چاره وری

chare-vary

رویاروئی با بحران اقتصادی حاضر
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱۳ 

رویاروئی  با    بحران اقتصادی  حاضر:

در نوشتار قبل علل حدوث بحران اقتصادی مورد بررسی اجمالی قرارگرفت، علاقه‌مندان مقالات بسیار زیادی برای مطالعه بیشتر میتوانند جستجو نمایند، و نکته مهم تأثیر این بحران در کشورهای مختلف میباشد که بنا به شرایط اقتصادی آنان نظیر ،میزان صادرات، میزان درآمد سرمایه‌گذاریها، حجم تولیدات صنعتی با تکنولوژی بالا، تولیدات کشاورزی و تولیدات صنعتی مصرفی و یا واسطه سرمایه‌گذاری یکسان نیست، امّا خصوصیات مشترک بسیار زیادی چه به جهت عوارض و همچنین برخورد با آن میتوان مشاهده نمود.

این گفتمان به برخورد کوتاه مدّت و عاجل و یا رویاروئی هدفمند برای کاهش عوارض بحران


می‌پردازد، درست مثل شخص بیماری که تب شدید دارد و قبل از هرچیز بایستی مراقبت شود تب او پائین بیاید، یکی از مهمترین علل بحران، عدم توزیع مناسب درآمدهای جامعه است و مهمتر، کاهش سهم نیروی کار که با مصرف مجدّد وارد چرخه تولید میگردید، و غیبت آن  با تشدید وهم افزائی، به رکود و کسادی دامن میزند، لذا بهترین اقدام جبران این نقیصه می‌باشد. ممکن است چنین بنظر برسد که حل این معضل از توان افراد جامعه خارج است، و فقط دولتها میتوانند علاج‌بخشی را انجام دهند امّا واقعیت فراتر از این است، در شرایط رکود و کسادی، توان دولتها نیز کاهش می‌یابد و عبور از بحران جز با همّت عمومی قابل درک نخواهد بود ، مقصود این نیست که نقش دولتها را کم‌رنگ یا نقش مردم را قویتر کنیم، امّا در فرایند تصمیم‌گیری و همکاری مردم با دولت‌ها بنا به درجۀ حصول دموکراسی‌واقعی و کارکرد ارگانها ونهادهای اجتماعی و سیاسی در کشورهای مختلف، با طیف  گسترده‌ای روبرو خواهیم‌بود. در برخی کشورها که همکاری واقعی مردم و دولتها هنوز به مرحلۀ یک بده بستان کارآ تبدیل‌نشده‌است، چندان نمی‌توان به اقدامات مؤثر و خارج از روال عادی دولتها دل‌بست و امیدوارحل سریع مشکلات بود. بدین لحاظ، روی سخن این گفتگو با مردم است و فرض بر اینستکه دولتها، اقدامات خویش را انجام میدهند و این درخواستی است برای کمک مردم به خود و اقتصادشان، و عبور با سلامت از عوارض بد رکود، در کوتاهترین زمان ممکنه . حال که گفتگو عمومی و با مردم است بنابراین از بحث تئوریک فاصله می‌گیریم و به مثالهای ملموس می‌پردازیم، در صورت لزوم این پیشنهاد می‌تواند به شبیه‌سازی ریاضی و تحقیق دیفرانسیلی بپردازد تا روابط و توابع آن را بدست آورد امّا از حوصله این نوشته، دور میافتد.

این بحث و پیشنهاد موکداً برای اقتصاد ایران که درآمد اصلی آن بر پایۀ فروش مواد اوّلیه نظیر نفت و کمتر صادراتی است ، معطوف گردیده است، لذا با توصیه‌های مواجهه با بحران برای اقتصادهای توسعه یافته فرا صنعتی یا صنعتی می‌تواند متفاوت باشد.

 

E     فرضیات اساسی:

1.    قبول می‌کنیم،کسادی و رکود به ضرر ما به عنوان عضوی از جامعه است، و برای حل آن وظیفه داریم تلاش کنیم و سستی در این اقدام را مجاز نمیدانیم.

