چاره وری

chare-vary

نمایش زندگی
ساعت ٤:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱/٤ 

 نمایش  زندگی

محیط زندگی و افراد شباهت فراوانی به یک مجموعه ی بازیگر و تماشاچی

دارد . به جماعتی ،فقط چند لحظه ای فرصت بازی می رسد. برخی لحظات بیشتر و

گسسته ای بازی می کنند یا در بازی هستند. برخی هم بیشتر حیاتشان را با

تماشاگران بیش و کمشان می گذرانند. تماشاچیان متغیرند از دو نفر در خانواده تا

اهالی یک محل یا شهر و یا کشور و حتی بخشی از جهان. در هر صورت کم و یا زیاد بازیگر از داشتن تماشاچی یا تماشاچیان ،سر مست می شود.

ستاره شدن و مورد توجه بودن از لذایذ ذاتی بشر است. در این مجموعه بازی و بازیگر و تماشاچی قطع شدنی نیست . بازیگر بدون تمرین نقش به بازی می پردازد .و در

نقش ها خودش است واگر به دروغ وانمود  کند به دل نمی نشیند ، حتی اگر تشویق گردد. حقیقت این نمایش ،به دل نشستن و تعدد تماشاچی است . هر چه فزونتر

باشد فرد بازیگر پر دوام تر و مشعوف تر و شیدا تر است. نمایش ها هم تکرار نمی شوند و فقط در خاطر می مانند یا محو می گردند.

این مجموعه دو بازیگر جاودانه و همیشگی دارد. یکی بی نیاز مطلق و توانای


 


بی نهایت و داننده ی کامل که به همین صفات خواستنی و دوست داشتنی و محبوب

جاویدان است و دیگری زبون و ذلیل که فقط در غالب لئامت افراد و با اشکال زور و ظلم

هویت می یابد . به تنهایی قابل تحمل نیست . این شیطان نه تنها محبوب نیست

بلکه مورد انزجار واقعی است. جنگی دائمی بین آنهاست . وقتی بازیگران اصلی از

پیروان خدا  باشند صحنه ها مسرت بخش ، روح پرور و دلنشینند .و بازی جنود شیطان

ملال آور و حزن انگیز است . از آنجا که مال و مکنت و جاه ومقام از ابزار حضور در صحنه

هستند لذا شیطان با آموزه های غیر انسانی خویش پرده های غم انگیز و تراژیکی را رغم می زند.

به همین دلیل این نمایش مشحون از تراژدی و شور و عشق وشعف است و زیباست.

دوام و ماندگاری در صحنه را فقط مردم و مقبولیت آنان تعیین نمی کند. بلکه عواملی

همانند مال و مکنت و مقام و قدرت بسیار موثرند و از اینجاست که سیاست و کسب

مال به هر طریق و دروغ و ریا اهمیت می یابند. البته عوامل دیگری نیز که به اقبال

مربوط می گردد دخیل می شود. نظیر خوش صدایی ، خوش سیمایی ،^ خوش ذوقی و خوش زبانی . لذا هنر مندان جایگاه ویژه در صحنه دارند.

و اما تماشاچیان و نظاره گران چند پاره اند . ضمن آنکه همگی در حسرت بازی حال

پر نشاطی ندارند. خوشبخت ترینشان آنانی هستند که ناکامی در بازی را از تقدیر

تلقی کرده اند و تسلیمند. برخی هم از حسرت ،دچار افیون و صورتهای مختلف ان شده اند و اینها بیشترین خسران کننده ها هستند.

بعضی راه عصیان و تلخ نگری را پیشه کردهاند و به زمین و زمان نا سزا می گویند .

جمله ای هم ندانسته به نسیان و فراموشی رو کرده اند و از نا امیدی به نوبت بازی

فقط بخش حیات حیوانی را ادامه می دهند و لذت بازی را در خود کشته اند که اینها

شاید توان انتحار را هم نداشته اند. و هستند امید وارانی که تلاش میکنند و کوشش

می کنند تا با هر فرصتی از مقبولیت و یا همان نقش آفرینی و بازی هر چقدر محدود محظوظ شوند . واینها خود نمایش عظیمی هستند اما خاموشتر و کم تماشاگر تر.

 


کلمات کلیدی: عرفان ، اجتماعی ، فلسفی