چاره وری

chare-vary

وقتی ظل السلطان هم از مشروطه خواهی دفاع میکند
ساعت ۳:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱/۱۱ 

وقتی ظل السلطان هم از مشروطه خواهی دفاع میکند

مسعود میرزا پسر بزرگ ناصرالدین شاه قاجار چون از مادر صیغه ای غیر

قاجار متولد شد، شاه او را ولیعهد انتخاب نکرد و به جای او مظفرالدین میرزا ولیعهد شد.

مظفرالدین شاه 40 سال ولیعهد بود . او ابتدا با دختر امیر کبیر ازدواج نمود که ثمر آن

ولیعهدی محمد علیشاه بود. هم چنین از همسر دیگرش سرور السلطنه ،خاله دکتر مصدق، صاحب اشرف الملوک یا خانم فخرالدوله همسر محسن خان امین الدوله شد .

اما مسعود میرزا در آرزوی شاه شدن به سر حد جنون رسید. او بسیار قصی القلب

بود در زمان حکمرانی بر اصفهان و فارس و یزد و شیراز بسیار ظلم کرد و برای کسب

مال و مالیات و حق اربابی از مردم از قتل آنها هم ابایی نداشت . حتی ناصرالدین شاه

از او بیمناک بود . تا جاییکه تمامی ایالات را از او گرفت و فقط اصفهان را باقی گذاشت.

 

 



وی حتی در زمانی که شاه دست تنگ بود به او در قبال ولایت عهدی پیشنهاد مبلغ گزاف

نمود . به تمامی در باریان رشوه می داد . برای خود سپاهی و لشکر درست کرد. در

دارالحکومه یا دیوان ساخت. همین عمارت مسعودیه که زمانی وزارت معارف و بعد وزارت

آموزش و پرورش در آن جای گرفتند . بلاخره ناصرالدین شاه توسط میرزا رضای کرمانی

ترور شد و مظفراالدین شاه به جای او نشست و او باز هم حکمران اصفهان ماند . تا قیام

مشروطه شروع شد و در آخرین روزهای عمر شه به امضائ او رسید و مجلس تشکیل

شد. بعد از مظفرالدین شاه محمد علیشاه به جای او نشست. با مشروطه خواهان بر

نخورد و از در مخالف در آمد . برخی از شاهزادگان قاجار هم طرف مشروطه خواهان را

گرفتند. منجمله ظهیرالدواله و همسرش فروغ الدوله که خانه اشان نیز به تاراج رفت .

و در این بین مسعود میرزا هم که فکر میکرد مشروطه خواهان پیروز می شوند و با

کنار گذاشتن محمد علی میرزا شاید او بتواند تاج شاهی را از آن خود کند با احتیاط از

آنها حمایت کرد و در به توپ بستن مجلس به مدافعین پناه داد . اما با پیروزی ستار

خان و باقر خان و آمدن بختیاریها به تهران حساب و کتاب او درست از کار بر نیامد و

سابقه بد او کار خودش را کرد و آزادی خواهان گول نخوردند. تا چند سال بعد و در انزوا در اصفهان مرد.و در مشهد به خاک سپرده شد.

از بعد از حذف محمد علیشاه با اینکه مشروطه بود و مجلس هم بود اما امنیت کم شد

دخالت روس و انگلیس بیشتر شد و نا امنی و سر گردنه بگیری و خودسری جز نام

اثری از قدرت مرکزی بر جا نماند. در همین اثنا برخی شعار جمهری سر دادند و رهایی

از شاه و خاندان قاجار را سر دادند و این مصادف بود و یا پس از کودتای سید ضیائ بود

جالب اینکه ئر آن زمان هم قدر قدرت وقت یعنی رضا میر پنج جانب جمهری خواهان را

گرفت و از آنان حمایت کرد تا شاید با رفتن قاجار و امدن جمهوری به ریاست آن برسد.

علمای قم اشیخ ابوالحسن و آقای حایری ایشان را صدا زدند و صحبت شد ایشان

دست از جمهوری خواهی بردارد و این جماعت را جمع کند و مورد حمایت قرار گیرد.

تا اینکه سال بعد از ان مجلس موسسان از حدود 59 روحانی و 1 غیر روحانی تشکیل و

تغیر حکومت از قاجار به پهلوی انجام شد. اما رضا خان و حالا رضا شاه ده سال بعد

با کشف حجاب و گرفتن عدلیه از روحانیت زیر قولهای خود به انها زد.

در حالت دوم با اینکه رضا خان مردمی نبود و قدرت طلب بود اما جماعتی از تکنوکراتها

و روشن فکران که به دور او جمع شده بودند و حمایت رو حانیت و برخی دول نظیر

انگلیس و برقراری امنیت شانس بردش را رقم زد. و محدود کسان نظیر دکتر مصدق

اغوا نشدند و با اصرار برخی ذی نفوذان مثل مدرس مبنی بر قبول وزارت کابینه

رضا خان زیر بار نرفتند.

نتایج یکسان از وقایع تاریخی نمیتوان انتظار داشت . مردم در جایی گول نمی خورند در

جای دیگر تصمیم کاملی نمی گیرند . اما امنیت ، کسب وکار ، حفظ قدرت مرکزی و

دور نمای تغییر و تجدد همیشه برگ های برنده اند.


کلمات کلیدی: مقالات اجتماعی ، سیاسی ، تاریخی