چاره وری

chare-vary

تجاربی از انقلاب کبیر فرانسه
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٩ 

تجاربی از انقلاب کبیر فرانسه

 

بی شک بیش از صد ها هزار مقاله و تحلیل و سخنرانی در ابعاد مختلف انقلاب کبیر فرانسه انجام شده است . بیش از 225 سال ازعمر  آن سپری شده است. اما هنوز میتوان درس های خوبی از آن گرفت.

در آن زمان یعنی 1789میلادی فرانسه با 25 ملیون نفوس بیشترین جمعیت را در اروپا داشته است. پاریس با بیش از 650هزار نفر شهر تاثیر گذار اروپا بوده است. از این جمعیت 130هزار کشیش و کاردینال و اقمار روحانیون بوده اند که طبقه ای ثروت مند و با نفوذ بود. 400هزار نفر نجبا و فئودالها که این دو طبقه برتری کاملی نسبت به سایرین که بیش از 98درصد کل را شامل میشدند و طبقه 3 خوانده می شدند. پس از جنگهای طولانی با انگلیس و کمک به استقلال امریکا و دوره ای از خشکسالی وضع اقتصادی دولت بسیار وخیم شده بود. نه کلیسا و نه فئودالها مالیات نمی دادند و دولت از تجار و سرمایه داران که آنها نیز از طبقه 3 بودند وام می گرفت . تورم بسیار شدید بود. به لحاظ تئوریک از 40 سال قبل بحث هایی انجام می گرفت و مقالات و کتبی نوشته میشد که بسیار شدید از ساختار اجتماعی حاکم انتقاد میکرد.روسو ، منتسکیو و ولتر از سردمداران متفکرین تحول بودند.  قشر سرمایه داری


که روز به روز رشد می کرد و پولدارتر می شد در آرزوی این بود که به حساب بیاید . شعار برابری برای آنها مفهوم داشت یعنی در قدرت و تصمیم گیری برابر حساب شوند . با بالایی ها برابر شوند . اما برای مردم کوچه و بازار فقط شعار بود آنها هم می خواستند با بالا شریک شوند و واز مایملک آنان بهره برند اما امکان پذیر نبود . در هر حال باید مالکیت با احترام حفظ می شد. در خصوص ازادی نیز اندیشمندان طبقه 3 تمایل به ارتقا و رشد بودند و برابری برای آنها نیز قابل درک بود. اینها در جلوی خود مقاومت و نفوذ کلیسا را داشتند لذا نتقد سر سخت آن بودند اما مردم کدچه و بازار و کشاورزان طرفدار کلیسا و نظام پادشاهی بودند . درخواست آنا بیشتر اقتصادی با همین ساختار بود.

گاه شمار انقلاب نقطه عطف را 14 ژوییه 1789  روزی که باستیل ، زندان دژ معروف تخریب و غارت شد اعلام میکند. البته در آن زمان تعداد کمی زندانی در آن نگهداری می شد اما گفته بودند مهمات زیادی را در آن انبار کرده اند. اما به هر حال نما استبداد بود و شکسته شد. این در حالی است که هنوز پادشاه در مقام خود است و کلیسا نیز کماکان بر اریکه قدرت نشسته است.  

