چاره وری

chare-vary

« "اوبا ما" و چالشهای در پیش رو » Obama's
ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٧ 

  "اوبا ما"  و  چالشهای  در پیش رو       Obama's  challenges   

 

انتخاب "اوبا ما" از نگاهی پیام محرومان آمریکا به قدرتمندان و صاحب منصبان بود، که در سایه دموکراسی ما را به حساب آورید، تلاش جوانترها و نوطلبان به تغییر نظم تکراری کهنه بود،پاسخ منفی بود به آنانی که با شعار  امنیت ملّی و سیادت آمریکا بر دنیا، منافع اکثریت آمریکائیان را جستجو نمی‌کردند و بالاخره دست ردی بود بر اشرافیت و تکبر.

با انتخاب "اوبا ما"  اکثریت مردم آمریکا به یکی از مهمترین خواستهای عمومی خود دست‌یافتند،  "شکست نظم انتخاباتی کهنه شده" و به رضایت‌مندی رسیدند و خشنودی را نشان دادند، حال چندان ،بی‌تاب ، در پی درخواستهای‌زودبازده خود نمی‌باشند و حاضرند فرصت دهند، این اقبال خوبی را برای"اوبا ما"  فراهم می‌سازد. ازطرفی "اوبا ما" سیاستمدار اهل درگیری نیست، برای تثبیت وضع خود بجای درگیری با قدرتمندان در تلاش برای خنثی کردن و جلب حمایت‌هایشان برمیآید و این از مجموعۀ رفتار قبل از رأی‌گیری، و سازماندهی و انتخاب مسئولین کلیدی آتی‌اش پیداست.

 


 مقصود "اوبا ما"  از تغییر، جلب حمایت محرومان و آنانی که نظم موجود را نمی‌تابیدند بود تا برای تغییرات موردنظر، طلب خواهی عمومی زنده باشد.  او نیک می‌داند این شعار مشکل اجرائی ماهوی دارد، زیرا به زیرساخت‌های کاملتر و درازمدّت‌تری از تغییرات اقتصادی نیازمنداست که در ادامه مورد مکاشفه قرارخواهد گرفت.

 

درحال‌حاضر، بیکاری و رکورد اقتصادی بزرگترین چالشهای داخلی وی هستند و پس از آن مسأله توسعۀ تأمین اجتماعی، امّا به راستی او چه میتواند انجام دهد، اقتصاد بزرگ آمریکا در سایۀ صلح جهانی و پرچمداری برتری تکنولوژی پیشرفته می‌تواند بازار صادرات و فروش تکنولوژی، جذب پروژه‌های‌ تحقیق و توسعه را انجام و با بنیه قوی مالی در مشارکت‌های بین‌المللی شرکت نموده وسود ببرد تا فرصت برای ترمیم خود و حل فصل مشکلات حادث براقتصاد و انجام هزینه‌های تأمین‌اجتماعی را بدست‌آورد. و با رشدی آرام و کم تلاطم پیش برود، امّا درحال‌حاضر نه صلح بطورکامل بر جهان حاکم شده‌است و نه دورنمای ثبات صلح درمیان است، بحث جهانی شدن اقتصاد نیز زیر سؤال است، زیرا قدرتهایی درصدد برهم‌زدن تعادل قوا می‌باشند، آنان بدنبال ایجاد درگیری و حریف‌طلبی‌اند تا سهمی از قدرت و رهبری جهان را بدست آوردند. لذا بنظر میرسد بخشی از انرژی اقتصادی بایستی صرف خنثی سازی این درگیری ها شود و از طرف دیگر با ورود به این نوع درگیری‌ها بخشی از مشارکتهای اقتصادی منطقه‌ای ، بعلل ناامنی و مخالفت با سیاستهای آمریکا از دست میرود که مفید به حال اقتصاد بیمار کنونی نیست.

