چاره وری

chare-vary

کاربری نقطه نظرهای اجرائی و استراتژیک و انتخابات سیاسی
ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٥ 

کاربری نقطه نظرهای اجرائی و استراتژیک و انتخابات سیاسی

بیش از سه دهه است در عرصۀ کسب و کار و قبل از آن در عرصه سیاست بحث سیاستهای استراتژیک و اجرائی مطرح می‌باشد و شاخه‌ای از علم مدیریت به تفحص و نظریه‌پردازی روی آن پرداخته‌است.  داشتن دورنما، تعهدات اجتماعی و اخلاقی، شناخت نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدات، تحلیل محیط داخل و خارج، تعیین اهداف و سیاستها زیر‌مجموعه‌های اصلی این رشته میباشند از شروط موفقیت استراتژی‌ها انعطاف‌پذیری و شناخت دقیق محیط تأثیر حوزه فعالیت آنها بیان شده‌است. یک کسب و کار موفق در عرصۀ رقابت فشرده بازار تنها به اعتماد استراتژی‌های صحیح و سیاستهای اجرائی همگرا و مناسب میتواند سوددهی و پویایی خود را استمرار دهد.

" لوئی کوروالان، دبیر کل حزب کمونیست کشور شیلی هم زمان دکتر آلنده پس از کودتا و

 


آزادی از زندان در یک مقاله نوشت : کودتا‌چیان و رقبای ما توان جذب و بسیج توده‌های مردم و همزبانی با آنان را بهتر از نیروهای ما انجام دادند."

این صحیح بود که در درازمدّت با استراتژی و سیاستهای ملی گرایانه و رشداجتماعی دکتر‌آلنده احتمالاً توسعه دموکراسی و رشد اقتصادی و مهار تورم و ازبین‌بردن بیکاری انجام شدنی بود امّا مردم نتوانستند اعتمادی به آن سیاستهای دازمدّت نشان‌دهند و جذب شعارها و سیاستهای اجرائی کوتاه مدّت‌تر کودتاچیان شدند.

در عرصۀ اقتصاد، استراتژی‌ها و سیاست‌های اجرائی بیش از همه به منابع مالی وابسته میشود و تأثیر محیط‌های داخل و خارج معمولاً آنی نیستند مگر در شرایط خاص و بحرانها، لذا فرصت بیشتری برای تحقیق و سنجش و اصلاح سیاستها وجود دارد و انعطاف را امکان پذیر میسازد.  امّا در عرصۀ سیاست فرصت‌های اصلاحی معمولاً بسیار محدودند، و با توجه به پیشینه تجارب تاریخی، سطح سواد و فرهنگ اجتماعی، درجه مشارکت مردم، نهادینه شدن تشکل‌ها و احزاب اجتماعی سیاسی هر ملت درجه موفقیت اعمال استراتژی‌ها متفاوت میگردند. به دیگر سخن هرچقدر پارامترهای رشد اجتماعی مذکور در فوق ضعیف‌تر باشند حرکت در مسیر استراتژی‌های تعیین شده دشوارتر بنظر میرسد و در این کشورها نقش افراد از نقش سیستم‌ها قویتر میگردد، این بخت و اقبال است‌ که وجود رهبران توانا و دانا یا بعکس را به سرنوشت رشد و ترقی آنها گره میزند.

با این مقدمه به رقابتهای انتخاباتی بپردازیم، بدیهی است هر کاندیدا با توجّه به ترکیب جمعیتی و نیازهای عمدۀ آنان شعارها و وعده‌های انتخاباتی خود را سامان‌دهی مینماید. امّا رسیدن به وعده‌ها نیاز به اصلاحات یا تغییرات اساسی دارد که معلوم نیست از عهدۀ برنده رقابت برآید زیرا ممکن‌است تعادل نیروهای تأثیر‌گذار سیاسی درجهت تغییرات موردنظر وی نباشد. در کشورهایی که به لحاظ مشارکت‌های مردمی پیشرفته‌تر هستند،با توجه به حضور احزاب و تشکل‌ها استراتژی‌ها توسط احزاب تعیین و سیستم تعادلی سیاسی بین آنان ، مسیرهای پیگیری را ناگزیر میسازد و تأثیر افراد محدودتر میشود اما در کشورهای کمتر توسعه ‌یافته به لحاظ سیاسی، مدیریت جدید میتواند پایه‌گذاری برخی سیاستهای جلو برنده را انجام دهد یا به‌عکس مسیر حرکت رو به جلو را منحرف نماید لذا شخص انتخاب شونده، نقش بیشتر تأثیرگذاری را عهده‌دار میشود.