واقعیت این بود که در سال1789 و در ماه مه مجلس عمومی را به تشکیل وبه کاخ ورسای دعوت میکند این مجلس را سه بخش نجبا و روحانیون و طبقه 3 تشکیل می داد که بیش از 450 نفر یعنی 55 درصد از این طبقه بود . اما نمایندگان از همان ابتدا حاضر به برابری نشدند حتی محل تشکیل جلساتشان را در سه محل جدا انتخاب کردند و برا تصویب باید هر سه گروه موافقتد  میکرد. در نیمه ژوئن نماینگان طبقه 3 معترض می شوند و برخی خود را مجمع ملی خواندند. کار به آنجا کشید که لویی شانزدهم در پی انحلال مجلس بر امد و نمایندگان تحسن کردند . نمایندگان قسم خوردند تا تدوین قانون اساسی جدید دست از تحسن بر ندارند . بلاخره پس از فتح باستیل و اصرار نمایندگان بیانیه حقوق بشر یا حق تساوی در برابر قانون نه حتی برای رای و انتخابات در مجالس تصویب شد اما شاه باید امضا کند. در اکتبر کمبود مواد غذایی رزنان را به شورش وا میدارد و با راهپیمایی به طرف ورسای و درگیری شاه و خانوادهاش را گروگان و وادار می کنند به پاریس بیایند و.در کاخی در پاریس اسکان بگیرند. از ابتدای حرکت انقلابی گروه گروه از اشراف مهاجرت کردند به امید تشکیل مقاومت در بیرون باز گشت دوباره. این را ماری انتوانت ، ملکه یا خواهر شاه اتریش از لویی خواسته بود و او قبول نمی کرد. لویی با اینکه شکارچی قابلی بود و اگر یک روز یک گوزن شکار نمی کرد غروب نمی شد و بنیه قوی داشت اما از دستور شلیک به مردم ابا میکرد و همیشه می گفت حتی یک نفر را حاضر به کشتن نیست شاید علت اصلی پایدار ماندنمش با انهمه در گیری همین بود. کلیسا انقدر مقتدر و ثروت مند بود که شاه نمی توانست روی ان حساب نکند . حتی پروتستانها و یهودیان فرانسوی آزاد نبودند. اما فشار اقتصادی باعث شد بدنه روحانیت از سر آن جدا شود و جانب مردم را بگیرد لذا پس از 16 ماه از فتح باستیل وقتی مجلس مصوب کرد اموال کلیسا مصادره گردد و شاه مجبور به امضا آن شد کشیشان کاتلیک و پروتستان یکدیگر را برادر خطاب کردند. چرا شاه مجبور شد ؟ با اینکه مردم معتقد به کلیسا بودند و از آن اطاعت می کردند و شاه هم بزرگترین حامی اش کلیسا بود اما گرسنگی و شور انقلابی راهی جز تسلیم برای شاه باقی نگذاشت در ژوییه 1790 سالگرد فتح باستیل بنا شد جشن گرفته شود و از اطراف و سایر نقاط اروپا میهمان بیاید تخمین زده شد سیصد هزار نفر میایند. لذا وسعتی برابر با همین عدد و بر حسب متر مربع می بایست آماده شود و زمان فقط 15 روز است . تمامی مردم پاریس با بیل و کلنگ و داوطلب و آواز خوان زوینی به طول 1000متر و عرض 300 متر را برداشت و صاف کردند و سکویی برای قرار گیری شاه روی آن به منظور اعلام حمایت از انقلاب مهیا کردند . این در هیچ زمان و مکان دیگر امکان پذیر نیست. پس از مصادره اموال کلیسا لویی که قدرت کلیسا را ضتضعیف شده دید ، ترسید و حالا تن به فرار و مهاجرت داد. در ژوئن 1791تصمیم خود را عملی میکند ودر یک روز با همسر و فرزندان و خدمه 240 کیلومتر را میرود اما توسط کشائرزان شناسایی و باز گردانده میشود . و در قصر شیشه ای به قول ماری انتوانت با سمت پادشاه زندانی میگردد. حالا نمایندگان جسارت ان را یافته اند که در خواست امضا قانون اساسی را بکنند به عبارت دیگر پادشاهی مشروطه شود. در سپتامبر 1791 قانون اساسی جدید امضا میشود توسط پاذشاه و شب آنروز لویی نزذ همسرش به گریه می نشیند و طلب بخشش میکند از گرفتاری موجود و اینکه آسایش او و فرزندانش را که می توانست در وین حاصل شود با عدم قبول فرار زوتر از دست داده بود. حالا نقطه عطف دوم شروع میشود اروپا به خود میاید . سلطنت مشروطه برای دیگر کشورها هم زنگ خطر است لذا به فرانسه اعلام جنگ میشود . عجیب است در داخل نیز برخی تازه آمدگان در قدرت از جنگ بدشان نمیآید. گویی همه چیز برای تغیرات اساسی ۀماده میشود . بدون شرایط جنگ شاید ممکن نبود مردم راضی به ترک پادشاهی شوند و جمهوریت را قبول کنند . و کلیسا دومین ضربه را بخورد و برای همیشه در سایه قرار گیرد. لذا اتریش و اسپانیا و انگلستان و پروس به فرانسه اعلام جنگ می کنند. مدارکی روشن می کند شاه نیز به بیرون چراغ سبز نشان داده است و کار به رسوایی می کشد و در اوت 1792 پس از سه سال از شروع خیزش لویی خلع میشود. انتخابات بایستی برگزار شود و حالا سه گروه سالطنت طلب و جمهوریخواه و میانه با صرف پول و شانتاژ و تهدبد و بر هم زدن تجمعات رقبا در رقابت قرار میگیرند و تحت تاثیر ژاکوپینها که اکثریت نیز نیستند پادشاهی لغو و جمهوری اعلام می شود. در ژانویه 1793 دادگاه لویی را گناهکار اعلام و 10 روز بعد حکم اجرا و اعدام میشود. آغاز دوره وحشت و تسویه حساب ها که روبسپیر و همکارانش عده بسیاری را به کشتن میدهند و با ارعاب در ایکه قدرت می مانند که پس از ده ماه با خلع و اعدام آنها این دوره به پایان میرسد . قانون اساسی جدید نوشته و در 1795 تصویب می شود با دول اروپایی هم پیمان صلح بسته می شود اما ناپایدار. دولت جدید با اینکه کالا مبتنی بر قانون است اما کاری از پیش نمی برد و هرج و مرج و مشکلات اقتصادی آنقدر ادامه می یابد تا در سال 1799 یعنی یک دهه گذشته از شروع خیزش ژنرالی جسور ، ضد کلیسا و با هوش زمام امور را برای کشور گشایی و انجام جنگهای بزرگتر به دست میگیرد و او ناپلئون است . این ژنرال که دیگر نیازی به کلیسای شکست خورده هم ندارد . کل دستاورد ها را تحت تاثیر قرار می دهد حکومت به کنسولی مادام العمر تغیر میکند و با کبکبه تمام تاجگذاری میکند و حالا دیگر کسی را جرات جمهوری خواهی نیست.