 

در سیاست خارجی سعی او برجلب حمایت افکار عمومی دنیا با  پیام صلح طلبی، کمک به برقراری دموکراسی و ایجاد محیط همکاری متعادل بین‌المللی خواهد بود که تماماً مثبت و درخور توجّه است امّا در تقابل او حریفان بیرونی‌اش، آنانی که سعی در تغییر تعادل قوای جهانی دارند و منافع سیاسی و اقتصادی‌شان از این مسیر تأمین خواهد شد، صرفنظر از اینکه محق باشند یا نباشند ، هم به تنش و ایجاد تشنج برای طرح‌های خود دامن می‌زنند هم با حرکتهای صلح طلبی همراه نمی‌شوند و آن را عوام فریبانه توصیف می‌نمایند، که در نهایت دو راه در پیش روی سیاست خارجی"اوبا‌ما"  قراردهند، یا او را وادار به عقب نشینی نمایند یا به سیاست برخورد فیزیکی و کشمکش بکشانند، در حالت اوّل رقبای داخلی سخت به وی خواهند تاخت و مسأله امنیت ملّی و اقتدارملّی را علم خواهد نمود و در حالت دوّم به بیراهه می‌کشانندش.

 

بنظر میرسد"اوبا ما" برای مقابله با چنین وضعیتی رقیب انتخاباتی و هم حزبی خود "خانم کلینتون" را انتخاب نموده‌باشد تا برای مواجهه با رقبای داخلی تنها نباشد و همچنین فرصت ایجاد فضای نرمتر مذاکره را فراهم نماید. ابقای وزیر دفاع نیز پیامی به مخالفان خارجی‌اش بود که آمادگی برای برخورد سخت را به آنان گوشزد نماید امّا تمامی این چاره جوئی‌‌ها خرید زمان است تا بتواند هوشمندانه با ایجاد شکاف در صفوف مخالفان راه نفوذ بیابد امّا در این چالش برخلاف وضعیت داخلی که خوش اقبالی با وی همراه است نمیتوان گفت شانس موفقیت خوبی وی را یاری می‌کند.

 

به بیانی دیگر «پدیدۀ"اوبا ما" » نوزاد مبارکی است که 5 ماهه بدنیا آمده است و مراقبت بسیار دشواری در رسیدن به مرز تولّد اصلی را می‌طلبد در این مسیر بسیار پر مخاطره و پرپیچ وخم تکیه تیم رهبری و بخصوص شخص"اوبا ما"  بایستی بر افراد دارای قدرت اجرائی قوی باشد، امّا تاکنون وی بدنبال سپردن مسئولیت‌ها به افراد جوانتر، محقق و دانشگاهی بوده‌است، اینکه آنان با افکار تئوریک و بکارگیری دانش و تجارب تحقیقی دانشگاهی می‌توانند راه‌حلهای بدیع و کارآمدی را اعلام نمایند جای شک ندارد، امّا فاصلۀ عمیق مابین، بیان ایده‌های کارآمد واجرای صحیح و منعطف و منطبق با شرایط درحال تغییر درونی و بیرونی، روی دیگر سکه است، برای اجرای تغییرات حساس به افراد اجرائی پر‌تجربه و قوی نیاز است، امّا عملاً افراد اجرائی قوی، خود محور می‌باشند و هدف‌گرا هستند ،"اوبا ما" آرمان‌گراست، برای موفقیت بایستی  از کمک آنان بهره بگیرد. میتواند با کنترل‌های سیستماتیک آنان را در مسیر قبول اعمال نظرات کارشناسی و تحقیقاتی هدایت نماید، امّا بکارگماری افراد دانشگاهی و پژوهشی در رأس، بجای افراد اجرائی ورزیده، شاید تجربۀ جدیدی باشد، امّا جای امیدواری نیست که کار همراه با موفقیت باشد.

 

بنظر نمی‌رسد رقبای سیاست"اوبا ما"، که طیفی از مدیران سابق، سرمایه‌داران رقیب حزبی، ونئومحافظه‌کاران هستند، درحال حاضر با وجود رأی تقریباً قاطع او به مخالفت و کارشکنی دست زنند، زیرا افکار عمومی برعلیه‌ ایشان موضع میگیرد، پس بهترین گزینۀ آنان سکوت و عدم موافقت غیرعلنی، بزرگ‌نمایی و برجسته‌کردن ضعفها خواهدبود.