2.    تأثیر اقدام حتی محدود خود را در مقایسه با عظمت بحران، کوچک نمی‌شماریم و اثر آن را مهّم میدانیم.

3.    به اطرافیانی که در جهت رفع رکود و کسادی و بحران اقتصادی کوشش مثبتی انجام میدهند ارج می‌نهیم و عمل آنها را به عنوان ارزش ، تبلیغ می‌نمائیم.

 

E    باید‌ها:

1.    از هر طریق ممکن جلوی اتلاف انرژی و مصارف اضافی با پایه‌های ارزی را بگیریم حوزه اثر این توصیه، از خاموش کردن لامپ اضافی، پائین آوردن درجه حرارت گرم کننده گرفته تا رفع چکه‌ شیرها و مصرف غیر‌ضروری مواد سوختی خودروها را شامل میشود. در این توصیه کاهش مسافرتهای تفریحی اَرزبر هم لازم است، با اینکه نبایستی محدودیت آزادیهای فردی را خواستار شد امّا در شرایط بحرانی میتوان این درخواست را با انجام داوطلبانه و تشویق ملاحظه داشت.

با یک حساب ساده میتوان مشاهده کرد، از حدود یک میلیون مسافرت توریستی سالانه ایرنیان به کشورهای خارجی که آنهم با مشکلات ویزا، بیشتر به سواحل آسیایی و بازارهای خرید همجوار محدود میشود و کمتر فرهنگی- تفریحی و بیشتر تفریحی میباشد، بیش‌از یک میلیارد دلار ارز از کشور خارج میشود، اگر منابع درآمدی محدود نباشد و شرایط خاص و بحرانی اقتصاد نداشته باشیم، اشکالی ندارد، امّا در شرایط حاضر بایستی برای کاهش این نوع سفرها از مردم استمداد همکاری اجتماعی صورت پذیرد.

گفته شد مصارف اضافی با پایه‌های ارزی باید کاهش یابد و از آن چشم‌پوشی نمود،  بطور مثال، خودروهای سواری خارجی و گران قیمت، لباسهای خارجی، مبلمان خارجی، خوراکیهای تنوعی خارجی و برخی  لوازم خانگی خارجی کم مصرف از این مقوله‌ها می‌باشند، بحث دارو و درمان و ماشین‌آلات تولیدی مستثنی است، اشتباه نشود، بدنبال سیاست‌های جایگزینی واردات نیستیم و به بحث صرفۀ مصرف‌کننده هم وارد نمی‌شویم،ضمن احترام به انتخاب مصرف‌کننده قبول داریم که او بایستی با دسترس بودن تنوع، قدرت انتخاب داشته باشد و در محیط رقابتی ، مبادله را انجام‌دهد، رشد را هم برپایه رقابت آزاد از اصول اساسی و پذیرفتنی میدانیم، امّا برای دوره‌ای محدود و رفع مشکل اقتصادی عارض، پرهیز  از خریدهای ارزبر لازم است.

2.    از خرج کردن روی خدمات و محصولات داخلی هراس نداشته‌باشیم، پس‌انداز را به حداقل برسانیم « با یک آهنگ قابل قبول و به‌نسبت همکاری اجتماعی برای این درمان»  خرج کردن برای خدمات و محصولات تولید داخلی یک وظیفه است، بعنوان مثال اگر خانه نیاز به رنگ دارد، نیاز به تعمیر دارد، نیاز به تعویض پرده و یا لوازم مستعمل دارد و آنها را می‌توان از منابع داخلی تهیه نمود حتماً انجام‌دهیم، اگر فرصتی دست دهد و قادر به انجام یک مسافرت داخلی هستیم حتماً انجام دهیم، دفعات مراجعه برای دریافت خدمات را از آرایشگاه تا خرید گل یا نظافت منزل افزایش دهیم.