کاندیداتورها با انتخاب شعارها و وعده‌های پر حساسیت سعی در انگیزش و جلب اعتماد گروهها و مردم می‌نمایند، مسلماً برای کسب اعتماد نیروهایی که دارای فعالیت‌های اقتصادی هستند، به جهت ایجاد دور نمای ثبات، نزدیکی به مراکز قدرت و هسوئی با آنان را بزرگنمائی می‌نمایند و برای طیفهای محروم و یا تحت فشار و محدودیتدار از هرگروه شامل بیکاران، زنان، روشنفکران و کم‌درآمدها وعده‌های تغیر شرایط میدهند. بی‌گمان در چنین شرایطی وعده‌ها و شعارها بسیار نزدیک میشوند و جبران وجه اختلاف ناچیز وعده‌‌ها شاید منجر به تخریب شخصیت رقبا گردد، از طرف دیگر عموم مردم تمایل دارند به کاندیدائی که ازنظرشان انسانی کامل است و  سجایای اخلاقی خوب و روشنی دارد رأی دهند لذا رعایت شئون اخلاقی باید در دستور کار قرار گیرد. بسیاری از مردم که تمایل مداخله در امور سیاسی را ندارند یا نگرش و جانبداری خاصی را پیگیری نمی‌نمایند آمادگی جذب افراد ذی‌نفوذ را پیدا میکنند که میتوانند گروهی یا انفرادی برای رأی به کاندیدای خاص دارد عمل شوند. در اینجا نقش افراد ذی‌نفوذ محلی و نوع دعوت آنها تأثیر‌گذار میشود.

در شهرهای بزرگ و محیط‌های روشنفکری و دانشجوئی نقش بحث‌های مطبوعاتی سخنرانی‌ها، عمق استدلال و روشن نمودن مسیر تغییر شرایط جلب رأی مهمتری خواهد نمود. در این محیط‌ها نقش فرهیختگان، سیاسیون و نویسندگان مورد احترام در حمایت از کاندیداها بسیار مؤثر است. طیفهایی از مردم پیرو و دنباله‌روی اکثریت هستند، تمایلشان برآنستکه به کسی رأی بدهند که احتمال پیروزی بیشتری دارد و از او بیشتر می‌شنوند یا می‌بینند یا به ظاهر بیشتر محبوب است  لذا حضور گسترده در تمامی عرصه‌ها نیز از شروط جذب رأی این طیف از مردم خواهد‌بود امّا نکتۀ اساسی و تأثیر‌گذار کدام است، صرفنظر از گفتگوهای بی‌اعتمادانه که از یأس برخاسته‌است و ارزشی برای شرکت فعال قائل نمیشود. موارد مذکور چندان برای کاندیدا‌هایی که میتوانند از صافی‌ها و گزینش‌ها عبور نمایند متفاوت نیست و با بالانس در موقعیت‌ها چندان وجه تمایزی به لحاظ کسب رأی بالاتر باقی نمی‌گذارد و تصمیمات لحظه‌ای و شاید زیبایی وعده‌ها به لحاظ شکلی و نه به جهت محتوایی میتواند اختلاف ‌آرا بوجودآورد که با شناوری طیف وسیع پیرو اکثریت اختلاف را در زمان اخذ رأی فاحش میسازد، در مقالۀ اشتباه آماری به آن اشاره شده‌است.

بالاخره نقش فعال افراد دلسوز، با مطالعه، با اخلاق و فعال اجتماعی میتواند اثرگذاری اساسی را در تغییر محیط رقم زند. شرکت فعال و امیدوارانۀ آنان خلأ احزاب و تشکل‌ها را پر میکند، جو احتمال برنده‌شدن را برله یا علیه کاندیدایی تغییر میدهد و نتیجه را تغییر میدهد.