارزه با فساد اقتصادی و شفاف‌سازی عملکردها از تقاضاهای عمومی شهروندان متوسط و تحصیل کرده و طیف‌های روشنفکری، فرهنگی و فعالان اجتماعی می‌باشد همزمان با این درخواست  تعمیق آزادیهای اجتماعی و بسط دموکراسی را برای پیگیری خواسته‌ها طلب می‌نمایند، و این تعارض همیشگی این اقشار با دولتهاست، ناگفته نماند که لازمۀ پیشرفت‌های اجتماعی ملتها وجود فعال‌تر و قوی‌تر این اقشار می‌باشد و خاموش‌سازی آنان سودی  را عاید نمی‌کند. نقش پرقدرت دولت در اقتصاد، تأمین بخش مهم از درآمد دولتها از محل فروش منابع ملی و مواد اولیه، سوابق تاریخی استبداد، عدم ورود صحیح به عرصۀ مناسبات اقتصادی و تجاری و سرمایه‌گذاری بین‌المللی، موجبات رانت‌خواری و عدم شفافیت در فعالیتهای دولتها را موجب می‌شود و به سختی میتوان به انجام مبارزه جدی با مفاسد اقتصادی، تعمیق دموکراسی و شفاف‌سازی اقتصادی در عملکرد دولتهای مختلف امتیاز داد و مقایسه نمود، لاجرم، توجه به آزادیهای اجتماعی و آزادی قلم عرصۀ مقایسۀ عملکرد دولتها در برآورد درخواست لایه‌های روشنفکری و نخبگان و دیگر گروههای منسجم‌تر اجتماعی میگردد. موتور‌محرک مشارکتهای مردم با دولتها از طریق همین لایه‌ها به حرکت درمیاید، کارآفرینان، متفکران، هنرمندان و متخصصان  از همین اقشار می‌باشند و در پویائی جامعه نقش‌آفرینی جدی ایفا میکنند، بدون حمایت آنان کارهای بلندمدت و استراتزیک به خطر و چالش میافتند، و تشریک مساعی و حمایت آنان توان دولتها را در پیشبرد اهداف داخلی و خارجی بالا خواهد برد.

اگر به آمار توجه شود، حدود 57% جمعیت در روستاها و شهرهای کوچک و مناطق دوردست‌تر و محروم‌تر زندگی میکنند و 43% بقیه در شهرهای متوسط بزرگ و شهرهای بزرگ و کلان شهرها. معمولاً با روند گذشته شرکت فعال در انتخابات ریاست جمهوری کمتر از 60% کل واجدین شرایط بوده‌است.  57% مذکور در بخش اول جوان‌تر هستند و تعداد واجدین شرایط رأی در آنها کمتر از دستۀ دوم(43% شهرهای بزرگ) است، رأی آنان نیز شکننده‌تر است و سریعتر تحت تأثیر قرارگرفته و تغییر رأی میدهند، لذا بنظر میرسد اهمیت کمّی یکسان بین دو بخش حاصل شود. هر دو گروه مذکور دارای لایه‌های مختلف با پایگاههای متفاوت طبقاتی و اقتصادی هستند اما گروه 57% اول یکدست‌تر هستند. حل مسائل اقتصادی برای هردو تقسیم‌بندی اصلی بسیار مهم است اما توجه به عدالت ضمن دارا بودن درجۀ اهمیت بالا ، برداشت بسیار متفاوتی را به همراه دارد، لایه‌های پائین درآمدی در شهرها و روستاها، تأمین عدالت را در مبارزه با سرمایه و رفاه پردرآمدها تصور مینمایند و خواستار کاهش آنی و سریع فاصلۀ طبقاتی هستند، کمتر به مسائل رشد اقتصادی، رشد صنعتی، ایجاد زیرساختها و بهره‌گیری از تکنولوژی روز و کارآئی اقتصادی توجه دارند، عطش نیاز به جبران محرومیت، تفکر روی مسیر رشد میان‌مدت و بلندمدت جامعه را در آنها بی‌اهمیت جلوه میدهد. به لحاظ تجارب تاریخی نیز هیچگاه محدودسازی و حذف سرمایه‌داری ملی و داخلی نتیجۀ مطلوب اقتصادی ببار نیاورده‌ است و فقط نقش دولتها را قویتر ساخته و عرصه فعالیت آنان را گسترش داده‌‌است که با اندک غفلت به فساد گرائیده‌است. به دلایل فوق استفاده از ابزار شعاری «عدالت»  مهم می‌نماید، تفسیر و روشنگری روی این شعار میتواند تغییرات عمده روی اذهان و رأی‌ها ایجاد نماید. از طرف دیگر شعار ارائه آزادی‌های بیشتر اجتماعی، سیاسی، قلم و تفکر قدرت جذب جدی بخصوص در نسل دانشجوئی و روشنفکران جامعه دارد اما نکتۀ مهم این است که شعار به تنهایی کافی نیست همانگونه که ذکر گردید سابقۀ ذهنی آحاد جامعه از رأی گیرنده بسیار مهم است . یک مثال تاریخی، اگر به برخی از سخنرانی‌های محمد رضا شاه پهلوی توجه نمائیم مثلاً سخنرانی برای شروع برنامه توسعه پنجم در رامسر، شعارهای بسیار تند و رادیکالی در آن دیده میشود اما شنونده ایرانی باوری به آن گفته‌ها نشان نداد و به آن وقعی ننهاد و زیرا نمیتوانست با توجه به عملکرد نامناسب قبلی به آن دل ببندد ...  .            ادامه دارد.


کلمات کلیدی: مقالات سیاسی