از این گاه شما سریع فرضیه هایی را بیان می کنیم که قابل تامل هستند اما تحقیق شده نیستند:

- کلیسا با دور شدن از معنویت و مال اندوزی به شکست رسید و از قدرت سیاسی دور شد  اما این ربطی به اعتقاد و باور شخصی مردم به دین نداشت . فقط در عرصه سیاسی دین از سیاست جدا شد.

- خیزش ها مربوط به دوره جوانی هستند و جمعیت جوان و مستعد موتور محرکه آن است وگرنه سیاسیون هم اهل مدارایند هم میتوانند قابل اعتماد نباشند . میرابو از سیاسیون محبوب ملت بود اما در پنهان با شاه بسه بود پس از مرگ با احترام در پانتئون به خاک سپردند اما مدارک که رو شد خارجش کردند و تعدادی را که روبسپیر و همکارانش کشتند از استبداد شاه بیشتر بود . اما فتح باستیل ، خارج کردن شاه از ورسای و حرکت های خود جوش دیگر که جنبش را به پیروزی رساند با موتور محرکه جوانان بود.با توجه به جمعیت جوان خاور میانه و حتی آفریقا شاهد تحرکات قابل اعتنایی  نبستیم. جوانان مستعد به فکر مهاجرتند تا تغیرات در داخل.  

- برای اکثریت مردم کوچه و بازار و غیر سیاسی نوع حکومت مهم نیست ، نتیجه و رفاه مهمتر است. حذف قدرت سیاسی کلیسا و تغیر و تغیر از پادشاهی به جمهوری و قبول امپراطوری ناپلئون.

- در کشور های خاور میانه که نفوذ مذهب تاریخی و قوی است حتی الگوی نظیر ناپلئون و ناسیونالیسم نیز پایدار در تغیر و خروج دین از سیاست نبوده است . رضا خان، صدام، ناصر، آتاتورک،حافظ اسدو قذافی به محض خروج بازگشت به حکومت دینی را تجربه کرده اند.البته در تمامی آنها دین آلتر ناتیو مخالف حکومت بوده نه حامی آن.مجه مشترک آنها حرکت به سوی توسعه اقتصادی با تنگنا و فشار سیاسی بوده است.

- هیچ یک از کشورهای خاور میانه به توسعه اقتصادی و سیاسی نرسیده اند حتی با پول منابع خدادادی زیاد نظیر عربستان نیز نتوانسته اند آیا در رابطه به تمایلات سنت گرایانه غالب در مردم است؟ آیا نقش|پررنگ سیاستهای قدرتمند جهانی غالب بر اراده مردم است؟  

-  دامن زدن به اختلافات فرقه ای و مذهبی و قومی تاچه حد در شکل گیری خیزش هایی که به تغبرات مثبت در توسعه پایدار سیاسی و اقتصادی منجر شود تاخیر ایجاد می کند . و در این صورت خاور میانه به سمت یک جنگ بزرگ هدایت نمی شود. 


کلمات کلیدی: مقالات سیاسی ، سیاسی