چاره وری

chare-vary

گزینش و چالشهای آن
ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱۱ 

      گزینش و چالشهای آن

مردم از چه خوششان می‌آید ؟ چه کسانی محبوب می‌شوند؟

چه کسانی راجع به من نظر میدهند؟ چرا بایستی مهّم باشد چه کسانی نسبت به من چه نظری دارند؟ با چه کیل و ترازویی سنجش می‌کنند؟ نسبت به چه اعمال من اظهار نظر و موضع گیری می‌نمایند؟ آیا نسبت به اظهار نظر خود پای‌بندی ثابت نشان می‌دهند؟ اظهار نظرشان چقدر تأثیر اجتماعی دارد‌؟ خود من نسبت به دیگران چگونه اظهار نظر میکنم؟

قبل از جواب، ابتداء به واقعیات انسانی توجّه کنیم :

انسان موجودی اجتماعی است ، کنجکاو است ، اهل ارتباط و اظهار نظر است اهل برتری‌طلبی است ، بدنبال راحتی و کسب امکانات بیشتر است ، لذا تمایل دارد مورد توجه

 


  1. و تأئید قرارگیرد و درپی این طلب ممکن است دست به هر اقدامی بزند.
  2. انسان خداجوست ، نسبت به ارزشهای صحیح و درست انسانی احساس شعف  دارد حتّی اگر خود نسبت به آن پای‌بند نباشد ، همچنین انسان خود خواه است ، از تنهایی و مرگ هراس دائم دارد ، لذت‌جوست تنوع‌طلب است و از رویدادهای تلخ گریزان است.
  3. رفتار انسان به اقتضاء سن او متغییر است، در کودکی عاطفی است و محبت جوست ، در نوجوانی سر‌به‌هواست و کنجکاو،  در جوانی عاشق است و صادق ، در میانسالی محافظه کار و بدنبال مال و منال، امّا در پیری ملغمۀ همۀ اینهاست ولی توان ایفای نقش برای هیچ‌یک را به تنهائی و بطورکامل ندارد و هرآینه بخواهد فقط یک صفت یا تمایل را کامل انجام دهد کمدی خواهدشد.او در پیری می تواند نقاد خوبی باشد، زیرا توانائی دارد همۀ جوانب را  با هم و در ارتباط با هم به مظان مقایسه بگذارد و یک جانبه‌نگری و تنگ‌نظری را کمتر داشته‌باشد،البته لازمه‌اش پیشینۀ دوره‌های طبیعی عمر زندگی اوست.

با عنایت به این خصایص عیان میشود نظر افراد نسبت به پدیده‌ها کمتر میتواند بدون خطا باشد مگر از بوته‌های آزمایش گذر کرده‌باشد.

بقول مولانا :

هرکسی از ظن خود شد یار من                  از درون من نجست اسرار من

حال درمی‌یابیم، گروههای سنی مختلف ، طبقات اجتماعی متفاوت ، عادات نهادینه شده،  چگونگی انجام تحقیق و بررسی و اثرات تبلیغات ،طیفی از واکنشها و تأثیرات متفاوت  را برای گزینش بوجود می‌آورد‌، بخصوص در لحظۀ تصمیم گیری چگونگی تأثیر انگیزش و قدرت محرکۀ آنی آن بسیار مهم است.

با این مقدمه و وسعت تفاوت خواسته‌ها و نیازهای ترکیبات مختلف اجتماع، طبیعی است در انتخابهای اجتماعی و سیاسی دگرگونی‌های بزرگ اتفاق افتد، جامعۀ جوان کم تجربه و زجرکشیده از محدودیت‌های امکانات مادی یقیناً فریفتۀ عدالت و آنهم نوع آنی آن میشود، آنجاست که میشود از واژۀ مقدس عدالت بازیچه‌ای برای برهم‌زدن نظم موجود و کسب قدرت بوجود آورد. سراسر تاریخ بشری مشحون از تجارب کشتارها، غارت‌ها و تجاوزات به حقوق مردم بنام عدالت است، البته در نقطۀ مقابل، بشر شاهد دلیری‌ها، از جان‌گذشتگی‌ها و آفریدن تراژدی‌ها برای عدالت و آزادی نیز بوده‌است.