 

درهرحال پیش‌بینی اینکه، یک پدیده یا جناح سیاسی پیروز می‌شود یا شکستمیخورد، امری راحت یا کاملاً قابل محاسبه نیست، زیرا مجموعۀ شرایط بیرونی و داخلی، هرلحظه درحال تغییراست و می‌تواند اتفاقات غیر قابل پیش‌بینی و تغییرات عمده‌ای را  حادث نماید، امّا فراموش نشود اقبال عمومی و رأی قابل توّجه اکثریت قادراست، دژّ دفاعی مستحکمی را بوجودآورد، ولی پیش‌بینی برنده مسابقه دو نفر حرفه‌ای که یکی دفعتاً  دچار عارضه بشود چندان مشکل نخواهدبود.

 

مسأله قابل تأمل، زمان اقدام است که بسیار مهّم است، منطقه‌ای را درنظر بگیرید که همه مسلح هستند و با احتیاط و شاید از روی اجبار برروی هم سلاح می‌کشند تا به تعادل برسند، اگر وضعیت‌عمومی حالت خستگی از این جریان باشد، پیشنهاد خلع سلاح ، بسیار مترقی و پسندیده است و پیروزی آن پدیده قطعی است امّا در زمانی که برخی طرفها، قصد تصاحب قدرت با ایجاد رعب و وحشت را داشته‌باشند، و خواهان استفاده از حربه‌های فشار باشند، این پیشنهاد فقط به قدرتمند شدن آنان می‌انجامد و نتیجۀ آتی آن شکست است، لذا مسیر پیچیده میشود و خلع سلاح میتواند هدف نهائی باشد امّا درکوتاه مدّت محاصره و محدودیت آشوب طلبان در دستورکار قرارمیگیرد.

 

بایستی منتظرشد و دید"اوبا ما" چگونه با چالشهای اقتصادی و مسائل بیرونی و جانبداری از دموکراسی برخورد میکند، او کاری بسیار دشوار و پیچیده در پیش رو دارد، امّا برای بشر هیچ چیزی،  غیرقابل دست یافتن نیست. با تشریح وضعیت خارجی کار با شمشیر دولبه‌ای که هم بایستی با تروریسم جهانی، قدرتهای نهان و آشکار از تندروهای مذهبی، سرخهای جدید سازمان‌دهی شده، فاشیستها و مافیا مبارزه نماید، هم پاسخ مناسب به جهان طالب صلح و آرامش بدهد آسان نیست، امّا بخش دوّم یعنی برقراری صلح و آرامش نه تنهاکلید پیروزی حل مشکلات اقتصادی است بلکه تسهیل کنندۀ واقعی برقراری دموکراسی و توسعه مردمی در سراسر جهان نیز هست.

 

در داخل آمریکا وجود "اوبا ما" یعنی تقویت بیشتر پایه‌های دموکراسی ، زیرا  در دورۀ قبل علیرغم موفقیت‌هایی در برقراری امنیت ملّی و فشار بر تروریسم جهانی و مبارزه همه جانبه با آنها، صرفنظر از موفقیت یا ناکامی به مواردی از محدودیت‌های دموکراسی در داخل آمریکا میتوان اشاره داشت که روند مناسبی را در جهت توسعه اجتماعی به ارمغان نیاورده‌است  و انتخاب "اوبا‌ما" شکست آن محدودیتها برای دموکراسی تلقی میشود، بقول "هانتینگتون" در کتاب "موج سوّم دموکراسی" : « توسعه اقتصادی حصول دموکراسی را میسر میسازد، رهبری سیاسی آن را تحقق می‌بخشد». درست است که توسعه اقتصادی ایالات متحده حصول دموکراسی را فراهم ساخته است امّا تحقق آن نیازمند رهبرانی است که به دموکراسی اعتقاد راسخ داشته باشند.

