چاره وری

chare-vary

مذاکرات با 5+1و پسامد های آن
ساعت ۳:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱۱ 

مذاکرات با 5+1و پسامد های آن

وقتی مذاکرات برای چندم بار تمدید میگرددو طرفین تاکید بر آخرین مهلت را میشکنند ، جند نتیجه گرفته می شود: اشتیاق طرفین برای حصول نتیجه بالاست.

طرفین قابلیت گفتگو دارند به عبارت دیگر از مرزها کوتاه می آیند. 

باید بده بستان کرد و امتیازات بیشتر رااز آینده گرفت .و بالاخره اگر نشد باید راه تقابل را برگزید که احتمال کمتری دارد.

با توجه به تیم های زیر مجموعه بنظر نمی رسد اینبار دست خالی برگردند و تطویل برای تنظیم تغیرات در بده بستان هاست.

اما در خصوص دوام آن وقتی اینهمه سر سختی از طرفین بوده به همان نسبت از دوام

کاسته می شود. در چنین شرایطی نیاز های به روز و نه استراتژی مرز شکنی را توجیه می کند که با رفع آن نیاز خطر دبه زیاد می شود. اما همیشه توافق هر چند نا پایدار از ابقا اختلاف شیرین تر است .

توافق امیدوار کننده است . فضای مثبت کار و تلاش را میدان می دهد و اختلاف سر از بلا تکلیفی و فرصت سوزی در می آورد.لذا همیشه توافق ارجح است و برد است.




با اتمام نوشتار توافق شروع اقدامات برد آغاز میگردد. استفاده از شرایط جدید و استفاده از فرصت های حاصله برد را رقم می زند. اصولا کاربرد توافق خوب بازی سیاسی است .

توافق یعنی پذیرش شرایط موجود در کسب بهترین نتایج و امتیازات انجام شدنی . لذا توصیف خوب به توافق اگر به مفهموم آن باشد که طرف مقابل تسلیم شد و باخت کرده است از ارزش و پایداری آن می کاهد.

برد واقعی بعد از نوشتار توافق است و طرفی که هوشیارانه تر و با برنامه تر عمل کند برد

واقعی و نه شعاری را نصیب خود خواهد نمود.

برگردیم سراغ خودمان ، واضح است شرایط تحریم و انزوا اقتصاد ما را تخریب نمود . برای مقابله با آن نه تجربه داشتیم و نه خوب عمل کردیم .و این فشار اقتصاد بسیاری از مرزهای مارا شکست . لذا با رفع آن شرایط اگر اقتصاد ترمیم نشود باخت کرده ایم.

در سیاست بیرونی مارا منزوی کردند تعامل با منطقه را به تقابل کشاندند و با آن جریان رفتیم که متضرر شدیم . برای خروج از آن باید به خواست ماتها بیشتر توجه شود وگرنه مثل آمریکا حمایت مردمی را از دست می دهیم آمریکا واقع بینانه عمل نکرد و رای ملت های منطقه راغ از دست داد . الفبای سیاست خاجی است که نمشود از تعادل داخلی غافل شد و با هزینه تعادل داخلی ملل منطقه را تغیر داد نا پایدار است و نتیجه نمی دهد.

شرایط جغرافیایی ما حکم می کند با قدرتهای بزرگ جهانی از موازنه منفی استفاده کنیم با حکگومت های منطقه مدارا کنیم و روابط فرهنگی خود را توسعه دهیم .با تعامل و مدارا و روابط خوب فرهنگی به روابط مفید اقتصادی خواهیم رسید.

روابط اقتصادی را مردم و کار آفرینان خودشان رقم می زنند و دولتها وظیفه هموار سازی مسیر را دارند و لا غیر.

برد ما در پیروزی بر دو مورد فوق رقم میخورد وگرنه بحث های بند بند توافق انحرافی و اتلاف وقت است زیرا مذاکره کنندگان سالها روی آن کار کردهاند و از قلم نیانداخته اند.

در ترمیم اقتصاد در مقالات قبل بارها گفته شد . ترس از تورم و نگهداری رکود به آنم بهانه مخرب است و عاقبت آن امروز از کار افتادن چرخ لنگر اقتصاد است که به راحتی بر نمی گردد.و اسف ناک است.

برای راه اندازی مجدد باید به روغن کاری اقتصاد دههک های 3تا 7 توجه ویژه شود . از تجارب دیگران استفاده دشود و از باند بازی و تنگ کدن فضای گفتگو پرهیز شود . چین در بحران 2009 از روشهای خوبی استفاده کرد . البته الگو باید قابل انطاف باشد. در هر حال وظایف دولت مشخص است . مخالفت با رانتها ، جلوگیری از انحصارات ، مبارزه جدی با فساد اقتصادی ، عدالت در اخذ مالیاتها و پرهیز از سیاستهای صرفنا پولی در اقتصاد به وظایفش عمل می کند. عدم دخالت جدید در اقتصاد با برنامه کاهش دخالتها با آمنگ مناسب که منجر به فساد و خلا نشود مکمل وظایف دولت است.

در هر حال توافق به نتیجه میرسد و انتهای کار است اما برد مسیر راحتی ندارد و خون دل میبرد تا از جزمیت به عقلانیت نهادینه برسد و شهد برد را نصیب سازد.