چاره وری

chare-vary

اشتباه برآورد آماری پیش‌بینی‌های سیاسی اجتماعی در جوامع کمتر صنعتی
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٩ 

اشتباه برآورد آماری پیش‌بینی‌های سیاسی اجتماعی در جوامع کمتر صنعتی:

اگر از فردی که تجربه مشارکتهای مدنی مناسب و کافی ندارد درخصوص موافق یا مخالف بودن با پدیده‌ای سؤال شود، جواب فقط موافقم یا مخالفم خواهد بودوکمتر به گزینه‌های دیگر نظیر اینکه ،تاحدودی موافقت دارم یا در شرایطی مخالفم، در شرایطی موافقم و... را خواهید شنید.

حال در این جوامع اگر پدیده‌ای بطور ماهوی مثلاً 60% موافقت درونی افراد را کسب نموده باشد پاسخ آنان،کاملاًموافق را اعلام مینماید در نتیجه مطالعۀ آماری موافقت بیشتر از 75%  را نشان خواهد داد و به همین ترتیب اگر پدید با 45% موافقت در محدوده ردشدن قرارگیرد برآورد جنبه موافقت را کمتر از 25% اعلام مینماید، و با قدرت نفی میشود که در هردو حالت میتواند دور از واقعیت باشد.


با این شیوه نگرشی، اغلب پدیده‌های بین 40% تا 60% به لحاظ موفقیت میتوانند با سرعت حیرت‌‌‌آوری به پدیده‌های قبول یا رد ، تغییر وضعیت دهند و ناپایداری در تصمیم‌گیری بلند مدّت را حاصل نمایند، لذا پدیده‌ای که با 75% موافقت روبرو بود بناگاه به 25% می‌رسد و بطور فاحش ردمیشود، این وضعیت برای گروههای سیاسی و یا رویکردهای اقتصادی شرایط دشواری را حاصل می‌نماید، فرصت اصلاح را از آنها میگیرد و کمتر میتوانند روی ائتلاف‌ها و حرکتهای جمعی تمرکز نمایند، زیرا هر گروه یا رویکرد یا با اکثریت پذیرفته میشود یا قاطعانه رد میشود، نتیجتاً در رویکردهای اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی پیش‌بینی یک وضعیت جدید براحتی امکان پذیر نیست و چرخشهای آنی و حیرت‌آوری احتمال وقوع دارند.

 در این شرایط چاره‌ای نیست مگر در خواست مشارکت از مردم برای کارهای اجتماعی و سیاسی بیشتر شود، تا‌تجارب کارکردهای قانونی و نگرش طیفی آنان تقویت گردد. این امر در ابتدا با نوعی بهم ریختگی و هرج و مرج همراه خواهد بود، امّا ملتها ناچار از این گذار ،میباشند، و  در غیر اینصورت بدیهی است رویکرد عمومی این جوامع برمبنای تصمیم‌گیری هرمی خواهد بود و این نوع رفتارهای هرمی هر‌آن، انتظار تغییر وضعیت از پذیرفته شدۀ  قابل‌اعتماد به مردود غیر قابل اعتماد را بایستی داشته باشد، و برای حفظ موقعیت خود چاره‌ای جز ایجاد فشار و مراقبت تحکمی نخواهند داشت، بیشتر جوامع توسعه نیافته و آفریقایی  شاهد این وضعیت هستند.

این اقبال بزرگی برای آن ملتهاست که رهبری دلسوز و متفکر دارند که دراین صورت با کسب اکثریت میتواند تحولات عظیمی را ایجاد نماید و مخالفان هم یارای سنگ‌اندازی کمتری را خواهند‌داشت و اکثر ملل شاهد این رویکرد مثبت بوده‌اند و به تناسب شرایط زمانی و تحولات درونی و بیرونی بهره برده‌اند امّا درمقابل حاکمانی با افکار غیرتوسعه‌ای و مضر برای پیشرفت آن ملل نیز توانسته‌اند ازاین کم تجربگی مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم سوءاستفاده برند و مدتها بر مسند قدرت باقی بمانند.

یک تفکر سود و هزینه‌ نتیجه میدهد، لازم است هزینه اوضاع بهم ریختۀ شروع مشارکتهای مردمی پرداخت شود تا به سود‌آتی و درازمدت آن یعنی بلوغ سیاسی و اجتماعی و تفکر منطقی و کمتر احساسی عمومی دست یافت.

از طرف دیگر سکته‌های ناشی از قبول کامل یا مردود شدن قاطع، مسیر اقدامات مثبته و توسعه‌ای را مختل مینماید و به دوباره کاریهای بسیاری که هزینه‌های اقتصادی کلانی را به مردم تحمیل می‌نمایند می‌انجامد چرا که بسیار اتفاق می‌افتد گروهی فقط 60% یا 55% موافقت جمعی را داشته‌باشند یا رویکردی اقتصادی یا اجتماعی در‌حد پذیرش60% باشد با کوچکترین چالش میتواند به مرز 45% سقوط نماید که با وصف گذشته سریعاً به رد و سقوط می‌انجامد.

درهرحال تشویق به مشارکتهای اجتماعی و سیاسی در درازمدت برای تمامی طرفها و گروهها منافع بیشتری را تأمین مینماید و برای ملل رشد و توسعه را به همراه دارد.


کلمات کلیدی: مقالات اجتماعی