 

مروری بر اقتصاد آمریکا، وضعیت اقتصادی کشورهای پیشرفته و توسعه یافته سرمایه‌داری با شروع کار سرمایه‌داری بسیار متفاوت شده‌است در اقتصاد کلان بحث‌های زیادی روی روابط بین نرخ‌های سرمایه‌گذاری، بیکاری، تورم و رشد میشود تئوریسین‌های کارآمد و بزرگی روی آن کار میکنندامّا این مقوله هنوز نیازمند بررسی و تحقیقات بیشتری برای مهار بحران‌ها و رکوردهای بزرگ میباشد، آقای ویلیام اچ برانسون (Willam H.Branson) در کتاب"اقتصاد کلان"(Macroeconomic theory and policy) در فصل 26میگوید: « نرخ سود بهینه بایستی مساوی  نرخ طبیعی رشد باشد، یا به عبارت دیگر سود خود را سرمایه‌گذاری کنید ولی دستمزدهایتان را مصرف کنید»  به‌عبارت دیگر اقتصاد کشور توسعه یافته نیاز دارد بین پس‌انداز و سود و سرمایه گذاری تعادل برقرارنماید هرآینه بهم خوردن تعادل منجربه میرائی اقتصاد خواهد شد.

 

در اقتصاد آمریکا رشد یافته‌ترین شرکتها، IT یا اتومبیل‌سازی یا هواپیما‌سازی نبوده‌اند بلکه رشد شرکتهایی که تولیدات خدمات مالی را انجام داده اند  ازهمه کسب و کارها چشمگیرتر بوده‌است. بسیاری از طبقۀ متوسط که به سنین 45 به بالا رسیده‌اند به فکر بازنشستگی افتادند و مشکلات درآمدی آن دوران ، لذا ترجیح دادند پول خود را در شرکتهایی سرمایه‌گذاری نمایند که در آن دوران به آنها پاسخ دهد، به عبارت دیگر سرمایه داری وارد مرحله‌ای جدید شد که انباشت سرمایه توسط چند نفر صاحب سرمایه صورت نگرفته‌است، بلکه تعداد کثیری با سرمایه‌های اندک یک انباشت را به دست افرادی سپردند که فقط مدیر هستند و خودشان صاحب سرمایه نیستند، حال در این وضعیت تمامی مصائب، رشوه‌خواری، فقط به فکر سود بردن، فرار از مالیات‌ها و سفته‌بازی‌ها میتواند براحتی اتفاق افتد، البته عمومیت ندارد.

 

"دکتر پیتر دراکر" (Peter Drucker)  در کتاب"(for the 21st. century)Management challenges" در بخش قطعیتها و تضمین‌های نوین میگوید: در سال 1975 در کتاب " انقلاب نامرئی" و در سال 1993 تحت عنوان، انقلاب صندوقهای بازنشستگی، درمورد مؤسسات مالی متعلق به بازنشستگان و ارائه دهندگان خدمات جزئی مالی شرح داده‌ام وی اضافه مینماید « هم‌ اکنون مالک حداقل چهل درصد کل شرکتهای آمریکائی سهامی ثبت شده در بورس و شاید مالک بیش از شصت درصد از شرکتهای بسیار بزرگ آمریکا این مؤسسات سهامی متعلق به بازنشستگان یا طبقۀ متوسط که برای آتیه خود دست به خرید سهام سرمایه گذاری زده‌اند میباشد.»

 

آقای دکتر دراکر نیز معتقد است اینان عملکرد مناسبی برای اقتصاد آمریکا ندارند امّا بهرحال وجود دارند و فعالیت مینمایند حال آقای" اوباما" و دستیار اقتصادیشان خانم "کریستیانا رومر" که بسیار باهوش هم هستند و با دو برادرشان همگی اقتصاددانان ورزیده‌ای میباشند بایستی بتوانند چاره‌ کارآنان را بنمایند، آنان با پس‌اندازهای در دست، در هرکجای دنیا سرمایه‌گذاری مینمایند و سهم کارگران و کارمندان آمریکائی از این فقط اندکی است که به عنوان مالیات نصیب دولت میشود به عبارت دیگر گردش صحیحی از پس انداز و سرمایه‌گذاری صورت نمی‌پذیرد و کار برای شهروند آمریکائی ایجاد نمیشود  لذا، رکودآور میشود، فساد اقتصادی ببار میاورد و عدم اعتماد را بدنبال دارد.