جامعۀ مسن‌تر و پرتجربه‌تر که دارای پایه‌های مادی قوی‌تر هم باشد گزینشی محافظه‌کارانه‌تر و با احتیاط و حزم بیشتر دارد، اما اگر لازمۀ پیشرفت و رشد تهور و نوآوری باشد در اینجا جای آن خالی است، و اگر شروط دیگر پیشرفت و رشد، نظم و انظباط، صبر و تفکر و یاری جستن از تمامی امکانات بالقوه است، در مثال اول که انتخاب برپایۀ هیجان و شور و برهم‌زدن نظم است، خلاء کاملی احساس میشود پس چاره چیست؟آیا این جبرتاریخ است که تمامی جوامع به نوبت طعم دوران طلائی را بچشند اما سیراب نشوند و به افول بروند،  دراین‌صورت، بشر چه‌موقع براین جبر نائل بیاید.

گروهی را عقیده براینست‌که امکانات محدود کره‌خاکی همیشه تضادها و کشمکش‌ها را دامن میزند لذا بشر روی‌خوش نخواهددید و این چرخه گریزناپذیر است و در پاسخ گروهی میگوید با پیشرفت علم و تکنولوژی محدودیت‌ها کمتر و کمتر خواهدشد و چالش بر‌سر تصاحب آسمانها جای خود را به جدال برسرمسکن راحت‌تر زمین بهتر، غذای لذیذتر و امکانات مادی فراوان‌تر روی زمین خواهدداد.

اما مسأله مدیریت جامعه و اینکه چه کسانی با چه عقیده و نگرشی ،باید حمایت شوند، یا با چه کسانی بایستی با احتیاط روبرو شد نیازمند تمرین و پیگیری و فراهم آمدن شرایط خاص میباشد وبحث گسترده‌ای است که بنام دموکراسی و شیوه‌های اجرای آن مورد نظر اندیشمندان اجتماعی و سیاسی بوده‌است درهرصورت دموکراسی چالش جدائی‌ناپذیر جامعۀ بشری است.

تن ز جان و جان ز تن مستور نیست        لیک کس را دید جان دستور نیست

در نگاهی ناقص آنجا که رأی یک فرد کم تعهد با  رأی یک شخص متفکر اجتماعی برابر است شاید نقیصه بنظر بیاید اما اگر به مفهوم، همه حق زندگی و اظهار نظر دارند و برای سعادت بشر موانع آزادی بیان و عقیده بایستی حذف شود، توجه شود این نقیصه کوچک و قابل گذشت میشود. رفتار فطری و طبیعی انسان در دوره‌های طول عمر را برشمردیم اما تعقل و مجال تفکر بدور از شتابزدگی و پرهیز از وسوسه‌های خیالی، قدرتی مافوق رفتار فطری بشر دارد و پیر و جوان و میانسال و نوجوان و فقیر و غنی را در محدوده‌ای قابل قبول به گزینش هدفمند و شایسته راهنما میشود. نکتۀ مهم و اساسی نهادینه شدن منطق و قانون و نگرش عقلانی برمدیریت اجتماعی است و این مسیر کوتاه‌مدت و آسان نیست، شاید چندین نسل بطول انجامد و ممکن است با تحولی بسیار کوتاه شود اما وظیفۀ سنگینی بدوش روشنفکران و نخبگان جامعه است، خویشتن‌داری، تحمل، جسارت  قدرت تحلیل و جذب و احترام متقابل زیر ساخت‌های لازم این مسیر میباشد.

 

 


کلمات کلیدی: مقالات اجتماعی