بپذیریم هر تأثیر کوچک این اقدامات، قابل دفاع و مؤثر درکل اقتصاد می‌باشد، ممکن است خانواده‌ای مخارج از نوع ذکرشده این بند را بتواند  فقط 5% افزایش دهد و خانواده دیگری تا 70%  ،هردو مؤثرند. کمیت، از درجه دوّم اهمّیت است، بهتر بگوئیم اثر نگرشی و روانی آن اهمّیت کمتری از اثر اقتصادی نخواهد داشت.

3.    باتمام قوا برای صادرات از هرنوع آن، خدمات فنی مهندسی، صادرات محصولات تمام شده یا نیمه‌ساخته، کنسانتره معدنی، صنایع دستی و محصولات باغی و گل اقدام نمائیم، اقدام مهم این بخش، ارتقاء کیفیت و جلب و مشارکت و جذب دانش فنی است، البته برای تسهیل در حرکت نیاز به کمکهای دولتی و عمومی دارد امّا سخن ما فقط با مردم است و کارهایی که توسط بخش خصوصی انجام میشود.

4.    تولید‌کننده‌ها و صاحبان کارگاهها و خدمات بجای درخواست اضافه‌کاری درصورت نیاز به کارگر، به افزایش کمّی نیروی کار اقدام نمایند، البته در این خصوص دولت بایستی تسهیلات بیمه‌ای برقرار‌نماید.

5.    کارگران و کارمندان و ارائه دهندگان خدمات سعی در بالا بردن کیفیت خدمات ارائه‌شده‌داشته‌باشند و از اتلاف مواد و زمان کار کارگاه یا مؤسسه تولیدی بپرهیزند.

6.    با هر امکان و از هر طریق ، با یاری دهندگان بهزیستی و بخشهای غیرانتفاعی و خصوصی همکاری شود و کمک داده شود تا به نیازمندان رسیدگی شود.

 

E   نبایدها :

آفت مهّم رکود و کسادی و بحران اقتصادی حاضر در کشورهای توسعه یافته ، ربا و خدمات مالی کاذب و غیر‌تولیدی است، و این امر برای سایر کشورها نیز دلالت دارد، لذا بطور اخص و در این مرحله :

1.               از مبادی غیر بانکی آنهم بصورت ربا برای هیچ فعالیت اقتصادی بهره‌گیری نشود.

2.      تولیدات به عرضه کنندگان مستقیم تحویل شود و دست واسطه‌ها کوتاه شود در این مسیر بهره‌گیری ازIT ، اعلام اطلاعات جامع و کامل از تولیدات، نحوه فروش، چگونگی تحویل و سایر اطلاعات خرید ضروری و مؤثر میباشد.

3.      به منظور روانی حرکت اقتصادی و کمک به مصرف کننده، از درخواست سود حداکثر برای این دورۀ‌گذار، صرفنظر شود و تولیدکنندگان به حداقل سود قانع شوند، شاید نیاز باشد برخی کارفرمایان ازخودگذشتگی نموده و‌تولید در نقطۀ سربه‌سر را نیز انجام‌دهند، تا پس از رفع بحران عواید ناشی از انجام تولید مستمر و بدون وقفه نصیبشان گردد با این محدودسازی سود فرصت مصرف بیشتر بدهیم تا گردش سریعتر را شاهد باشیم.

4.      با امید به موفقیت، ذکر این نکته لازم است که منفی‌گرایی نکنیم و با انرژی مثبت به دیگران نیز قوت قلب دهیم، زندگی اجتماعی آموخته‌ها و تجارب زیادی را داده است، هیچ چیز نا‌شدنی برای انسان وجود ندارد، در هر شرایطی برای ادامۀ حیات و امید به آینده‌ای بهتر، مردم گذشت میکنند و تا حّد ایجاد تراژدی پیش میروند.