 

آقای"چارلز هندی"(Charles Brian, Handy) در کتاب"روح تشنه" (The hungry spirit, Beyond capitalism) در پیام به دولتمردان از قول "فیلسوف فرانسیس بیکن" نقل میکند،« پول حالت کود را دارد اگر پخش نشود نتیجه دلخواهی را ببار نمی‌آورد» حال آقای " اوباما" و خانم "رومر" با انتخاب مکانیسم تشویقی و مالیاتی وبا صرف انرژی زیاد بایستی تعادل از دست رفته سرمایه‌گذاری را برای ایجاد بازارکار و ارتقاء توان مصرف داخلی بکار اندازند با رشوه‌خواری و سفته‌بازی مبارزه جدّی نمایند و توان تکنولوژیکی و تولیدات داخلی را بالا ببرند. این امر  ،  با مقاومت روبرو میشود امّا ناگریز است، فقط امّا با مشارکت عمومی جلو میرود، در جای دیگر کتاب"روح تشنه" آقای "هندی" میگوید :«حکومت خدمتگزار، برای اینکه به‌درستی کار کند باید در مهار شهروندان خود باشد ، شهروند شایسته کسی است که به اطلاعات مشارکت و حقوق فردی دسترسی داشته باشد، حکومتهایی که از مردم بخواهند تا پس از انتخابات همه کارها را به آنان واگذارند، در بهترین حالت پدر‌سالار و در بدترین وضع به حکومت خودکامه تبدیل میشوند.»

 

à  حال به این  سؤال اساسی بپردازیم که  نقش فرد، مدیریت و زیرکی کجاست،  اگر پارامترهای مؤثر عوامل بیرونی ،  داخلی و زمانی تعیین کننده پیروزی باشند پس  نقش مدیریت توانا برای پیروزی چه می‌شود؟

 بدون شک پیروزی از آن کسی است که اکثریت را به عنوان حامی یدک بکشد و درجه حمایت اکثریت هم سلاح مؤثر یا کلید گنج اوست،  نقش مدیریت و ذکاوت فرد در حفظ و افزودن به این پشتیبانی است. رهبرانی که پس از مقاومت دراز مدّت حاکمان قبلی می‌آیند،  با اقبال خوبی روبرو هستند و در شروع کار، افکار عمومی بدون تجزیه و تحلیل و مقاومت ،  هر تصمیم آنان را مورد پشتیبانی قرار‌ میدهد، و این برای"اوبا ما" هم صادق است نه بخاطر حاکم قبلی بلکه بخاطر تغییر شرایط وانتخاب واقعی‌تر مردم  امّا طول مدّت این نوع پشتیبانی و اندازۀ آن بی‌نهایت و بدون مرز نیست.

 

واضح است اقتصاد سرمایه‌داری آمریکا بزرگترین غول کاپیتالیسم در جهان است و زمان آن رسیده که این سیستم اقتصادی از لاک خود‌بینی و توسعه‌طلبی فردی بیرون آمده و با قبول هزینۀ اصلاحات به نفع عموم جامعه، برای بقاء و بالندگی خود توجه بیشتری نشان دهد، عدم توجه به توزیع مناسبتر ثروت و عدم توجه به ارتقاء توان مصرف عمومی، رکودها و کسادی‌های دوره ای را فراهم میاورد، که نه تنها برای اقتصاد‌آمریکا بلکه برای اقتصاد جهان اثر سوء میگذارد.

 

باید برای این مولود زودرس و به ثمر رسیدن آن آرزوی خیرداشت و دعا کرد، بدون شک برآورد خواست واقعی اکثریت رأی دهندگان آمریکائی صلح و توسعه جهانی را به ارمغان خواهدآورد و در خاتمه با شعری از " لویس مک نیس" (Lovis Mac Neice) در" دفتر پائیزی"  (Autumn journal):

 اگر چیزی شدنی و دست یافتنی است

 بیائید در آرزویش باشیم

و برای رسیدن بدان دعا کنیم

 آنجا که قدرت گسترده و منافع بی رقیب

نابجا بکارگرفته نمی‌شوند

 جایی که هیچکس

خرید پول و خون

 در برابر خون و پول را روا نمی‌دارد

جایی که انسان‌ها بدون زیاده‌روی در خودپسندی

با دیگران کار میکنند ...   .

 

بهمن 87