چاره وری

chare-vary

وقتی ظل السلطان هم از مشروطه خواهی دفاع میکند
ساعت ۳:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱/۱۱ 

وقتی ظل السلطان هم از مشروطه خواهی دفاع میکند

مسعود میرزا پسر بزرگ ناصرالدین شاه قاجار چون از مادر صیغه ای غیر

قاجار متولد شد، شاه او را ولیعهد انتخاب نکرد و به جای او مظفرالدین میرزا ولیعهد شد.

مظفرالدین شاه 40 سال ولیعهد بود . او ابتدا با دختر امیر کبیر ازدواج نمود که ثمر آن

ولیعهدی محمد علیشاه بود. هم چنین از همسر دیگرش سرور السلطنه ،خاله دکتر مصدق، صاحب اشرف الملوک یا خانم فخرالدوله همسر محسن خان امین الدوله شد .

اما مسعود میرزا در آرزوی شاه شدن به سر حد جنون رسید. او بسیار قصی القلب

بود در زمان حکمرانی بر اصفهان و فارس و یزد و شیراز بسیار ظلم کرد و برای کسب

مال و مالیات و حق اربابی از مردم از قتل آنها هم ابایی نداشت . حتی ناصرالدین شاه

از او بیمناک بود . تا جاییکه تمامی ایالات را از او گرفت و فقط اصفهان را باقی گذاشت.

 

 



کلمات کلیدی: مقالات اجتماعی ، سیاسی ، تاریخی
 
می بالم به تو ای وطن
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱/٤ 

می بالم به تو ای وطن

می بالم به تو ای ایران نه فقط برای تاریخ بزرگ و پر بارت یا قهرمانانت ویا

ادیبان و شعرای گرانقدرت بلکه اینبار برای اینهمه مال و مکنت و سخاوتت.

با این همه دزدی چند هزار میلیاردی که در چند سال گذشته اتفاق افتاد خم به ابرویت

نیامد. با این همه دلار و ارز که هر روز و هر ماه خارج میشود ، انگار نه انگار . بیش از

چند ده هزار پزشک متخصص ، پیمانکار زحمتکش، بساز بفروش برجساز، تاجر گرانقدر

خانه وزندگی را در کانادا و یا آمریکا و بعضا اروپا منتقل کرده و اینجا تلاش می کنند و

سر ماه هرکدام چندین هزار دلار را برای مخارج انجا روانه می سازند و تو ای ایران

انقدر توانا و پولداری که قلقلکت هم نمیاد. تازه اکثرشان آپارتمان و ویلا و ماشین های

آنچنانی هم دارند که با همین پولها خریدهاند که فقط نام تو را سر بلند کنند.

پیمانکار زحمتکش از یک قرارداد بیست میلیاردی فقط هشت میلیارد سود برده


 
نمایش زندگی
ساعت ٤:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱/٤ 

 نمایش  زندگی

محیط زندگی و افراد شباهت فراوانی به یک مجموعه ی بازیگر و تماشاچی

دارد . به جماعتی ،فقط چند لحظه ای فرصت بازی می رسد. برخی لحظات بیشتر و

گسسته ای بازی می کنند یا در بازی هستند. برخی هم بیشتر حیاتشان را با

تماشاگران بیش و کمشان می گذرانند. تماشاچیان متغیرند از دو نفر در خانواده تا

اهالی یک محل یا شهر و یا کشور و حتی بخشی از جهان. در هر صورت کم و یا زیاد بازیگر از داشتن تماشاچی یا تماشاچیان ،سر مست می شود.

ستاره شدن و مورد توجه بودن از لذایذ ذاتی بشر است. در این مجموعه بازی و بازیگر و تماشاچی قطع شدنی نیست . بازیگر بدون تمرین نقش به بازی می پردازد .و در

نقش ها خودش است واگر به دروغ وانمود  کند به دل نمی نشیند ، حتی اگر تشویق گردد. حقیقت این نمایش ،به دل نشستن و تعدد تماشاچی است . هر چه فزونتر

باشد فرد بازیگر پر دوام تر و مشعوف تر و شیدا تر است. نمایش ها هم تکرار نمی شوند و فقط در خاطر می مانند یا محو می گردند.

این مجموعه دو بازیگر جاودانه و همیشگی دارد. یکی بی نیاز مطلق و توانای


 


کلمات کلیدی: عرفان ، اجتماعی ، فلسفی