 

E     تشریح مختصر از وضع کنونی

 در یک بررسی اجمالی از شغلهای خدماتی و تولیدی نتایج نامطلوبی حاصل گردید، آرایشگرها، دندانپزشکان، راننده‌های سواری کرایه بین راهی، شرکتهای مشاور، پیمانکاران، فروشندگان پوشاک، فروشندگان لوازم خانگی و تولید‌کنندگان مسکن تماماً از وضع بد اقتصادی و کاهش درآمدهایشان بطور چشمگیر خبر دادند، کارخانه‌های بزرگ به سطح تولیدشان نمیرسند، انبارهاشان پرشده‌است و بازار مصرف  ندارند، امّا هنوز میوه‌های خارجی، خودروهای خارجی و دیگر لوازم مصرفی ارزبر بازار را درمی‌نوردند، هنوز چینی بهداشتی و شیرآلات ساختمانی در راه ورود است و خبر بیکاری هزاران تن دیگر را زمزمه میکند. اثر درآمد بالای نفتی در سه سال گذشته مانع از بروز فاجعه جدّی شده‌است و التیام بخش مشکلات اقتصادی بوده‌است، امّا کاهش قیمت نفت و رکود جهانی که شاهد آن هستیم خبرهای نوید بخشی برای آینده نمی دهد، این انتظار که نفت بالا برود، به وقوع نمی‌پیوندد و ذخیرۀ ارزی نیز تمام شدنی است، اگر زود به فکر نباشیم با شرایط بسیار حاد و غیرقابل‌تحملی روبرو خواهیم داشت.

شنیده‌شد، خانم جوانی در یک شهرستان برای رهایی شوهرش از زندان برای جریمۀ 5/1‌میلیونی، یک کلیۀ خود را به مبلغ سه میلیون فروخته‌است و البته در کشورهای پیشرفته هم شاهد فروش خون برای تأمین مایحتاج زندگی هستیم، امّا با شاهد مثال، آن نقیصه در آنجا، نمیتوان برای حل بحران خود اقدامی انجام نداد. اعتراض به آن نیست که چرا او کلیه فروخت، بلکه تأمل روی قیمت آن است چرا اینقدر نازل ، وقتی هزینۀ چندروز بستری شدن در بیمارستان، بالای دو میلیون تومان و آنهم بدون هزینۀ عمل جراحی است،  چرا بایستی یک کلیه به این قیمت فروخته شود، آیا از روی استیصال بخشی از آحاد جامعه، عرضۀ آن زیاد نشده‌است، تجربه شخصی ، خرید یک کلیه به مبلغ ششصد هزارتومان در 11 سال پیش آنهم از آشنا و با گذشت و فداکاری واگذارنده، اعلام میکند، قیمت امروز فقط از روی فقر و تنگدستی است. پشت این قیمت سه‌میلیونی حقایقی تلخ نهفته است. انتظار از این نوشتار این نیست که سریعاً مقبول‌افتد و یا بسرعت بدان عمل شود بلکه واقع بینانه، اگر طرح این پیشنهاد درخواست مشارکت فکری برای بازشدن مشکل و کنکاش راه‌حل و طرح و ایجاد خواسته را سبب شود کفایت دارد . پس از گذار موفقیت‌آمیز از این مرحلۀ قبول فکری میتوان با تغییرات بهینه روی نتایج حاصله امید بست، درهر‌صورت باز هم تکرار این جمله ضروری است‌که همه چیز در زندگی اجتماعی طیفی است، فقط موفقیت و شکست نیست، هر پدیده‌ای هم بتنهایی و هم در معونت پدیده‌ای دیگر میتواند عرصۀ بیان و ابراز وجود را بیابد، با نگرش طیفی قطره‌ها جمع می‌شود وانگه سیل خروشان یا دریاچه‌ای زیبا یا چشمه‌ساری کوچک را بوجودآورد، درهرحال بشر فقط در سایه دانش، تجربه و خیرخواهی و مشارکت فعال در زندگی اجتماعی به سعادت خواهدرسید که این بشارت خداوندی است.

بقول حافظ صاحب سخن:

گفتمش زلف بخون که شگستی، گفتا               حافظ این قصّه دراز ‌است، بقرآن که مپرس

 

بهمن ماه 87